اتاقکسیگار؛
https://eitaa.com/supportcigarettes ۲۰۰ تاییت مبارککککمبثنثمثهثننقخثصخحصخثحصحصحص
نژنزننینینثنثننثنثنثننثنقپبن
هدایت شده از گزارش ایتا
#یادآوری_قوانین
کاربر گرامی
سلام
کانال شما با آدرس
@supportcigarettes
به 200 عضو رسیده است. این موضوع را تبریک عرض نموده و به همین مناسبت با احترام، چند نکته از #قوانین_ایتا رو حضورتون یادآوری میکنیم:
1️⃣ مسئولیت تمام محتوای منتشر شده در کانال با #سازنده آن است. لذا ضروری است در انتخاب مدیران(بخصوص مدیر تبلیغات و تبادل) دقت کافی داشته باشید.
2️⃣ درج هر محتوایی که طبق قوانین، انتشار آنها در رسانههای عمومی ممنوع باشد، در کانال تخلف است. برخی از #مصادیق_تخلف عبارتند از:
هرزنگاری، تبلیغات دروغین، الفاظ غیراخلاقی و تایپر، هر فعالیتی در زمینه ممبرفروشی یا آموزش هک، درج تصاویر برهنه و نیمه برهنه، موسیقی غیرمجاز، رمانهای غیراخلاقی، هر نوع کلیپ رقص اعم از بی تی اس، کی پاپ، تتلو، اکیپهای نیکا و شکیب، تامبوی و...
3️⃣ ساخت کانال با عنوان ارگانها و سازمانهای رسمی بدون داشتن مجوز و شخصیتهای شناختهشده بدون رضایت آنها ممنوع است.
4️⃣ ساخت #لینکدونی بدون #احراز_هویت ممنوع است. همچنین معرفی کانال و یا گروهی که سازنده آن احراز هویت نکرده در لینکدونی تخلف محسوب میشود. معرفی گروه با موضوعات آزاد و همه چی کده، چت، دورهمی و دوستیابی در لینکدونی ممنوع است.
4️⃣ برای ساخت کانال #فروشگاهی باید ابتدا در ایتا #احراز_هویت کنید. فعالیت کانالهای فروشگاهی تابع قوانین تجارت الکترونیک است. استفاده از مدلینگ برای معرفی محصولاتی مانند لباس زیر و لباسهای نیمهبرهنه مطلقا ممنوع است. در صورت استفاده از تصویر مدل برای محصولات پوشیده نیز باید چهره مدل در تصویر برش خورده یا محو شود.
⚠️ #تبلیغ_کانال یا درج هر تبلیغی در کانال شما با محتوای فریبنده، توهین آمیز، غیراخلاقی یا مشتمل بر مواردی که در بالا ذکر شد ممنوع است.
برای مطالعه همه قوانین و مقررات ایتا به صفحه زیر مراجعه کنید:
https://eitaa.org/pg/terms/
با تشکر
پیامرسان ایتا
«خانواده، ارتباط و دانایی»
اتاقکسیگار؛
#یادآوری_قوانین کاربر گرامی سلام کانال شما با آدرس @supportcigarettes به 200 عضو رسیده است. این م
نمیخوام تو تبریک بگی، ولمکن😭
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!
به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت.
تو کودکانت را بر سینه میفشاری گرم
و همسرت را چون کولیان خانه به دوش
میان آتش و خون میکشانی از دنبال
و پیش پای تو از انفجارهای مهیب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهرها همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشیان ها بر روی خاک خواهد ریخت
و آرزوها در زیر خاک خواهد مرد!
خیال نیست عزیزم!...
صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه، خورشید را خجل کرده است!
چگونه این همه بیداد را نمیبینی؟
چگونه این همه فریاد را نمیشنوی؟
صدای ضجه خونین کودک عدنی ست،
و بانگ مرتعش مادر ویتنامی،
که در عزای عزیزان خویش میگریند،
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست،
که یا به ماتم فرزند خویش بنشینیم!
و یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم!
و یا به کوه، به جنگل، به غار بگریزیم!
_پدر! چگونه به نزد طبیب خواهی رفت؟
که دیدگان تو تاریک و راه باریک است.
تو یک قدم نتوانی به اختیار گذاشت.
تو یک وجب نتوانی به اختیار گذاشت.
که سیل آهن در راه ها خروشان است!
تو ای نخفته شب و روز روی شانه اسب،
به روزگار جوانی به کوه و دره و دشت،
تو ای بریده ره، از لای خار و خارا سنگ،
کنون کنار خیابان در انتظار بسوز!
درون آتش بغضی که در گلو داری
کین طرف نتوانی به آن طرف رفتن!
حریم موی سپید تو را که دارد پاس؟
کسی که دست تو را یک قدم بگیرد نیست
و من که میدونم اندر پی تو خوشحالم
که دیدگان تو در شهر بی ترحم ما
به روی مردم نامهربان نمیفتد!
پدر به خانه بیا، با ملال خویش بساز
اگر که چشم تو بر روی زندگی بسته ست
چه غم؟ که گوش تو و پیچ رادیو باز است!:
هزار و ششصد و هفتاد و یک نفر امروز
به زیر آتش خمپاره ها هلاک شدند!
و چنده دهکده دوست را، هواپیما،
به جای خانه دشمن گلوله باران کرد!
گلوی خشک مرا بغض میفشارد تنگ
و کودکان مرا قلمه در گلو مانده تس
که چشم آنها با اشک مرد بیگانه ست.
چه جای گریه؟ که کشتار بی دریغ حریف
برای خاطر صلح است و حفظ آزادی!
و هر گلوله که بر سینه ای شرار افشاند
غنیمتی ست که دنیا بهشت!! خواهد شد
پدر، غم تو مرا رنج میدهد، اما
غم بزرگتری هلاک میکند مرا:
بیا به خاک بلا دیده ای بیندیشیم
که ناله میچکد از برق تازیانه در او
به خانه های خراب و کومه های خموش
دشت های به آتش کشیده متروک
که سوخت یک جا، برگ و گل و جوانه در او!
به خاک مزرعه هایی که جای گندم زرد
لهیب شعله سرخ
به چارسوی افق میکشد زبانه در او
به چشم های گرسنه و دست های راز
و نعش کودک دهقان میان شالیزار
به زندگی که فرو مرده جاودانه در او!
بیا به حال بشر های های گریه کنیم
که با برادر خود هم نمیتواند زیست
چنین خجسته وجودی کجا تواند ماند؟
چنین گسیخته عنانی کجا تواند رفت؟
صدای غرش تیری دهد جواب مرا:
به کوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد!
#مشیری