هدایت شده از ☣ 𝓭𝓷𝔂𝓪𝓲 𝓶𝓿𝓪𝔃𝓲 ☣
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی تیک تاک بزنید "My life" و پشماتون میریزه
دردهایی که به نظر مسخره میان زخم های ماندگار تری از خودشون به جا میذارن.
هدایت شده از اطلسی چشمانش💙
یا مسیح ای پسر خدا
تورو جان حضرت ابولفضل
منو از دست مدرسه نجات بده
هدایت شده از حاشیههای یک کتاب باز
🎲 چالش سوم
نگاهم را از چهره گروگانها میگیرم و به پنجره میدوزم. شاخههای درخت با وزش باد آرامی تکان میخورند. چند لحظه سکوت میکنم و بعد، بیآنکه برگردم، میگویم:
ـ چالش سوم خیلی آسونه...
مکث میکنم. لبخند محوی گوشه لبم مینشیند.
ـ البته شاید کمی هم لو دهنده باشه.
نگاهم را از پنجره میگیرم و به جمع برمیگردم.
ـ از او بنویسید. او میتونه یک آدم باشه، شاید یک حیوان، شاید یک شیء... یا حتی چیزی فراتر از انسان. فقط یادتون باشه، گاهی چیزهایی که بیشتر از همه دربارهشون مینویسیم، همونهایی هستن که کمتر جرئت میکنیم اسمشون رو بیاریم.
ـ موفق باشید، گروگانهای عزیزم!
بهسمت دستگاه پخش موسیقی میروم. انگشتم را روی دکمه میگذارم و ناگهان موسیقی بیکلامی در کتابخانه پخش میشود. چند قدم دور میشوم و انگار تازه چیزی یادم آمده باشد، برمیگردم.
ـ راستی، پروانه... آبپرتقال هم میتونید بردارید. لازم نیست برای نوشیدنش از من اجازه بگیرید!
لبخند میزنم و دوباره رو به پنجره میکنم.