انواع هدایت
🔹هدایت ویژه
⬅️این هدایت مختص انسان است
⬅️ویژگی ها و ارزش های انسان(علت)،
سبب تمایز بنیادین او از سایر موجودات شده است(معلول)
⬅️ویژگی اول انسان، تفکر و تعقل
و ویژگی دوم قدرت اختیار و انتخاب است.
⬅️حرکت اختیاری انسان یعنی انسان می تواند هدف درست را تشخیص دهد، آن را برگزیند و به سویش حرکت کند.
⬅️دو حجتِ خداوند به انسان برای تشخیص هدف و رسیدن به آن: ↘️
عقل (حجت درون و نهان)
انبیاء وائمه(حجت برون وآشکار)
⬅️انسان به کمک عقلِ خود بسیاری (نه همه) از مجهولات و مسائل را در می یابد؛ به عنوان مثال:
جهان، مبدا و آفریدگاری دارد
آینده ای روشن درانتظار اوست
متوجه شدن به اینکه نمی تواند پاسخ برخی از مسائل بنیادین را به طور درست و کامل بدهد و نیازمند هدایت الهی است.
⬅️عقل(علت) وسیله فهم پیام الهی(معلول)است.
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
نمونه سوال آزمون عربی نهم
دی ماه97👆👆
شهرستان رودبار" طراح:خانم جباری
انواع مصدر🤘
1⃣ سماعی(شنیدنی) : مصادر فعل های ثلاثی مجرد سماعی است .
این مصادر وزن خاصی ندارند و یادگیری و فهم آنها تنها از طریق رجوع به فرهنگ لغت امکانپذیر است.
برخی مصادر سماعی :ذَهاب ، عیش ،أَکْل ، موت ،فَهم ، حُّب ،شُکْر ،عِلم و ...
2⃣ قیاسی : مصادر 8 باب ثلاثی مزید قیاسی است .
این مصادر هر کدام دارای وزن خاص هستند.
مصادر قیاسی 8تا هستند :
اِفْعَال ،تَفْعِیل ،مُفاعَلَة ،تَفاعُل ،تَفَعُّل ،اِفْتِعال ،اِنْفِعال و اِسْتِفْعَال .
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
👑🔴 نحوه تشخیص فعل لازم از متعدی🔴👑
بهترین شیوه تشخیص فعل های لازم از متعدی بویژه در ثلاثی مجرد (3+0) استفاده از وزن " مفعول " می باشد.
بدین صورت که ریشه فعل مورد نظر را در وزن " مفعول " قرار می دهیم؛
اگر کاربرد و یا معنای مناسبی داشته باشد، حتما آن فعل متعدی است و اگر معنای کاربردی نداشته باشد، لازم خواهد بود.
🌕 مثال:
فعل " نصر " متعدی است.
چون در وزن مفعول کاربرد دارد: منصور!
ولی فعلی مانند " ذهب " حتما لازم است. چون در وزن مفعول یعنی ( مذهوب = رفته شده )! معنی و کاربرد ندارد.
پس فعل هایی مانند:
( غضب - سال - خاف - رغب ، ... ) در زبان عربی معنای متعدی دارند و یا به اصطلاح زبان فارسی "گذرا به مفعول" هستند؛ هر چند از لحاظ ترجمه در پاسخ سوالات " چه چیزی را؟ / چه کسی را ؟" معنای مفید و مناسبی نداشته باشند!
🌕 نکته مهم:
کلمه " غضب " هر چند در قواعد اختصاصی لازم و متعدی؛ فعل لازم محسوب می شود؛ ( چون بیانگر غرایز و احساسات درونی انسان هست) ولی باز هم در مباحث عربی یک فعل متعدی می باشد! چون بر وزن مفعول می رود....
غیر المغضوب علیهم ....
🌕 سوال:
چرا وزن " مفعول " برای شناسایی لازم و متعدی کاربرد مناسبی دارد؟
🔴 چون فعل های لازم هرگز مفعول به نمی پذیرند! که بتوان از آنها وزن مفعول هم ساخت.
