قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم
مردی ثروتمندی پسری عیاش داشت. هرچه پدر نصیحت می کرد که با این دوستان ناباب معاشرت مکن و دست از این ولخرجی ها بردار اینها عاشق پولت هستند، جوان جاهل قبول نمی کرد تا اینکه لحظه مرگ پدرفرا می رسد.
پسرش را خواسته و میگوید فرزند با تو وصیتی دارم، من ازدنیا می روم ولی درمطبخ (آشپزخانه) را قفل کردم و کلید آن را به تو می دهم، آنجا یک طناب از سقف آویزان است و هر وقت از زندگی ناامید شدی و راه به جایی نبردی برو و خودت را دار بزن.
پدراز دنیا می رود و پسر در معاشرت با دوستان ناباب و زنان آنقدرافراط می کند که بعد از مدتی تمام ماترک و ثروت بجا مانده به پایان میرسد.
کم کم دوستانش که وضع را چنین می بینند از دوراو پراکنده می شوند. پسر در بهت و حیرت فرومی رود و به یاد نصیحت های پدرمی افتد و پشیمان می شود اما سودی نداشت.
روزی در حالی که برای ناهار گرده نانی داشت کناری می نشیند تا سد جوع (رفع گرسنگی) کند، در همان لحظه کلاغی از آسمان به زیر آمده و نان را برداشته و میرود.
پسرناراحت و افسرده با شکم گرسنه به راه میافتد و در گذری دوستانش را میبیند که مشغول خنده و شوخی هستند. نزد آنها رفته سلام میکند و آنها به سردی جواب او را میدهند.
سرصحبت را باز می کند ومی گوید گرده نانی داشتم کلاغی آن را برداشت وحال آمدم که روزخود را با شما بگذرانم. رفقایش قاه قاه خندیدند و مسخره اش کردند.
پسر ناراحت و دلشکسته راهی منزل می شود و در راه به یاد حرف های پدرمی افتد کلید مطبخ را برداشته قفل آن را باز میکند و به درون میرود. چشمش به طناب داری میافتد که از سقف آویزان است.
چهارپایه ای آورده طناب را روی گردنش می اندازد و با لگدی چهارپایه را به کناری پرت میکند که در همان لحظه طناب از سقف کنده شده او با گچ و خاک به همراه کیسه ای کف زمین می افتد.
با تعجب کیسه را باز کرده درون آن پراز جواهر و سکه طلا میبنید. به روح پدر رحمت فرستاده و از فردای آن روز با لباسهای گرانقیمت در محل حاضر میشود و دوستانش همدیگر را خبر کرده و یکی یکی از راه میرسند و گردش را گرفته و شروع به چاپلوسی میکنند.
او هم وعده گرفته و آنها را برای صرف غذا به منزل دعوت کرده و از طرفی ده نفر گردن کلفت با چماق در گوشه ای پنهان میکند و وقتی همه آنها جمع میشوند به آنها میگوید:
دوستان بزغاله ای برای شما خریده بودم که ناگهان کلاغی از آسمان بزیر آمد و بزغاله را برداشت و فرار کرد. دوستان ضمن تائید حرف او دلداریش دادند که مهم نیست از این پیش آمدها میشود و امروز ناهار بازار را میخوریم که در این لحظه پسر فریاد میزند:
در روزگار فقر و محنت بشما گفتم نان مرا کلاغ برد به من خندیدید، حال چطور باور میکنید که کلاغ بزغاله ای را برده است؟
و چماق دارها را خبر می کند و آنها هجوم آورده کتک مفصلی به رفقایش می زنند و از آن روز به بعد طریق درست زندگی را پیش میگیرد.
📚تمثیل مثل
👤ابوالقاسم انجوی شیرازی
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
*وای اگر مرد گدا یک شبه سلطان بشود
*مثل اینست که گرگی سگ چوپان بشود
*هرکجا هدهد دانا برود کنج قفس
*جغد ویرانه نشین مرشد مرغان بشود
*سرزمینی که درآن قحط شود آزادی
*گرچه دیوار ندارد خود زندان بشود
*باغبانی که به نجار دهد باغش را
*فصلهایش همه همرنگ زمستان بشود
*ناخدا دلخوش این آبی آرام نباش
*وای از آن لحظه که هنگامه ی طوفان بشود
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
🔻آزمودن خدا
امام صادق (ع) می فرمایند:
روزی حضرت عیسی (ع) بربالای بلندی ایستاده بود.
ابلیس بر او عیان شد و گفت:
تو که می گویی خداوند برهرکاری تواناست، از این بلندی خودت را پائین بینداز تا خداوند تو را نگه دارد.
حضرت فرمود:
سزاوار نیست بنده ای بخواهد خدا را آزمایش کند، بلکه اوست که بندگانش را می آزماید. آن معجزات را خداوند به من اجازه داده و این را اجازه نفرموده است.
📚بحارالأنوار، ج 60، ص 252
#داستان
#حضرت_موسی
@zendegiasheghaneh
#همسرانبهشتی👆
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺خدای من:
قلب من خانۀ توست... ممکن است گاهی گریه ڪنم ولی هیچ گاه در تنهایی گریه
نمیڪنم تو همیشه با منی....
اشڪهایم را پاڪ میڪنی، چون قلب من خانه توست... ممڪن است گاهی بیفتم و بلغزم اما هرگز در سقوط تنها نمیمانم تو هستی و مرا بلند میڪنی،
چون قلب من خانۀ توست...
