به هر حال آدمیزاده دیگه. گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه. دراز میکشه خیره میشه به سقف. یه کم گریه میکنه و خوابش میبره.
الان فهمیدم غم تو وجودم خونه کرده
هرچی هم ازش فرار کنم اخرش میاد یقمو میگیره میگه من هنوز هستما
جادوی ِآبی.
فکر کنم تو زندگی قبلیم لاما بودم.. سپر دفاعیم در مقابل حشره و آدما تفه.🦦
کاش انقدر رو هرکی که اذیتم میکنه تف نکنم🦧کاش از ذهنم بره این رفتار