هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
بهم گوش بده...
تورس ، لئو ، اسکورپیو ، آکواریس
→ بذار همین ثبات و آرامشی که الان توی زندگیت داری، تکیهگاهت باشه. بهجای اینکه مدام روی چیزایی که هنوز نداری وسواس به خرج بدی.
→ خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنی به حرکت و پیشرفت نزدیک شدی؛ پس قدرتِ مداوم ادامه دادن و حضور داشتن رو دستکم نگیر.
→ بزرگتر برنامهریزی کن و اجازه بده بقیه هم کمکت کنن تا ایدههات رو از یه فکر ساده به چیزی واقعی و ملموس تبدیل کنی.
→ با لحظههای خوب نجنگ ، بذار واقعا از چیزای کوچیک لذت ببری، بدون اینکه بلافاصله ذهنت بره سمت چیزایی که کم داری.
→ خودت رو برای تجربههای جدید باز بذار؛ چون همین که حاضر باشی به بعضی چیزا آره بگی، باعث میشه اتفاقات جدید وارد زندگیت بشن.
→ دیگه خودت رو پنهان نکن. حق داری دیده بشی، جا بگیری و با اعتمادبهنفس برای چیزی که به این دنیا اضافه میکنی بایستی.
→ بیشتر بین آدمها باش و اجازه بده اجتماعیتر بشی ، منتظر نمون تا اول کاملاً احساس راحتی کنی و بعد وارد جمعها بشی.
→ نذار همیشه منطقی و حسابگر بودن، خودجوش بودنت رو ازت بگیره. دوباره باید یه جایی برای تفریح و خوش گذروندن توی زندگیت باز کنی.
با قامت کشیده ات
ای سرو سرفراز!
آخر چگونه خفتی
آن گور تنگ را؟
ای زادی طراوت الوند
ای مست باد و باده دربند
بر سینه ات چگونه کشیدی
آن تخته سنگ را؟
وقتی که استغاثه بی حاصل مرا
از دوردست خواب رهایی
لبخند میزدی
من پای آن مغاک یقین داشتم که:
وای!
گوش تو میشنید صدای کلنگ را.
دانم همی که مرگ
چیزی به جز درنگ تپش ها
چیزی به جز درنگ نفس نیست
با برگ ها به زمزمه گفتم میان اشک:
بر سنگ اگر درنگ پسندد، نپرسمش
بر آدمی چگونه پسندد درنگ را؟
ده مرداد ۱۳۶۰
#مشیری
کار درستیه که تفنگ رو نشونه برم سمتت و بگم تقصیر توئه؟ شاید تو فقط من واقعی رو آوردی جلوی چشمام. چرا هروقت خودم جلوی خودم کم میارم میندازمش گردن تو؟
اتاقکسیگار؛
کار درستیه که تفنگ رو نشونه برم سمتت و بگم تقصیر توئه؟ شاید تو فقط من واقعی رو آوردی جلوی چشمام. چرا
میبینی باهام چیکار کردی؟ حتی الآنم نمیتونم واقعیت رو از توهم تشخیص بدم.