🔴 به آتش این دعوا ندمید!!!
✍🏻 #سیدپویان_حسینپور
🔰طبیعتاً نوشتن اینجا، نباید منطقی اما باشد اما انگار ننوشتنش، برای بعضیها توهم فهم زیاد درست کرده!
پس مینویسم..
🔺دوره افتادهاند که ای واااای سطح دعوا خیلی بالا بوده و خیلی دعوای بدی بوده و اصلا بدبخت شدیم و مردم ناامید شدند و چه و چه..
🔹خب قبول. افتضاح بود واقعا. اما بعدش که چه؟! چه کنیم؟! بنشینیم گروهی توی سر بزنیم و مجلس روضه بهپا کنیم؟! یا نه بدمیم به آتش دعوا بین طرفین؟!
🔺نمیبینید ضدانقلاب و افسادطلبان اصلاحاتی چه عروسی گرفتهاند و چطور روی روح و روان و اعتماد مردم به نظام پنجه میکشند؟! شما برادر و خواهر خیلی فهیم و خیلی باشعور انقلابی هم که دقیقا دارید همین نقش را ایفا میکنید و با این بزرگنمایی و ننهمنغریبمبازی مکمل پازل دشمن شدید..
🔹واقعا بعضی از رفقای مدعی رسانهای ما، فهمشان از رسانه این است که در یک اختلاف اینچنینی، باید روحیه را باخت و دمید به آتشی که دشمن به روی انقلاب و نظام و مردم روشن کرده؟! اینطور قرار است در جنگ رسانهای و جنگ روانی و جنگ ادراکی با دشمن مقابله کنید؟!
شما که جنگ شروع نشده روحیه را باختید و منفعل و مستأصل شدید!
🔺دردآورتر اینجاست که یقه هرکس که مستأصل نشده را هم گرفتهاند که تو از درک موضوع عاجزی و نمیفهمی که این دعوا چقدر بزرگ بوده و باید مثل ما حنجره پاره کنی به فریاد وامصیبتا!
💢بگذریم اصلا. گفتم که. نوشتنش منطقی نیست..
یاد جمله امام(ره) افتادم وقتی که صدام با همه حمایتهای جهانیاش به ایران حمله کرد. روحخدا هم خب مثل این انقلابیهای مقیم توییتر نبود. خیلی ساده پیام داد که؛ یک دیوانهای یک سنگی را در چاه انداخته و...
اینکه خب یک دعوای طلبگی بین دو شیخ اهل سیاست بیشتر نیست!
🔴
✍🏻 #سیدپویان_حسینپور
🔹یکی از نقطه ضعفهای امروز جریان انقلابی که شاید در سالهای پایانی دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد کمتر به چشم میخورد، مطالعه کُتب و منابع مرجع اندیشهایست و به جرأت میتوان گفت که بدنه فعال جریان انقلابی هم، چه بسا مثل بقیه اقشار جامعه، به مصرف فستفودی محتوا روی آورده و بیش از رجوع به منابع عمیق، بهدنبال هلوی راحتالحلقومیست که مجبور نباشد برای تحلیل و تفسیر و ادراکش، خیلی سختی بکشد!
🔸این ادعا را مَنی میکنم که در طول دو سال گذشته، به ۲۶ استان کشور سفر کردم و دهها جلسه گفتوگو و آموزش و تدریس با مخاطب انقلابی داشتهام و طبیعتا نسبت به زاویه پرسشگری آنان و پیگیری که برای منابع صرفا مهارتی و نه منابع عمقی و مفهومی و علمی دارند، اشراف دقیقی دارم..
🔺این آفت که البته صرفا محدود در منابع اندیشهای نیست و حتی بعضا در مباحث تکنیکی هم با آن مواجهیم. بهعنوان مثال بارها پیش آمده که مخاطبان جلسات، از من طلب منبعی کردهاند که همه تکنیکهای رسانه را برای آنان بیان کرده باشد و معمولا وقتی آنان را به ضرورت مطالعه در مبانی و مفاهیمی مثل افکار عمومی، ارتباط جمعی، اقناع و... ارجاع میدهم، آنچنان استقبال نمیکنند و حتی بهکرات دیدهام که حمل بر پاسخ از سربازکنی یا خِساست در معرفی منابع کردهاند..
و این واکنشیست که در حوزههای دیگری همچون دفاع مقدس، جریانشناسی و... هم تجربه کردهام..
🔹البته در این میان، هستند کسانی که تسلطشان بر منابع عمیق اندیشهای و تکنیکی و اشرافی که تؤامان بر لایههای مبنایی و مهارتی دارند، لذتبخش است و نوید آیندهای روشن برای آنان را میدهد اما واقعیت اینجاست که چنین رویکردی، حکم استثناء را دارد و با رویهشدن فاصله بسیار دارد..
💢خلاصه اینکه من اینقدر میفهمم راه تفوق و برتری جریان انقلاب بر دشمنان و رقیبان خود، از مسیر بعضا سخت مبناشناسی و مطالعه عمیق و حتی پژوهش راهبردی در مفاهیم میگذرد و جز این اگر کنیم، در بهترین حالت، موفقیتهای کوچک و مقطعی و کمدامنه کسب میکنیم..