🌹 با سپاس؛ نویسنده: آل یاسین 🌹
(مدرس دوره های آموزش عربی)
"مولف کتاب فنون ترجمه عربی از:
انتشارات کلک معلم ساجدی تهران"
"فحمدا، ثم حمدا، ثم حمدا !!!"🍃🌺
________________
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
🏵🏵🏵انواع فعل معتل🏵🏵🏵
۱_مثال👈اولین حرف اصلی فعل مجرد، حرف عله باشد...مانند وَعَدَ،یَسَرَ
۲_اجوف👈دومین حرف اصلی آن ،حرف عله باشد ...مانند قال(قَوَلَ)،شاعَ(شَیَعَ)
۳-ناقص👈سومین حرف اصلی فعل مجرد،حرف عله باشد....مانند ..دعا(دَعَوَ)،رَمَیَ
۴-لفیف👈در یک فعل مجرد دو حرف عله باشد.مانند...وَفَیَ،شوی
🌸🌸🌸انواع فعل معتل لفیف🌸🌸🌸
۱-مفروق👈عبارت است از فعلی که فاءالفعل و لام الفعل (اولین و سومین حرف)آن حرف عله باشد...مانند شوی
۲-لفیف مقرون👈عبارتست از فعلی که عین الفعل و لام الفعل آن (دومین و سومین )،حرف عله باشد.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
موضوع : حالات فعل ماضی
1-ماضی مطلق که همان ماضی ساده است که به زمان گذشته دلالت دارد . مانند ذهب علی ← علی رفت
منفی ماضی ساده دو نوع می باشد :
1- با آوردن ما یا لا نافیه برسر فعل ماضی .
آمدن ما برسر فعل ماضی بدون شرط است .
ولی هرگاه دریک جمله دو فعل ماضی رامنفی کنیم لا می آوریم .
مانند : فلا صدق و لا صلی پس تصدیق نکرد و نماز نخواند .
2-باآوردن لم که حرف نفی و جزم است بر سرفعل مضارع معنی ماضی منفی می دهد .
مانند : لم یذهب علی :علی نرفت .
2-ماضی نقلی :بروقوع کاردر زمان گذشته دلالت دارد و اثر آن تا حال باقی مانده است .
ماضی نقلی :قد+ ماضی ساده
مانند : قد ذهب علی ← علی رفته است
منفی آن از ترکیب لما با فعل مضارع ساخته می شود .
لما یذهب علی ←علی تابه حال نرفته است .
3-ماضی بعید : برتحقق کار در در زمان گذشته دلالت دلالت دارد به طوری که اثر آن زایل شده است .
ساختار این فعل از ترکیب کان و فعل ماضی ساده درست می شود و گاهی قبل و بعد کان قد می آید .
مانند : علی کان قد ذهب یا
علی قدکان ذهب یعنی علی رفته بود .
منفی این فعل با آوردن ما نفی برسر کان درست می شود .
مانند : علی ما کان ذهب ← علی نرفته بود .
4- ماضی استمراری : بر وقوع مستمر کاری در زمان در گذشته دلالت می کند .این فعل با آوردن کان برسر فعل مضارع ساخته می شود . این فعل در عربی نهم آمده است .
مانند : علی کان یذهب ◀ علی می رفت
کان اگر دراول جمله بیاید مفرد می آید ولی در وسط بیاید از فاعل تبعیت می کند . مانند : علی و امیر کانا یذهبان
علی و امیر می رفتند .
منفی فعل ماضی استمراری با آوردن مای نفی بر سر کان یا لا بر سر فعل مضارع ساخته می شود .
مانند :ماکان علی یذهب ◀ علی نمی رفت
کان لایذهب علی ←علی نمی رفت .
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
موضوع : آشنایی با حالات فعل مضارع
فعل مضارع دارای ۵ خصلت است:
۱- می تواند در زمان حال و آینده استعمال شود.
