eitaa logo
سلوک معنوی ـ حیات عارفانه
793 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
204 ویدیو
7 فایل
🎈#سلوک_معنوی #حیات_عارفانه، معارفِ تدوین شده و بازنویسیِ سخنانِ ارزش‌مندِ توحیدی، ولایی، عرفانی و معنویِ سالکانِ راه در حوزۀ نظری و معرفتی (معرفتِ توحیدی، معرفتِ نفس، معرفتِ هستی)، و حوزۀ عملی (تهذیبِ نفس، و حضورِ دین در متنِ زندگی) است. @Useriran
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 ﷽ 📚 🗨 گاوِ بنی‌اسرائیل! (۲) 🔹پس سالک باید طبقِ آن‌چه برایش روشن است، وظیفه‌ای برای خودش ترسیم کند و در عمل به وظیفه‌اش کوشا باشد. لازم نیست از حقیقتِ امور باخبر باشد؛ کافی است به‌قدرِ علمی که دارد یا چیزی که گمان می‌کند حقیقت است، وظیفه‌اش را تشخیص دهد و طبقِ آن عمل کند. 🔹علمِ مطلق برای خدا خوب است نه ما؛ علمِ زیاد هم برای انبیاء خوب است نه ما. ما باید طبقِ علمِ محدودِ خود عمل کنیم و به سعادت برسیم؛ خدا همین‌قدر از ما خواسته و به همین از ما راضی است. ما را چه به سر درآوردن از حقایقِ هستی! 🔹بیش‌تر خواستن، ریشه در نفسانیّتِ انسان دارد و ممکن است انسان را جهنّمی کند؛ مگر شیطان این‌طور نشد؟! علمِ شیطان یقیناً از عالِمانِ تمامِ دوران سر است، ولی مگر علمِ تنها نجات‌بخش است؟! کافی از امام صادق (ع) از قولِ عیسی بن مریم (ع) روایت می‌کند: ای پسرِ آدم! تا به چیزی که می‌دانی عمل نکرده‌ای، در پیِ دانستنِ چیزی دیگر مباش، که برای تو شوم است. 🔹برخی موارد در زندگیِ فرد - و نیز در مقیاسِ وسیع‌تر، در صحنهٔ اجتماع - باید مکتوم بمانند و آشکار شدنش به نفعِ فرد - یا جامعه - نیست؛ مثلاً قرار نیست همه از اسرارِ نظامیِ کشور باخبر باشند، یا قرار نیست اطرافیانِ من بدانند که دقیقاً به چه فکر می‌کنم و مالِ خود را کجا نهاده‌ام و چه قصدی دارم. (خصوصاً عقاید را باید کتمان کرد. کتمانِ عقاید از نااهل، نامش تقیّه است و چند صد حدیث در وجوبِ تقیّه و این‌که جزئی از دین است وارد شده). 🔹خلاصه این‌که آشکار شدنِ خیلی از امور، آفت‌زاست و تفحّص در آن‌ها وَبال دارد. کاری که به کسی مربوط نیست نباید از آن بپرسد و نباید اطّلاعاتِ مربوط به آن کار در اختیارِ او قرار بگیرد. خیلی راست‌ها را نباید گفت و نیز نباید پرسید. صراحت و تفحّص، همه‌جا خوب نیست. دانستنِ هر چیزی نه لازم است و نه مفید. چه بسیار شده که تفحّص یا سوالی بی‌جا، کدورتی ابدی بینِ دو دوست پدید آورده است. 🔹نورالثقلین از امیرالمومنین (ع) روایت می‌کند: خداوند مسائلی را بر شما تکلیف نکرده، نه این‌که فراموش کرده بلکه عمداً نگفته؛ پس برای دانستنِ آن‌ها خود را به زحمت نیندازید. @sulookmanavi
🖌يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا ... (لقمان، ۱۶) ♦تک‌تکِ ذرّاتِ هستی، بسوی خدا در حرکت‌اند و حساب و کتابِ مخصوصِ خود دارند. تک‌تکِ نیّات و ریزترین کارهای انسان هم در سرنوشتِ او موثّرند. @sulookmanavi
