eitaa logo
تـأنی𔓘-
128 دنبال‌کننده
128 عکس
13 ویدیو
3 فایل
/دفترچه خاطراتِ درختِ ۱۹ ساله - گنجه‌ی گوشه‌ی اتاقِ طبقه‌ی بالای خونه‌ی مادربزرگ، خاطراتی که قراره خاک بخورن. ‌ /خونه تیمیِ کوچه صفر پنج . - تو به گوشم افسانه بگو،‌ ‌بگو که زنده‌ایم (: @ms_taani
مشاهده در ایتا
دانلود
من واقعا نمیفهمم چه خبره بچه‌ها:"))))))
تـأنی𔓘-
وقتی همچین روندی رو می‌بینی، حتی ممكنه بیش از خودش خوشحال باشی و پروانه‌های صورتی تو وجودت پرواز کنه
حقیقتاََ پروانه‌های صورتی و آبی تو وجودم داره هی بیشتر و بیشتر میشه وقتی می‌بینم دوستم داره دونه دونه از مراسم و موقعیت‌ش میگه:))))) و از خجالتش برای درآوردن روسری‌ش بعد مراسم😭✨ *اسپویل
یا علی؛ یا مَن بِه يَفتَخِرُ المُحبُّون🤍.
اگه پزشکیان رأی نیاره شکلات پخش میکنم.
قصه که تمام می‌شود ، آدم‌ها به کجا می‌روند؟!
امید چیزیِ که باعث میشه آدمی‌زاد دَووم بیاره؛ کاسه صبرش لبریز نشه؛ چیزی که اگر بمیره، تحملِ دنیا برای آدمی‌زاد خیلی سخت میشه..
کلا دوست شدن با آدمایی که از خودمون بزرگترن خیلی حال میده؛ حتی اگه ۲۰ سال بزرگتر باشه.
کاش می‌شد روی پیشونی‌مون می‌نو‌شتیم که: بله، من شکننده "شدم"؛ لطفاََ اگه فکر می‌کنید باعث شکستنِ قلب ما میشید، نزدیک‌مون نیاید.
تـأنی𔓘-
-
- جرئیات؛
کیستم من؟! پای‌ تا‌ سر نسخه‌ای از زُلفِ او ؛ تیره‌روزی بی‌قرار ، آشفته‌حالی درهمی.
تو از اشکِ شبِ چشمانِ لیلایَت چه‌ میدانی؟!
ما همه تلاش خودمان را کردیم ابراهیم؛ ما شب‌ها نخوابیدیم؛ تماس گرفتیم؛ پیامک زدیم؛ صحبت کردیم؛ نفر به نفر. چشم توی چشم. ما یک هفته مثل خودت شدیم. خستگی نشناختیم. از شمال شهر تا روستاهای دور. تا ارتفاعات ورزقان شاید. معلق میان خوف و رجا. مادرهامان، ختم صلوات گرفتند. پدرهامان حدیث کسا خواندند. دست همه را گرفتیم تا صندوق رأی. چه‌کار باید می‌کردیم. ما خواستیم که خون هنوز گرم تو، زیر پا نرود ابراهیم. تو حیف بودی. ما خواستیم جای آن برادر ایستاده‌قامت‌مان در وزارت‌خارجه، نا لایقان تکیه نکنند خب. خواستیم یکی مثل‌ خودت_حداقل شبیه به خودت_ توی پاستور بنشیند. خواستیم که وجدان‌های خفته را برانگیزیم. مردمان کمترآگاه را روشن کنیم. نظام‌فکری جامعه را نزدیک به حق کنیم. ما باختیم ابراهیم؟ نباختیم که. ما نباختیم ابراهیم. ما برای خدا دویدیم؛ در پی کسب قدرت و ثروت نه. ما حالا میلیون‌ها فکر بلندیم. میلیون‌ها مردم کمربسته بر پای ایران؛ بر پای انقلاب. ما میلیون‌ها مردم «کارنامه»دیده و «برنامه»شنیده. ما ابراهیم‌دیده‌های به‌کم ناراضی. ما توقف ناپذیریم ابراهیم هنوز. ما داریم می‌رویم هنوز. نه آن هشت‌سال متوقف‌مان کرد، نه هیچ چهارسال دیگری. ما می‌رویم تا اهتزاز بیرق لااله‌الا‌اللّه بر بلندای عالم. ما منتظران یک‌دم از پای‌ننشسته ظهور. ما نزدیکان به قلّه. و دست تو امروز بازتر است برای گذر «جمهورِ» خود، تا فتحی که همه بسوی آنیم. ناامیدی گناه کبیره‌ست. گوش کن؛ صدای اذان هنوز از گلدسته‌ها بلند است... «مهدی مولایی»