۲- مثبت است یعنی دلالت بر واقع شدن می کند.
۳- مرفوع است.
۴- معنای آن خبری است و از تحقق چیزی خبر می دهد.
۵- معنی را بطور ساده و بدون تاکید بیان می کند.
۱- فعل حال و مستقبل : هرگاه به اول فعل مضارع لام مفتوح درآید مختص به زمان حال می شود . مانند: لیذهب » دارد می رود .
واگر به اول فعل مضارع سین مفتوح یا سوف درآید به زمان مستقبل یا آینده اختصاص می یابد . مانند:سیذهب یا سوف یذهب
(خواهد رفت )
سین در آینده نزدیک و سوف در آینده دور بکار می رود .
به این حروف ، حروف تنفیس می گویند . تنفیس یعنی وسعت دادن.
۲- مضارع منفی : حروف نفی. ما. و لا. بر سر فعل مضارع آمده و معنی آن را منفی می کنند .
یضرب : می زند. ما یضرب و لایضرب. : نمی زند
این حروف نفی به ماضی هم می آید که قبلا توضیح داد ه شده است.
۳- مضارع مجزوم : حروف جزم » لم ، لما ، لام امر ، لا نهی ، اداه شرط که بر سر فعل مضارع در آمده آن را مجزوم می کنند .
یعنی ضمه به ساکن تبدیل شده و نون عوض رفع حذف می شود . جز صیغه های شش و دوازده که مبنی هستند و تغییر نمی کنند .
مانند : لم و لما بر سر مضارع می آیند و معنی آن را به ماضی منفی تبدیل می کنند. لم یذهب نرفت. لما یذهب هنوز نرفته است . به این افعال فعل جحد می گویند .
لام امر مانند : لیضرب یعنی بزند
لائ نهی مانند. لایضرب. یعنی نزند
اداه شرط مانند ان تضرب اضرب. اگر بزنی می زنم
۴- مضارع منصوب : حروف نصب عبارتند از. أن ، لن ، کی ، اذن ، حتی که به اول فعل مضارع آمده و نصب می کنند یعنی
صیغه های ۱. ۴. ۷. ۱۳. ۱۴ را مفتوح و بقیه نون آخر می افتد به جز جمع های مونث . أن یضربا
توجه توجه
لازم به ذکر است لن همان منفی فعل مستقبل است لن یذهب آخرش فتحه یعنی نخواهد رفت .
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73
🌱فرق فعل نهی ونفی🌟
درظاهر هردو مانند همدیگرند اما درمعنا
باهم دیگر فرق دارند⚡️
مثال.اَنتم لا تذهبون..(نفی)شما نمی روید
مثال..انتم لاتذهبوا...(نهی) شمانروید⚡️
پس فعل نهی همان امر منفی است
اِذهَبْ....برو🌟لا تَذْهَبْ ...نرو⚡️
☘🌱🌷☘🌱🌷☘🌱🌷☘
اَیها الطالبون اَنتمْ لاتَخرجوا ...
لِاَنکُم سَوفَ تَکتبونَ دُروسَکُم🌱
ای دانش آموزان بیرون نروید (فعل نهی)
زیرا شما بزودی درستان راخواهید نوشت.🌱
لاتَخرُجوا...فعل نهی جمع مذکر
سَوف تَکتبونَ..مضارع .مستقبل
🌱☘🌿☘🌱☘🌿🌱☘🌿
اَیتها الطالباتُ لٰا تَخرُجْنَ مِنَ الّصفِ
لا تخرُجْنَ.. (هم نهی وهم نفی )
جمع مونث. 🌟
چگونه بفهمیم؟؟؟🌟
فقط با حرف زدن واشاره کردن مشخص
میشود چون درجمع مونث مانند همدیگرند⚡️
مانند:لاتکتُبنَ.و لایکتبنَ..(جمع مونث ها)
❇️🍁🌱🍁🌱🍁🌱🍁❇️
لینک کانال سراسری عربی و معارف
در ایتا👈
https://eitaa.com/tagavi73