تحلیل استراتژیک سینما
بعد از پخش جهانی فیلم آمریکایی جوکر موجی تب گونه از کارگاههای نقد روانشناسانه این فیلم به راه افتاد که ماحصل آن دفاع از شخصیت روانی جوکر و قربانی اجتماع ناعادلانه دانستن این کاراکتر مریض بود
یعنی این نظریه به ذهن جمعی جامعه جهانی خورانده شد که اگر در آینده در هر جای کره خاکی افراد فقیر بر علیه ثروتمندان شورش کردند این یک نتیجه طبیعی است و ما یعنی سینمای هالیوود آن را در سال دوهزارونوزده پیشبینی کرده ایم
امروز یعنی اواخر سال دوهزاروبیست و دو اغتشاشاتی در چندین کشور از جمله ایران عزیز خودمان به راه افتاده است که رسانه ها آنها را آشوبهای جوکری نامگذاری کرده اند و من و شما با شنیدن این نام یعنی جوکر بصورت اتوماتیک این افراد طغیان کننده را همان جوکرِ قربانی سرمایه داری میدانیم
حال آنکه داستان کاملاً متفاوت است
این آشوبها اصلا خودجوش و مردمی نیستند بلکه کاملاً برنامه ریزی شده و تحت مدیریت اتاق فکرهای فریبکار نظام لیبرالیسم هستند
همان اتاق فکرهایی که سعی در پاک کردن ردپای خودشان در خلق جوکرهای خشن و یاغی شان دارند با ساخت پرهزینه فیلمهایی خارجی همچون جوکر و سریال داخلی همچون یاغی
حتی ظهور یکباره یک برنامه طنز بنام جوکر با حضور سلبریتی های طناز خواسته یا ناخواسته نام جوکر را در ذهن مخاطبان روشن و شعله ور نگه میدارد
اینجاست که باید هر دست پختی که از آشپزخانه سینمای هالیوود و غیره خارج میشود را مزمزه کرد و مورد تجزیه و تحلیل همه جانبه قرار داد
نباید سینما را صرفاً صنعت تفریح و تفنن تلقی کرد چرا که بارها دیده ایم همین سینما و رسانه پیش قراول و زمینه ساز لشگرکشی های ویرانگر بوده است
بعبارتی با دقت در ضربان نبض هر فیلم میتوان در درون ذهن سازندگان آن فیلم رسوخ کرد
یعنی با دقت زیاد به آنچه گفته میشود میتوان آنچه مخفی میکنند و نمیگویند را شنید
#تحلیل_سینما
#جوکر_2019
#jokermovie
#joker2019
#جنگ_نرم
#اغتشاشات_جوکری
#آشوبهای_جوکری
#نقد_فیلم
#سینمای_آخرالزمانی
هدایت شده از ایران، شهر خورشید
در اعتراضات اخیر یونان یک پسر 16 ساله توسط شلیک مستقیم پلیس یونان کشته شده است.
قبلا بارها عرض کردم بزودی در اروپا ما شاهد بدترین نوع سرکوب ها خواهیم بود.
