امشب، حرفای سیده، منو به خودم آورد.
به خودم اومدم و دیدم چقدر این مدت اصلا حواسم نبوده به هیچی
به این مسئله که خدا هست،
اینکه چقدر همه چیو سفت گرفتم،
اینکه چقدر اضطراب دارم،
چقدر فکر میکردم تنها خودمم و خودم،
چقدر این مسئله رو فراموش کرده بودم،
فراموش کرده بودم همه چیو.
فراموش کرده بودم.