از ادب سر خم نموده پیش نورش آفتاب
حضرت حیدر، عمودالدین، اسد، عالیجناب
جبرئیل آمد به دستش نامهی اکمال دین
زد به روی سکه میکائیل نام بوتراب
نور و نور و نور و نور و نور بارید و سپس
خانهی ظلمت شد از نوری که باریده خراب
از غدیر خم حقیقت میترواید و جهان
مست میشد بیحضور هرچه انگور و شراب
گرچه «بَخِّن بَخِّنِ» یک عده پر بود از غضب
شکر حق اینک نصیب ما شده این عشق ناب
«لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار»
میشود اوصاف اعلای علیجان صد کتاب
خوشبهحال هر کسی که شیعه بودن رسم اوست
در مدار حیدر است و میشود در او مذاب
ما که «أبناء الدلیلیم» و پی حق مبین
در علی دیدیم و میبینیم حق را بینقاب
میرسد هرچند این شادی به داغ میخ در
عاقبت او «دابة الارض» است از وی رو متاب
با علی یعنی که طعم آتش و دست عقیل
خیر بیحدی که آید بعد رنج بیحساب
رنج دنیا گو بیاید یاعلی ذکر من است
پیش عشقش رنجها مثل حبابی روی آب
پای حیدر ماندهایم و پای عدل و داد او
گرچه از خون شهادت چهرهمان گردد خضاب
#زهرا_آراستهنیا