eitaa logo
تـأنی𔓘-
128 دنبال‌کننده
128 عکس
13 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۱۹ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ی اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج . - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم (: @ms_taani
مشاهده در ایتا
دانلود
یِ زمانی جمله‌ی "کنار گذاشتنِ آدما" واسم جمله‌ی سنگین و تلخی بود؛ اما هرچی میرم جلو متوجه میشم که نه تنها تلخ نیست بلکه گاهی مجبوری انجامش بدی.
با اینکه از ۷ صبح تا ۸ شب سمت گوشی و فضای مجازی نرفتم، اما حالا که اومدم اونقدرام مشتاقش نبودم و دوست نداشتم سمتش بیام.
تـأنی𔓘-
با اینکه از ۷ صبح تا ۸ شب سمت گوشی و فضای مجازی نرفتم، اما حالا که اومدم اونقدرام مشتاقش نبودم و دوس
و اینو اضافه کنم که هیچ خبر و اتفاقِ هیجان انگیزی توش نیست که هر روز هر روز اینجا منتظرشیم.
امروز ی حسِ خاص و عجیبی تو وجودم رخنه کرده؛ حسِ غم، غریبی.
فعلا برای مدتی پتانسیلِ ارتباط با اجتماع رو از دست دادم. به قول معروف لامپ اجتماعی بودنم سوخته؛ زمان نیازه تا دوباره بتونم بدستش بیارم، حتی پتاسیلِ ارتباط با آدمای نزدیک.
تیرکِ آخر خیلی غم‌گینم کرد:")
ولی به حرمت تسبیحِ مقانلو باید می‌بردیم:")))
هیچ خبری نیست عزیزم؛ هیچ خبری. انقدر منتظر نباش.
هدایت شده از دومان ؛
دبیر ادبیات کلاس ما رو مثل خانواده می‌دونه، باهامون صمیمیه، راحته، حال می‌کنه، شوخی می‌کنه، می‌خنده، از روحیاتِ شخصی‌ش می‌گه، در حالی که با هیچ‌کدوم از کلاس‌های دیگه این‌طور نيست و این اقرار خودشه. این مسئله حس خوبی بهم میده. دوست‌ش دارم و قطعا اگر ما به عنوان سال‌آخری‌های مدرسه بریم، هم ما دلمون تنگ می‌شه و هم معلم برای ما دلش تنگ میشه.
اشک‌های گرم ..
عیدتون خیلی خیلی مبارک:)🤍
اول چشمان‌ش را بوسیدند ..:)🤍