اهمالʕ •ᴥ•ʔ
خیلی خیلی اصلا کتاب باید خاطرات آدم رو زنده بکنه هر صفحه رو که ورق بزنی پر از اقسام خط خطی ها باشه
کتابای من همینجورین
بعد هر دفعه میخونم هی میگم عههههه اون روز رفتیم فلان کارو کردیم
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
من همیشه فکر میکردم عصا رو قورت بده اون سر خمیده میفته تو دهنش اذیت میشه
وای جر🤣🤣🤣
عاقا این سرش تو دهنته
بقیش تو بدنته
چه وحشتناک
البته خب از بدن آدم میزنه بیرون که 😐
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
وای جر🤣🤣🤣 عاقا این سرش تو دهنته بقیش تو بدنته چه وحشتناک البته خب از بدن آدم میزنه بیرون که 😐
توی اسید معده هضم میشه نمیرسه به پایین
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
توی اسید معده هضم میشه نمیرسه به پایین
چجوری یه چیز چوبی تو اسید حل میشه؟
وای بچه ها امروز تو ماشین برای خودم آهنگ گذاشته بودم
مامانم پیاده شد رفت یه چیزی بخره من تنها موندم و برای خودم داخل ماشین کنسرت گذاشته بودم خیابون هم کسی نبود
یه دفعه اون همسایهای که باهاش خیلی خیلی خیلی تعارف داشتم رو دیدم
آب شدم واقعا
احساس میکنم پنج کیلو لاغر شدم از خجالت
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
بچه بودم همیشه مجله های رشد رو میخوندم😔
وای حتی از بچگی علمی بوده😭