جادوی ِآبی.
خرید ِدوتایی ، گرفتن ِکفش پروانه ای قشنگم ، مهمونی ِظهر ، سوتیای خیلی متعدد (خیلی خیلی نیهیکسوتسه😭💕
سیاهی چشمهآ ، بارون ، آهنگ خوندن و...
این وسط یه سگی یه کمی رید به حالم ولی مهم نبود🎀
جادوی ِآبی.
امیدوارم امروز هم انقدر خوب باشه انقدرررر خوب باشه که نگم کاش باز دیروز بشه
مطمئنم خیلی خوب میشههه
جادوی ِآبی.
و رسیدیم به روز عروسی. روزی که خیلی منتظرش بودیم..
امروز > از ساعت ۱۰ بیدار شدن و شروع به آماده شدن تا ساعت ۶ ، آرایش و مدل موی ِبامزم ) ، لباس ِآبی ِآسمونی ، ست بودن صندل و گوشوارم ، جملهای متعدد خوشکل شدی، رقص و سروصداهای منو تیام تو مجلس)))) ، بیشتر شدن حنای ِکف دستم و . . ؟ افتادن دست گل عروس به من🤡💆🏻♀️
عروس برون >>😭😂اینجارو سنگ تموم گذاشتم و کل مدت جیغ و داد میکردم و گلی که تو دستم بودو از شیشه بیرون تکون میدادم، مجدد دیدنش))))
و بعد خونه ی قشنگ عروس دوماد))))))))))))))) ✨✨و پایان امشب
جادوی ِآبی.
کاش امشب شب قبل این عکس بود))
دیدی بعضی وقتا داری خوش میگذرونی یادت میفته امروز قزاره بگذره ؟ و یجوری میشی؟