هدایت شده از nevermind
فرض کنید چون تو کتابشون اومده بود پیامبر آخرالزمان کجا متولد میشه
از دویست سیصد سال قبلش رفتن همونجا ساکن شدن که احتمال اینو ایجاد کنن از قوم خودشون باشه
هدایت شده از nevermind
بعدم که دیدن پیامبر از خودشون نیست
لج کردن شروع به دشمنی باهاش
هدایت شده از nevermind
اینا رو یه زمانی خدا از بهشت واسشون غذا میفرستاده باورتون میشه؟
هدایت شده از nevermind
بعد تازه به همینم اعتراض کردن
گفتن خسته شدیم از غذا هات
عدس و پیاز و این چیزا بده خودمون اینجا یه چیزی درست میکنیم
وقتی یه لحظه به خودم نگاه میکنم، یه چیزی که تو وجودم ریشه کرده، به چیزی که دارم تبدیل میشم،
باعث میشه ناگهان بشدت از خودم بترسم.