همیشه یک تناقضی بینِ رویاهای ذهنی و واقعیتهای عینی وجود داره؛
و این سختترین بخشِ انسان بودنِ.
هر کدوم از بیکلامهایی که گوش میدیم، انگار پازلهایی از زندگیمونو برامون تداعی میکنن.
هدایت شده از دومآن ؛
مقدار بسیار زیادی مفهوم برای نوشتن دارم که در قالب کلمات و جملات نمیگنجن و دارن منو دیوانه میکنن. تنها راهِ حل آروم شدنم آغوشِ توعه، طولانی.
میتونی یسریا رو دوست داشته باشی،
و همچنان "خداحافظی" باهاشون رو انتخاب کنی.
میتونی دلت واسه یه نفر هرروز تنگ بشه،
و همچنان خوشحال باشی که اونا دیگه تو زندگیت نیستن.
بعد مدتها وارد موزیکپلیرم شدم و در ثانیهای خیره شدم دیدم هیچ فرکانسی وجود نداره:")))))
هیچیِ هیچی:"))))