چه بگویم رفته ای ؟ خاطر مایی تو هنوز
دوری اما چه کنم وصله به جانی تو هنوز
_عماد _
هدایت شده از tدیگر tنمیشود
چه کنم این دل غمزده از توخبر نگیرد
عشق مگر بازیست با ندیدن آرام بگیرد؟
شاید در دنیایی دیگر او منتظرش بماند
شاید او درست مثل خودش پنهانی دوستش داشته باشد (:
شاید او هم مخفیانه برایش اشکمیریخت
شاید ...شاید
شاید نباید زندگی اش را بر اساس شاید ها بچیند اما
این شاید ها شدند تمام قوتش برای ادامه زندگی!
این شاید ها مثل پوست خشک زخم زمان کندنشان فرارسیده اما نه!
این شاید ها برایش دلیل بودند
نور بودند
تنفس و بال و پرواز بودند (:
_عماد_
هدایت شده از tدیگر tنمیشود
دیشب فراز قله با غم نشسته بودم
من محو آن دو ماهش او محو این ستاره
"بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود "
کاش ولی قصه ما هر شب منتظر نبود(:
_عماد_
بین خطوط (:
"بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود " کاش ولی قصه ما هر شب منتظر نبود(: _عماد_
https://eitaa.com/taezlmsf/53
بي همگان به سر نميشود آنگه كه تو نيستي
كاش كه هر دم از دم من تو ميشكفتي
_یه تیکه از قلبم_