نمیدانم چرا وقتی به آغوش میگیرمت دیگر به هیچ چیز، فکر نمیکنم. شاید آغوش تو، بنبستِ تمام افکارم است.
جادوی ِآبی.
این سنی که سال بعد واردش میشم یکم جدی به نظر میرسه
تو هیچ سنی هیچ خبری نبود.