گریهای که ظاهر نمیشود؛ اما در سینه وجود دارد. غمی که از سنگینی و شدت، در جمله و واژه نمیگنجد و گریه هم کفاف آن را نمیدهد.
جادوی ِآبی.
خیلی سعی دارم امروز یه فصل زیستو بخونم😀نمیدونم تا چه حد میتونم آدم موفقی باشم
وای سه صفحه بزور خوندم خسته شدم