شاید گاهی رنج بڪشم اما هرگز در این رنج ڪشیدن تنها نمیمانم تو مرا از رنجها رها میڪنی، چون قلب من خانۀ توست...
جانِ جانانم:
خوشحالم برای اینڪه میدانم هرگز تنها نیستم تو همواره با منی چون ❤️قلب من خانه توست❤
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
9.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
─━━━⊱❁🌸❁⊰━━━─
🏴 #پادکست ویژه #اربعین #جاماندگان
♨️ای صبا ای پیک دور افتادگان...
👌 #نماهنگ بسیار شنیدنی
🎙رهبر معظم انقلاب
─━━━⊱❁🌸❁⊰━━━─
ڪپیباذڪرصلواتبراےظهورقائم
◇🕌⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜؔٛٚؔ@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
🟩#ضربالمثل #کوراوغلیمیخواند
🔹هنگامی که مخاطب در جواب متکلم جواب سربالا بدهد و یا فی المثل بدهکار در مقابل بستانکار که طلب خود را مطالبه می کند پاسخ منفی توام با خشونت و اعتراض بدهد طلبکار می گوید
🔹 برای من کوراوغلی می خواند " یعنی : پولش را نمی دهد که هیچ ، یک چیزی هم طلبکاراست .
کوراوغلی غلط مشهور و صحیح آن کوراوغلو به معنی کورزاد است دری ضرب المثل شده به نام و براساس شخصیت کوراوغلی موجود است.
#کوراوغلی
@tafakornab
داستان وضرب المثل وسخن بزرگان
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
◖💚✨◗
- یاعلینامتوبردمنهغمیماندو
نههمّی..
بابیانتوامّی:)
‹✨⇢#استوری ›
‹💚⇢#یکشنبههایعلوی ›
ا༅࿇༅༅࿇༅░⃟░⃟࿇༊᭄༊࿐ྀུ༅═┅
ڪپیباذڪرصلواتبراےظهورقائم
◇🕌⃟َ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ؔٛٚؔ@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺قال رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم:
📄ملعون مَنْ ظَلَم أجیرا اُجْرَتُهُ.
📜ملعون است کسی که مزد کارگر و اجیری را پایمال کند.
📚(دعائم الإسلام،ج۲،ص۷۴.)
#کارگر ✍#حدیث_گرافی
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥#کلیپ #زلال_احکام
#احکام_شرعی
حکم فضله موش درلباس و فرش🙄
🌟با ارسال پیام،شما هم در ثواب نشر احکام الهی سهیم شوید
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
5.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💥 #تلنگرهای_قرآنی
موسی گفت: پروردگارا! سینهام را گشاده گردان؛ و کارم را برایم آسان ساز؛ و گِرِه از زبانم بگشای؛ تا سخنم را بفهمند. طه۲۵-۲۸
💥 تـلـنــــــگر امــــروز:
با خدا حرف بزن! ساعتها.
از خدا بخواه کارَت را آسان کند، آنوقت خواهی دید کارَت روانتر از همیشه پیش خواهد رفت.🤗
#ما_با_قرآن_بیدار_میشویم
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#داستانک
روزی حاکمی از وزیرش پرسید چه چیزی است که از همه چیزها بدتر و نجس تر است؟
وزیر در جواب ماند و نتوانست چیزی بگوید. از حاکم مهلت خواست و از شهر بیرون رفت تا در بیابان به چوپانی رسید که گوسفندانش را میچرانید.
سلام کرد و جواب گرفت.
به چوپان گفت من وزیر حاکم هستم و امروز حاکم از من سوالی پرسید و نتوانستم جواب دهم.
این بود که راه خارج از شهر را گرفتم.
اکنون این سوال را از تو میپرسم و اگر جواب صحیح دادی تو را از مال دنیا بی نیاز میکنم.
بعد هم سوال حاکم را مطرح کرد
چوپان گفت ای وزیر پیش از اینکه جوابت را بدهم مژدهی برایت دارم. بدان که در پشت این تپه گنجی پیدا کرده ام و برداشتن آن در توان من تنها نیست.
بیا با هم آن را تصرف کنیم و در اینجا قصری بسازیم و لشکری جمع کنیم و حاکم را از تخت بزیر کشیم تو حاکم باش و من وزیرت.
وزیر تا این حرف را شنید خوشحال شد و به چوپان گفت عجله کن و گنج را نشان بده.
چوپان گفت یک شرط دارد. وزیر گفت بگو شرطت چیست؟ چوپان گفت تو عمری وزیر بودی و من چوپان برای اینکه بی حساب شویم باید سه باز زبانت را به مدفوع سگ من بزنی.
وزیر پیش خود فکر کرد که کسی اینجا نیست من اینکار را میکنم و بعد که حاکم شدم چوپان را میکشم. پس سه بار زبانش را به مدفوع سگ چوپان زد و گفت راه بیفت برویم سراغ گنج.
چوپان گفت قربان گنجی در کار نیست. من جواب سوالت را دادم تا بدانی هیچ چیزی در دنیا بدتر و نجس تر از طمعکاری نیست....
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
━━✨✨✨━━
هدایت شده از درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
#حدیث_سلامتی
♥️•☜امام رضا علیه السلام
✍🏻از افراط درخوردن تخم مرغ بپرهیزید؛ زیرا این افراط ڪبد را از عمل منظم باز میدارد
📚رساله طب الرضا
به ما بپیوندید 👇
⇲@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh