اتاقکسیگار؛
من از ادمای اطرافم و دوستام خییلی شانس اوردم توی زندگیم، خیییلی خیلی
و واقعا شکرگزارم از این بابت. اما با خودم فکر میکنم، من که لیاقتشو ندارم. درون من چیزی نیست. اما آدمای دوروبرم اینطوری نمیگن. اونا جوری رفتار میکنن انگار من بیشتر از یه "هیچی ناکافی" هستم، و این بعضی وقتا باعث میشه حس کنم واقعا وجود دارم و خوشحال بشم. اما روزایی که نمیتونم بیشتر از یک ثانیه به خودم توی آینه نگاه کنم، این موضوع فقط بهم حس ناامنی میده چون ته دلم حس میکنم حق با منه. حس میکنم واقعا هیچی نیستم و چیزی که بقیه میبینن دروغه. و درنهایت فکر میکنم که چقدر طول میکشه که اونا هم از چشمای من، منو نگاه کنن و بفهمن که اون چیزی که میخوان نیستم؟ چقدر طول میکشه تا حوصلهشون سربره و برن دنبال یکی خیلی بهتر، یکی که لیاقتشو داره؟
و بیشتر از همه میترسم که به آدمای زندگیم حس ناکافی بودن بدم. واقعا میترسم. ببخشید. من متاسفم.
اتاقکسیگار؛
و واقعا شکرگزارم از این بابت. اما با خودم فکر میکنم، من که لیاقتشو ندارم. درون من چیزی نیست. اما آدم
"چیزی که میخوان"، من نه چیزی میخوام، نه حوصلهم سر میره نه حوصلهی ✌️✊ادم بهتری✌️✊ رو دارم که✌️✊ لیاقتشو داره✌️✊
اتاقکسیگار؛
"چیزی که میخوان"، من نه چیزی میخوام، نه حوصلهم سر میره نه حوصلهی ✌️✊ادم بهتری✌️✊ رو دارم که✌️✊ لیا
این استیکر های وسطش چیه دارم آزار میبینم
اتاقکسیگار؛
"چیزی که میخوان"، من نه چیزی میخوام، نه حوصلهم سر میره نه حوصلهی ✌️✊ادم بهتری✌️✊ رو دارم که✌️✊ لیا
Yeah well you just don't know yet