اتاقکسیگار؛
مجموعه سینمایی descendants: برای مایی که بچگیمون با دیزنی گذشته، خط داستانیهایی که به اون مربوطن جذ
فیلم استخر/کارگردانی سروش صحت:
کل فیلم داشتم فکر میکردم امضای سروش روشه. شاید اون طنز قدیمی نبود، اما اینکه توی گفتگوهای روزمرهشون چیزی برای خندیدن پیدا میشد با اینکه غمگین بودن حس همیشگی رو میداد. اون بازیگرها، اون فضاسازی، اون ارتباط بین والد و فرزند، اون پایانبندی، اینکه یکی از بازیگرا پسر سروش صحت بود و دقیقا عین خودش حرف میزد! این فیلم قرار نبود معنی و مقصود خاصی برسونه و شاید حتی بعضی جاها کششی نداشت، اما انگار یه برشی از زندگی بود. انگار میخواست نشون بده که با وجود غم، چرخ زندگی میچرخه و اتفاقای مختلف میفته. انگار زندگی جاریه؛ اونجایی که امیر سوسیس رو از مرد فروشنده میگیره و وقتی میخورتش لبخند میزنه و میگه: خوب شد که نمردم! تایید این موضوعه.
اتاقکسیگار؛
I'm so proud of you for fighting the battles you don't tell anyone about
تموم شد، بیا تجدید عقد.