🌷﷽🌷
💚 #علی_از_زبان_علی 💚 علیه السلام
9⃣ شب ضربت خوردن
🏴در بیرون خانه مرغابی ها 🦆🦆اطرافم را گرفتند و سر و صدا کردند اهل منزل سعی کردند که آنها را از اطراف من دور کنند🌴
🏴 به آنها گفتم: با آنها کاری نداشته باشید. آنها نوحه خوانی و مرثیه سرایی را شروع کردند😭😭
🏴 وقتی خواستم درِ خانه را باز کنم، لباسم به میخ در گیر کرد و کمربندم باز شد، آن را محکم بستم و این ابیات را خواندم:
🏴کمربند خود را برای مرگ محکم کن😭
که مرگ را ملاقات خواهی کرد...و وقتی مرگ به وادی تو رسید ....بی تابی مکن
🏴وارد مسجد شدم ، مردم را که برای نماز صبح بیدار میکردم، دیدم ابن ملجم 👺 را که در میان آنان خود را به خواب زده بود. او را هم صدا زدم😭😭
برخیز برای نماز
🏴 در محراب مسجد که ایستادم و نماز را شروع کردم ... ابن ملجم ضربتی بر سرم وارد کرد😭😭😭
🏴سوگند به خدای کعبه، رستگار شدم....
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🔷کتاب علی از زبان علی صفحه 591 ✅