بامزه ترین و اگورپگور ترین چیز درمورد دیشب بچه ها بودن، بچه هایی که تو شعار دادن باهم رقابت میکردن بچه هایی که تو اتوبوس با شور و اشتیاق و انرژی تموم نشدنیشون ای ایران میخوندن بچه هایی که پز دادنشون به خاطر این بود که بلد بودن تقسیم با باقی مانده انجام بدن بچه هایی که برای بزرگ نشون دادن خودشون وقتی ازشون پرسیدن چند سالتونه گفتن مهر سال دیگه میریم چهارم
پاکی و صداقت بی کلگی و ازاد بودن از بندای این دنیا شور و شوق و امید و زندگی اینا همه ی احساسات من راجع به این پسربچه های کوچولوی قافله امون بود😭
واقعا دیشب دلم خواست یه داداش کوچولو داشتم، تنها چیزی که الان دارم پسرداییامن که امیدوارم هیچوقت بزرگ نشن🙏🏻
واقعا عرفانه کسیه که ظرفیت معروف بودن و طرفدار داشتن رو داره کسی که واقعا لیاقت این جایگاهی که الان هست رو داره نمیدونم چجوری توضیح بدم منظورمو فقط اینکه خدایا خوشحالم این آدمو آفریدی👏🏻
حواستون هست این شبا بدون صدای انفجار بدون صدای جنگنده بدون وحشت و ترس راحت میخوابین؟
دیشب به این فکر کردم و با تمام وجودم از خوابم لذت بردم😏
حقیقتِ نور
اهان یه چیز دیگم میخواستم بگم یعنی چند تا چیز🤣 بعدش میرم فقط درسسس
بیخیال بقیه اشو بعد میگم🧍🏻♀
حقیقتِ نور
قطره ی آبی که دارد در نظر گوهر شدن از کنار ابر تا دریا، تنزل بایدش _صائب تبریزی
صائبم چه خوش مینوازه ها
هم این بیتش خیلی قشنگ بود همون که میگفت:
در سینه خون گرمش یاقوت و لعل گردید
در زیر تیغ چون کوه هرکس فشرد پارا
من در به در دنبال جزوه درسامم😀
حکیمه واقعا غلط میکنی از این به بعد سر کلاس عین آدم جزوه ننویسی