سیدِ موسوی
حامد از میان نیروهای پلیس گذشت و وارد دانشگاه شد حیاط دانشگاه پر شده بود از نفرت! از لانهکشتاری که
سوز پاییز همیشه حقیقت تلخی است که در لابهلای برگهای زرد و نارنجی درختان مخفی میشود تا پاییز را فصل عاشقی کند اما بی رحمی پاییز را باید در شبهایش جستوجو کرد.
چند روزی گذشت و حامد در ظاهر بدون اینکه هیج حرفی بزند به آن پیامکهای متعدد فکر میکرد. روی تخت خود دراز کشیده بود که صدای پیامک سعید او را از حال و هوای خودش بیرون آورد.
سعید: بیا دانشگاه یکی از این راسوها داره حرف میزنه، زود خودتو برسون.
حامد با سرعت لباسهای خود را عوض کرد و خود را به دانشگاه رساند و همه حواشی دیدارش با ریحانه را طوری فراموش کرد که انگار از ابتدا چیزی نبوده است... .
نزدیک دانشکده هنر رسید و سعید را دید.
حامد: سلام، چه خبره چیشده؟
سعید: چندتا از راسوها اومدن دارن حرف میزنن جلوی سر در مسجد، خیلیهاشون صرفا شعار میدن ولی یکیشون حرف میزنه با جمعیت، تا الان نذاشتیم خیلی حرف بزنه.
حامد: بریم ببینم چه خبره دقیق.
هردو به سمت تجمع بیست سی نفره جلوی سردر مسجد رفتند و منتظر ماندند. خشم و عصبانیت عمده احساسات هردو طیف را دربرگرفته بود. گروه حامد سعی داشتند با راهپیمایی، خودشان را از مهلکه دانشگاه بیرون ببرند و به خیابانها برسند اما گروه مذهبی دانشگاه راه آنهارا سد میکردند تا موج خیابان شکل نگیرد.
بعد از چند ساعتی و اندکی زد و خورد در محیط دانشگاه؛ جمعیت متفرق شدند و حامد هنگامی که میخواست به خانه برود غروب شده بود و جمعیت مذهبی از نمازخانه دانشگاه درحال خارج شدن بودند که توجهش به سمت یک نفر جلب شد.
همان دانشجویی بود که ظهر داشت با جمعیت صحبت میکرد و منطقی بود. سعید گفته بود اسمش محمد است؛ ناخودآگاه حامد راه خود را به سمتش کج کرد و فکرهای شومی را در سر میپروراند...
#برانداز_محب
#قسمت_چهارم
Mahdie MohammadiKahkeshane Nisti.EP31.mp3
زمان:
حجم:
35.4M
📍پادکست کتاب #کهکشهان_نیستی
"زندگینامه آیتالله قاضی"
#قسمت_سیویکم
انتشار از کانال درهم
سلام خداقوت خسته نباشید
ما یه تیم کوچولو برای پیج و کانال تشکیل دادیم
اگر تمایل به پژوهش و تولید محتوا دارید یا گرافیست هستید و میتونید کار کنید بهم پیام بدید
نکته: هزینه ماهانه برای اعضای تیم، نفری یک عدد صلوات بیشتر نیست😁
صدای من رو از تهران میشنوید منم! محب! حامی شعارهای "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران"بهتر بگم حامی سابق... .
خیلی کلنجار رفتم تا این پست رو بذارم؛ برای تغییر کردن عقاید یک روند آروم خیلی بهتر از روند سریع و برگشت پذیره اما من،
از انتهای یک فضای بی سر و ته سرتون داد میزنم!
ای تندروهای اعتقادی، تندروی کنید!
الان وقت عزا گرفتن نیست
الان وقت زانوبغل گرفتن نیست
فمنیست بخاطر زنهای لبن.نان و غ.زه از شما حمایت نمیکنه
حامیان کودک جهان از شما حمایت نمیکنند
سازمانهای بینالمللی از شما حمایت نمیکنند
اینجا آخر خطه! چارهای نیست!
ما ایرانیها باید خودمون رو آماده کنیم؛ بخاطر بقای لبنان؟ نه!
بخاطر بقای شرافت ایرانیها
بخاطر بقای فرهنگ چندهزارساله
بخاطر مرام و لوتیگری ایرانیها
بخاطر ناموس پرستی و...
الان وقت کُری و رجز خوندنه، وقت استفاده از تفن.گ پدری!
براندازها هم از اینکه ما موشک میسازیم، خوشحالن!
دیدم که میگم! خودم برانداز بودم!
ما تا دلار یک میلیون تومنی هم باید خودمون رو آماده کنیم
نذارید میدون خالی بمونه، کنارهگیری نکنید؛ فرصت ندید
بیاید پای کار بیگناههای عالم؛ آزادمردها و زنهای آزاده بسیاری تو ایران منتظر جنب و جوشهای شمان!
تندروی یعنی جنگ با ظالم؟ بجنگید!
۱۴۰۱ فکر میکردم جمهوری اسلامی ظالمه و باهاش جنگیدم
الان مطمئنیم اس.....ر.......ا......ئ......ل انقدر ظالمه که حتی نمیشه اسمش رو کامل نوشت!
ما پشتتونیم، نترسید!
از هیاهوی ترسوها و به فکر شکمها نترسید
باید برای ایدئولوژی جنگید و خون داد
بجنبید! دیر میشه
#محب
https://www.instagram.com/reel/DAgm2hzAD-C/?igsh=MXRxcmwzOTU5YzViZQ==
کتاب صعود چهل ساله رو میخوایم به صورت بخش بخش بیایم و استوری کنیم
کسی هست که بیاد و بخونه و هر قسمت رو خلاصه سازی و داستان وار کنه؟
بهم پیام بده با هشتگ #صعود
@moheb_aghaseyed
#ارسالی_اعضا
سلام صعود چهل ساله همش آماره
محب: داستان ساختن ازین آمارها، کار اصلی نویسندههاس تا یه گره ذهنی باز بشه🤝
#صعود یه کتاب پر از آماره که باید به ساخت داستان یا روایت بتونیم هر آماری رو سلسله استوری کنیم و به مخاطب به نحو صحیحی انتقال بدیم