eitaa logo
داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
12.5هزار دنبال‌کننده
24.2هزار عکس
16.8هزار ویدیو
111 فایل
داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
مردی روستائی به نام باقر در آرزوی این بود که حاجی شود. پس صد تومان به تدریج جمع کرد و عازم مکه شد. چون به کربلا رسید، به مرضی سخت مبتلا و در همان جا متوقف شد. وقتی بهبود یافت که زمان حج گذشته بود، ناچار به وطن بازگشت. هموطنان او را کبلائی باقر خواندند و او هر وقت این خطاب را می شنید با تاسف می گفت: حالا که حاجیش نیست میخوام کبلائیش هم نباشه... ‌‌‌‌@tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
مردی روستائی به نام باقر در آرزوی این بود که حاجی شود. پس صد تومان به تدریج جمع کرد و عازم مکه شد. چون به کربلا رسید، به مرضی سخت مبتلا و در همان جا متوقف شد. وقتی بهبود یافت که زمان حج گذشته بود، ناچار به وطن بازگشت. هموطنان او را کبلائی باقر خواندند و او هر وقت این خطاب را می شنید با تاسف می گفت: حالا که حاجیش نیست میخوام کبلائیش هم نباشه... ‌‌‌‌@tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
مردی روستائی به نام باقر در آرزوی این بود که حاجی شود. پس صد تومان به تدریج جمع کرد و عازم مکه شد. چون به کربلا رسید، به مرضی سخت مبتلا و در همان جا متوقف شد. وقتی بهبود یافت که زمان حج گذشته بود، ناچار به وطن بازگشت. هموطنان او را کبلائی باقر خواندند و او هر وقت این خطاب را می شنید با تاسف می گفت: حالا که حاجیش نیست میخوام کبلائیش هم نباشه... ‌‌‌‌@tafakornab داستان وضرب المثل وسخن بزرگان