📚 ﷽ 📚 🗨 گاوِ بنی‌اسرائیل! (۳) ♦این سوالات به دو دستهٔ اساسی تقسیم می‌شود: 🔹یکی، جزئیاتی از احکام که دخلی به روحِ آن‌ها نداشته و فقط عمل به آن‌ها را سخت‌تر می‌کنند. مثالِ معروفِ این نوع سۇالاتِ نابجا، همین ماجرای گاو در سورهٔ بقره است. خدا از بنی‌اسرائیل خواست گاوی قربانی کنند، لذا با قربانی کردنِ هر گاوی راضی می‌شد، امّا پرسیدند‌: نر باشد یا ماده؟ چند ساله باشد؟ چه رنگی باشد؟ به چه درد بخورَد؟ و هربار خدا جوابی به سۇال‌شان داد؛ پس تکلیفِ مطلق و آسان، مقیّد و متعیّن گشت به " ... بَقَرَةٌ لَا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لَا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لَا شِيَةَ فِيهَا ... (بقره، ۷۱)، که در تمامِ بنی‌اسرائیل فقط یکی پیدا شد و مالکِ آن حاضر به فروش نشد اِلّا این‌که به وزنش طلا گرفت! 🔹این سۇالاتِ بی‌جا فقط در شُبَهاتِ حُکمی نیست، بلکه در شُبَهاتِ موضوعی نیز قابلِ طرح است؛ برای همین در روایات (بیش از چند صد روایت) از تفحّص در موضوعات نهی کرده‌اند؛ یعنی اصل را باید بر طهارت و حلیّت گذاشت و در موضوعات تجسّس نکرد تا نجاستی پیدا کرد یا مصداقِ حرامی انتزاع نمود و کار را بر خود و دیگران سخت نمود. (در شبهاتِ حُکمی نیز روایاتِ زیادی در دست است که اهلِ بیت (ع) لعن کرده‌اند کسانی را که مدام از آن‌ها مسٲله می‌پرسیدند و باعث می‌شدند حکم بر دیگران سخت شود، و کارِ اینان را با یهودیانِ ماجرای بقره تشبیه کرده‌اند). 🔹دوم، سۇالاتی راجع به حقایقِ هستی، ازجمله بواطنِ افراد و نیّاتِ آن‌ها، عوالمِ پشتِ پرده و موجوداتِ غیبی، و نیز تقدیراتِ آینده ازجمله اجل‌ها و بلاها و ارزاق و فرجام‌ها و عاقبت‌ها و عیوبِ دیگران، که دانستنش معمولاً افراد را به اضطراب می‌اندازد و نسبت به تکالیفِ حال، سست می‌کند. @sulookmanavi
7.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 👆👆👆👆 🎤 موضوع: کجا می‌رویم؟! 🎥: 🔹انسان نمی‌تواند آرام بگیرد؛ حتّی راکدترینِ آدم‌ها طالبِ چیزی هست که امروز ندارد. انسان هیچ‌وقت در آن‌چه که دارد خلاصه نمی‌شود. این خصوصیّتِ انسان است که بیرون از خودش و بیرون از حالش و جدای از امروزش را فکر می‌کند. 🔹شاید یک پدیدهٔ دیگر غیر از انسان، یک موجودِ دیگر ـ حتّی اگر جان هم داشته باشد ـ این احساسِ گسترده را، این بیرون‌نگری را در خودش نداشته باشد، یعنی به آن‌چه که دارد دیگر بیش از آن نمی‌خواهد. اگر بزی هست، گاوی هست، گوساله‌ای هست، قدرتی هست، شیری هست، پلنگی هست، به همان‌چه که در دسترسش هست قانع هست و با همان زندگی می‌کند، مشکلِ دیگری ندارد. 🔹این انسان، در این بحثی نیست که سالک است، بحث در این است که سَمتش؟ أَیْنَ تَذْهَبُونَ؟ کجا داریم میریم؟ به چی روی می‌آوریم؟ به چه چیزی می‌خواهد پیوند بخورَد؟ حتّی اگر خودش را خرج می‌کند، می‌خواهد آخرین خطّ وجودِ او چه چیزی را امضاء کند؟ اگر خودش را می‌دهد، چه چیزی را می‌گیرد؟ @sulookmanavi
