#امام_جواد_ع_شهادت
آن شمعِ شعلهور که به غیر از شرر نداشت
آتش گرفته بود و به جز چشم تَر نداشت
از نالهاش شراره به هفت آسمان فتاد
اما به قلب سنگی قاتل اثر نداشت
ای دل بسوز، ازغم آنکس که همسرش
کف میزد و به سوختن او نظر نداشت
غربت گرفته بود دلش را ز چار سو
گوئی که شامِ محنت و دردش سحر نداشت
تا داشت او نفس، ز جگر گفت العطش
مرهم برای سوزش زخم جگر نداشت
شد پارهپاره آن دلِ از زهر شعلهور
غیر از خدای، کس ز دل او خبر نداشت
همچون حسین سر به سرِ خاکِ غم گذاشت
خاکم به سر، که سَر زِ روی خاک برنداشت
او از نفس فتاد و درِ حجره باز شد
دیدند شاهدان که دگر بال و پر نداشت
خون گریه کن «وفایی» ازاین غم که آن امام
حتی امان ز همسر بیدادگر نداشت
✍ #سیدهاشم_وفایی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از اشعار آیینی حسینیه
#امام_جواد_ع_شهادت
قدمش ناگهان شتاب گرفت
طرفش رفت و ظرف آب گرفت
آب را بر روی زمین تاریخت
درهمان لحظه قلب زهرا ریخت
روضه کوتاه نکته سربسته
حجره تاریک، حجره دربسته
جگری رفته رفته سم میخورد
پشت در دستها به هم میخورد
عرش را نالهای تکان میداد
تشنهای روی خاک جان میداد
زهر بی تاب کرد جانش را
سوخت تا آب کرد جانش را
مثل اکبر شده ولی بهتر
ظاهر جسمش از علی بهتر
این جوان آن جوان تفاوت داشت
زخم زهر و سنان تفاوت داشت
این جوان پیکرش که سالم بود
جگرش نه سرش که سالم بود
موقع دفن لااقل سرداشت
بدنش میشد از زمین برداشت
به تنش پای نیزه بازنشد
در نهایت عبانیاز نشد
بگذرم؟ نگذرم؟ نمیدانم
وسط چند روضه حیرانم
تا بفهمم گریز آخر را
میروم بیتهای دیگر را
تشنه در آفتاب بنویسم
از زبانِ رباب بنویسم
آدم تشنه تار میبیند
همه جا را بخار میبیند
بدتر اینکه غبار هم باشد
یک بیابان، سوار هم باشد
تازه حالا حساب کن دورش
چندتا نیزهدار هم باشد
در میان هجوم نامردان
خواهری بیقرار هم باشد...
✍ #علی_زمانیان
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e