وای تنهایی باشگاه رفتن یه حس عجیبیه برام و نمیتونم باهاش کنار بیام
ولی باید بهش غلبه کنم و عادت کنم.
جادوی ِآبی.
وای تنهایی باشگاه رفتن یه حس عجیبیه برام و نمیتونم باهاش کنار بیام ولی باید بهش غلبه کنم و عادت کنم
I have to endure and get used to being alone in public places.
البته که دوستت داشتم، تو برای من بویِ بارن بودی، اهنگ مورد علاقهم بودی که یهویی از تاکسی پخش میشد، داغیِ آش رشتهی پر نعنا توی یک روز سرد زمستونی بودی، شعری بودی که هیچ شاعری ننوشته بود و ستارهای بودی که چشم رو خیره میکرد. . 🌟
پروانهیِ من، آبیِ من، نوای شکستهی گیتار و طلوع صبح بعد جنگ، البته که دوستت داشتم. .
بلوط_
جادوی ِآبی.
اسمش رِدِلاک هست، متفاوت با بقیهی نهنگها به دنیا اومده، چون بعضی از نقاط پوستش تیرهتر از بقیهی جاهاست، وقتی بچه بود کسی باهاش بازی نمیکرد، ردلاک هرگز بخاطر اینکه متفاوت به دنیا اومده ناراحت نبود.
بلوط_