هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
#میخوام_کبلایی_هم_نباشم
مردی روستائی به نام باقر در آرزوی این بود که حاجی شود.
پس صد تومان به تدریج جمع کرد و عازم مکه شد.
چون به کربلا رسید، به مرضی سخت مبتلا و در همان جا متوقف شد.
وقتی بهبود یافت که زمان حج گذشته بود، ناچار به وطن بازگشت.
هموطنان او را کبلائی باقر خواندند و او هر وقت این خطاب را می شنید با تاسف می گفت:
حالا که حاجیش نیست میخوام کبلائیش هم نباشه...
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
هدایت شده از داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل
#میخوام_کبلایی_هم_نباشم
مردی روستائی به نام باقر در آرزوی این بود که حاجی شود.
پس صد تومان به تدریج جمع کرد و عازم مکه شد.
چون به کربلا رسید، به مرضی سخت مبتلا و در همان جا متوقف شد.
وقتی بهبود یافت که زمان حج گذشته بود، ناچار به وطن بازگشت.
هموطنان او را کبلائی باقر خواندند و او هر وقت این خطاب را می شنید با تاسف می گفت:
حالا که حاجیش نیست میخوام کبلائیش هم نباشه...
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
#میخوام_کبلایی_هم_نباشم
مردی روستائی به نام باقر در آرزوی این بود که حاجی شود.
پس صد تومان به تدریج جمع کرد و عازم مکه شد.
چون به کربلا رسید، به مرضی سخت مبتلا و در همان جا متوقف شد.
وقتی بهبود یافت که زمان حج گذشته بود، ناچار به وطن بازگشت.
هموطنان او را کبلائی باقر خواندند و او هر وقت این خطاب را می شنید با تاسف می گفت:
حالا که حاجیش نیست میخوام کبلائیش هم نباشه...
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان