یه روز گرم تابستونی بود، از اون روزا که هوا سنگین بود و دل سبک.
تنهایی مثل سایهم دنبالم راه افتاده بود، بیصدا، بیپرسش.
پناه بردم به یه کافهی خلوت،
باد کولر آروم، صدای قاشق توی فنجون.
یه چیز خنک سفارش دادم،
نه برای رفع عطش،
برای اینکه یه کاری کرده باشم برای خودم.
نشستم، نگاه کردم به خیابون، به آدمهایی که رد میشدن و نمیدونستن من دارم با خودم آشتی میکنم.
یه جرعه، یه نفس، یه لحظهی بیقضاوت.
و توی اون سکوت،
خودم رو دیدم
نه تنها،
بلکه همراه کسی که همیشه بوده:
من.
✍🏻عین_میم
🖇یادرگاری از ۶شهریور ۱۴۰۴
#دلنوشته
➜@tabsare38
دلم برای نشستن،کنج این صحن و سرای قشنگ و درد و دل کردن با خانوم جون تنگ شده😭❤️🩹
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
"ترکیب بهشتی:شینگ+سرکه+نمک"🤤 ➜@tabsare38
دیگه اینجا زیادی دارم به خودم میرسم...😂😐🤦🏻♀
_خونه مادربزرگ
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
❤﷽❤ طراحی ودوخت لباس کودک و نوجوان ست های مادر دختری پیراهن ومانتوهای پوشیده ارسال به تمام کشور آدر
پناه میبرم از شر لباس های گشاد و فری سایز به لباس های سایز بندی و شخصی دوزی شده...🥺🫀
📍تولیدی نقلی خاله جونم
➜@tabsare38
زندگی در تبصره۳۸
🖇یادگاری از بهار قشنگ ۱۴۰۴جامعه الزهرا... ➜@tabsare38
📍مزار شهدای گمنام جامعه الزهرا
پناهگاه روزهای تنهایی ما...
➜@tabsare38
فک نمیکردم یه روزی آرتور و دلربا باهم همکاری داشته باشن....
اسم:عشقی فراتر از مرگ
محصول:🇨🇳
#فیلم_باز
➜@tabsare38