eitaa logo
تـأنی𔓘-
128 دنبال‌کننده
128 عکس
13 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۱۹ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ی اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج . - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم (: @ms_taani
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی وقتا اتفاقاتی میفته که دیگه تو نمی‌تونی کنترل‌شون کنی، فقط باید بشینی و بگذرونیش.
من قراره دلم برای این روزا تنگ بشه، این آدمایی که الان با همین ورژن‌شون پیشم هستن ...
نمیدونم با این حجم از احساسات چیکار کنم و چه بلایی قراره سرم بیاد.
آخرین روزِ دی ماهِ ۱۴۰۲ ..
مملوء از حرف‌م؛ ولی هیچی نمیتونم بگم یا بنویسم، هیچی عزیزم! در واقع تواناییِ این کارو از دست دادم.
- حالتی مبهم؛
؛
نه میتونم برم اعتکاف، نه میتونم برم هیئت. و حالا تو روزی که باید خوشحال باشم، غم‌گینم.
الان خوشحالم؛ واقعا خوشحال و آرومم که تونستم برم هیئتِ مورد علاقه‌م. اون بغلِ یهویی از پشت، بچه‌ها، شیرکاکائو؛ و حرفایی بهم گفته شد که واقعا بابتش ذوق کردم و دلم میخواست که بشنوم‌شون:)) ممنونم که دعوتم کردی، ممنونم:)
خیلی وقتا انسان اینجوری میشه که "کلی حرف داره تو دلش، ولی هیچ حرفی نداره بزنه" .
ولی خستگی، از کار کردن و تلاش کردن نمیاد؛ خیلی اوقات از بی‌‌برنامگی و هیچ کاری نکردن میاد.
هیچ‌ چیز مثل بلای طبیعی وحشتناک نیست.