📚 ﷽ 📚 🔹آدمی آن چیزی است که در تمامِ روز به آن می‌اندیشد، و البتّه - عمیق‌تر - آن‌چه می‌خواهد، هرچند به آن‌ها نیاندیشد. 🔹تنها راهِ نجات از گیرهای سرنوشت، رها کردنِ همه چیز جز خداست؛ آن‌وقت سرنوشتی وَرای خواست‌های بچّه‌گانهٔ آدم بر زندگیِ او حاکم می‌شود و بهترین‌ها را برای او می‌خواهد و او را بسوی خدا می‌برَد. @sulookmanavi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔸در موردِ و در قرآن می‌توان به این آیهٔ سورهٔ اعراف اشاره کرد: "فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا"؛ وقتی آدم و حوّا مزه‌ٔ میوه‌ای را که ممنوع بود چشیدند، لباس‌های‌شان ریخت. 🔸حضرت صدّیقهٔ طاهره ـ سلام‌الله‌علیها ـ فرمودند: "خداوند دزدی را حرام کرد تا مردم پاک‌دامنی‌شان از بین نرود". گویی رابطه‌ای فطری بینِ "لقمه" و "عِفاف" وجود دارد. درواقع ـ با این نگرش ـ ناهنجاری‌های رفتاری در حوزهٔ پوشش و حیاءِ مادران و دختران و غیرتِ پدران و برادران، با نوعِ درآمد و کسب و تفاوتِ لقمه‌ها رابطهٔ مستقیم دارد. 🔸از نقشِ رسانه و تربیّت نیز نباید غافل بود؛ امّا جامعه بدونِ توجّه به ""، به‌هیچ‌وجه روی "" را نمی‌بیند. @sulookmanavi
📚 ﷽ 📚 🔹کسی که در باقی می‌مانَد، در خودش اسیر مانده و و راهِ ضلالت را انتخاب می‌کند و نمی‌فهمد که اوّل و آخر، خداست. 🔹بعضی‌ها زود می‌فهمند و راه را پیدا می‌کنند و برمی‌گردند پیشِ خدا و بندهٔ خدا می‌شوند؛ بعضی‌ها هم دیرتر و دیرتر. امّا نباید خیلی طول بکشد؛ طول کشیدنش آدمِ آواره را سر به هوا می‌کند و آدمِ سر به هوا کم‌کم خانهٔ پدری و گرمای آن‌را فراموش می‌کند، ممکن است دیگر برنگردد. 🔹وقتی کسی به خُو کرد، آرزوی بازگشت به را از دست می‌دهد. @sulookmanavi
📚 ﷽ 📚 🗨 چرا بیماری هست و در بیماری چه باید کرد؟ 🔹خداوند ارواحِ انسان‌ها را هبوط داده و آن‌ها باید مدّتِ مشخّصی را در زمین طی کنند. حیاتِ زمینی یک دارد، یک ، و یک : وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا (کهف، ۴۵). [همه باید درنهایت در اثرِ زوالِ جسم، از کالبدِ مادّی بمیرند و به آخرت برگردند؛ یعنی مسیر از بیماری و مرگ می‌گذرد]. 🔹البتّه دو نوع بیماری داریم: یکی بیماریِ مختوم به مرگ است؛ و دیگری بیماریِ ابتلایی است، یعنی آدم مبتلا می‌شود و باید در استشفاء صبر کند تا خوب شود. (این صبر برای مۇمنین ترفیعِ درجه دارد). [در نوعِ اوّل - یعنی مرضی که قرار است فرد در آن بمیرد - دوا و درمان فایده‌ای ندارد جز این‌که رنجِ زیادِ کوتاه‌مدّت را به رنجِ کمِ بلندمدّت تبدیل می‌کند]. 🔹بیماری از هر نوعی که باشد، باید ضمنِ آن سه کار کرد: ✦یکی طیّ روندِ درمان، بنا به وظیفه؛ ✦دوم ذهن نگذاشتن روی بیماری و نترسیدن از آن، بلکه به هیچ گرفتنِ آن و مشغول بودن به عبادت و خدمت؛ ✦سوم صبوری ضمنِ آن و تلاش در جهتِ ختم کردنِ صبر به رضا و شهودِ خداوند در بیماری. دراین‌صورت، بیماری برای انسان برکت است و باعثِ ترفیعِ او می‌شود. @sulookmanavi