11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حزبالله برای نخستین بار ویدیوئی از شهید « هیثم علی الطباطبایی» منتشر کرد.
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدی که به اسم حضرت زهرا (س) حساس بود و با شنیدن اسمش گریه میکرد
شهید حاج عبداللّه رودکی
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدی که حضرت زهرا سلام الله علیها را ملاقات کرد...
وقتی نام مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها بر زبان می آورند، قدرت تکلم را از دست می دهند...
#شهید_محمد_اسلامی_نسب
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آن قدر اب شدم من که تنی نیست که نیست....
مثل تصویر شدم من بدنی نیست که نیست....
جز حلالم کن علی جان سخنی نیست که نیست...
هرچه گشتم بخدا یه کفنی نیست که نیست...
#حاج_محمود_کریمی
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
🔴 تابلوی «آلِ نبی» حسن روحالامین منتشر شد
🔹روحالامین در توضیح همراه این اثر، بخشی از روایت تاریخی شهادت حضرت زهرا(س) را نقل کرده و نوشته است: «قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ؛ اکنون امانت به صاحبش بازگشت و پس گرفته شد، و زهرا از دست من رفت.»
🔹او همچنین در توضیح این تابلو، آن را تقدیمی «به پیشگاه با عظمت مولی الموحدین امامالمتقین، آقا امیرالمؤمنین علی علیهالسلام» معرفی کرده است؛ موضوعی که جهتگیری محتوایی و احساسی اثر را برای مخاطبان روشن میکند.
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
940K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹خدایا بقیه عمر مارو به حضرت آقا بده❤
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
شبکه اجتماعی ایکس یه قابلیت جدید اضافه کرده که نشون میده هر کاربر از کجا توییت میزنه ، همه براندازها و سلطنت طلبا به فنا رفتن معلوم شده همه یا توی آلبانیان یا اسراییل یا آمریکا 😎🧐
در حال که همش ادعا میکردن ما توی ایرانیم :))
✅لینک کانال محبین امیرالمؤمنین رابرای دوستان مولا ارسال کنید👇👇👇👇👇
╭❀🕊🌼🍃❀╮
☫ @tabaln
╰❀🍃🌼🕊❀╯
محبین امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام
🔴 تابلوی «آلِ نبی» حسن روحالامین منتشر شد 🔹روحالامین در توضیح همراه این اثر، بخشی از روایت تاریخی
از زبان مقداد
منِ مرد از اثر سیلی او پرت شدم
وای از حوریه و روی ز گل نازک تر
1_22202386046.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
🛑 معنای محدثه بودن حضرت زهرا (س)
پیر مردی تمام عمرش را
بین بازاروکوچه سر می کرد
هرکسی بار در دکانش داشت
پیر افتاده را خبر می کرد
او که عمری برای نان حلال
گاری اش را به هر طرف می برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
روزی از کوچه که به خانه رسید
همسرش گفت: درد نان داریم
از بد حادثه همین امشب
نان نداریم و میهمان داریم
سال ها با غم تهی دستی
در خفایت اگرچه سر کردی
می رود ابرویمان امشب
دست خالی اگر تو برگردی
باز هم راهی خیابان شد
حجره ها را یکی یکی می دید
هیچ باری نمانده روی زمین
از نگاهش عذاب می بارید
گوشه ای بین کوچه و بازار
با خودش گفت کاش می مردم
خسته ام دیگر از همه از بس
حسرت عمر رفته را خوردم
در همین حال بر زمین خوابید
ناگهان کودکی صدایش کرد
پیر مرد خمیده حیران شد
گیوه را تا به تا که پایش کرد
گفت جانم مرا صدا کردی
زود تر عرضه کن که کارت چیست؟
مس، ملافه، گلیم ، یا قالی
حاضرم من بگو که بارت چیست
پسرک گفت پیش ان کوچه
روضهٔ هفتگی شده برپا
دیگ را از حیاط خانه ما
میتوانی بیاوری آقا؟
پیرمرد از جواب او جا خورد
دیگ نذری روضه را میدید
گاری اش را جلو عقب کرد و
به سیه روزی خودش خندید
یادش افتاد عهد دیرین را
روز اول که گاری اش را برد
قول داده که رایگان ببرد
بار روضه اگر به تورش خورد
پیر مردی که در دوراهی بود
این طرف دیگ نذری بی مزد
آن طرف خانواده اش محتاج
مرگ بر روزگار شادی دزد
دیگ را برد عقل او می گفت
مزد زحمت بگیر و عاقل باش
که در این روزگار جایز نیست
تنگدستی و کار بی پاداش
دل ولی حرف دیگری میزد
عهد دیرین بهانه دل بود
پیرمرد از دلش حمایت کرد
بس که این پیر خسته عاقل بود
دیگ را برد مبلغی نگرفت
دست خالی به خانه بر می گشت
پیر مرد شکسته و تنها
از گذشته شکسته تر می گشت
تا به خانه رسید از بازار
ناگهان مضطرب شد و حیران
پشت در کفش های بسیار و
داخل خانه مملو از مهمان
از لب پنجره نگاه انداخت
میوه های عجیب و رنگارنگ
عطر ناب برنج ایرانی
نالهٔ زعفران در هاونگ
همسرش که ز خانه بیرون رفت
دید مردش نشسته با حیرت
گفت از دست پر رسیدن تو
متحیر شدم خدا قوت
تا تو از خانمان برون رفتی
پیرمردی شریف و گاری کش
دم در آمد و صدایم زد
گفتم از پشت نرده فرمایش؟
بیقرارو شکسته چون مرغی
که پر و بال بر قفس می زد
عطش از چهر اش نمایان بود
تشنه بود و نفس نفس می زد
گفت این خوار و بار را داده است
مادری قد کمان و آزرده
ما بدهکار همسرت هستیم
دیگ نذری برایمان برده
هرکسی که ندارد عشق تورا
تازه فهمیده که نداری چیست
قصه کل عاشقان حسین
قصه پیرمرد گاریچی ست