۱۶ آبان ۱۴۰۱
#تبخیر
یه روز که بارون بارید بعدشم خورشید تابید/گرما کمین کرده بودبه دنبال آب ها بود/براثر اون گرما سبک شدند زودآبها/
رفتند به اون بالا بخار شدند بی صدا/ یعنی بی چون وچرا مایع بخار شد حالا
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
#ذوب
جامد بودم یخ بودم/وقتی تو یخچال بودم/یکی اومد سراغم/نرسیدند به دادم
دیدم توی اتاقم/بخاری هم کنارم/گرما تنم رو آب کرد/وجودم رو کوچیک کرد
حالا که آب آبم/مایعم وروانم
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱
۱۶ آبان ۱۴۰۱