باید دید کی آمریکا سلاح اجتماعی جوکرها را در اروپا فعال میکند یا حتی اصلا نیازی به فعال سازی آن است؟
@cityofsun
تحلیل استراتژیک سینما
وقتی نهمین قسمت از پرهیجانترین فیلمهای سریالی تاریخ سینما یعنی سریع و خشن را تماشا میکنی دیگر فیلم هندی برایت بیمعنا میشود به خاطر این حجم از خالی بندی
مخصوصاً آنجا که با ماشین به فضا میروند و تختهگاز با یک ماهواره شاخ به شاخ میشوند
سرنوشت هالیوود دارد به کجا میرود؟
نویسندگان هالیوود را چه شده است که دیگر قادر نیستند دروغ هایشان را باورپذیرتر به خورد مخاطب بدهند؟
اگرچه ذات سینما دروغ است اما دروغی شیرین و مفرّح و البته با کمی مسامحه قابل باور
در واقع سینما شهرزاد قصه گوی هزار و یک شب است که هرشب با یک داستان دروغی و البته خواب آور می آید تا جان خودش را از مرگ نجات دهد
اما مدتی است این شهرزاد موطلایی سرزمین هالیوود دارد دروغ های شاخدار سرهم می کند آنچنان که هم خواب را از تو میرباید و هم خونش را حلال می کند
سینمای غرب مدتی است دیگر جاذبه ندارد
داستان هم ندارد
شخصیت و قهرمان هم ندارد
مدتی است تمام قهرمانان متفرقه گاهی در یک فیلم شلخته دور هم جمع شده و همبازی میشوند چیزی شبیه تیم فوتبال دنیا
یک بار مرد عنکبوتی در مقابل دکتر استرنجلاو قرار میگیرد و بار دیگر سوپرمن رفیق مرد آهنی میشود
شاید هم روزی برسد که همه اینها در مقابل الاغ شِرِک صفبندی بکنند
این روزها وضعیت عقلانی هالیوود بسیار شبیه وضعیت رئیس جمهورشان یعنی جو بایدن شده است نامتعادل و مضحک و رو به سقوط
#تحلیل_فیلم
#نقد_سینما
#سریع_و_خشن
#افول_آمریکا
ناتوی فرهنگی در سینما
یکبار فیلم مجبوریم را تماشا کنید تا بفهمید چگونه میشود با پول جمهوری اسلامی ایران به جمهوری اسلامی ایران فحاشی کرد
از آن طرف در کشور روسیه فیلمی بسیار شبیه به مجبوریم با نام دکتر لیزا در همان سال دوهزار و بیست ساخته میشود که آن هم در باره حمایت یک خانم دکتر فعال اجتماعی از کارتن خوابها است
فیلم روسی دکتر لیزا نیز همچون دوقلوی ایرانی اش تلاش دارد تا چهره ای مملو از تبعیض و فساد را از کشورش بسازد
اقای درمیشیان کارگردان فیلم مجبوریم وقتی دیدهاست بیش از این نمیتواند ایران را بد جلوه دهد از عصبانیتش فیلم را سیاه سفید عرضه کرده تا سنگ تمام را در سیاهنمایی ایران و ایرانیان گذاشته باشد
نکته مهم فیلم مجبوریم زیرنویس روسی فیلم بود که خود نشانهی وحشت دشمنان ایران از نزدیکی ملتهای روس زبانِ جداشده از وطن میباشد
یعنی این زیرنویس روسی در فیلم مجبوریم برای ایجاد ایرانهراسی در کشورهای روسی زبان به فیلم مجبوریم الحاق شده است
این دو فیلم نمونه ای از صدها اثر تولید شده در راستای تهاجم ناتوی فرهنگی غرب به کشورهایی است که توان مقابله نظامی را با آنها ندارد
شاید پروژه حمایت از کارتن خوابها توسط سازمانهای مردم نهاد یا همان ان جی او های مرتبط با سازمان ملل در ایران و یا هر کشور دیگر با هدف شناسنامه دار کردن معتادین خطرآفرین برای روز مبادا یا همان روز اغتشاشات باشد
اللّه اعلم
#مجبوریم
#دکترلیزا
#دکتر_لیزا
#تحلیل_فیلم
#نقد_فیلم
#ناتوی_فرهنگی
#تحلیل_سینما
#سینمای_سیاسی
#سیاه_نمایی_ایران
#nochoice
#doctorliza
تحلیل استراتژیک سینما
ناتوی فرهنگی در سینما ٢
در ایران فیلمی ساخته میشود به نام اسرافیل که در آن به تو القاء میکند برای خوشبخت شدن باید وطن و مردم عقب مانده اش را ترک کنی و به خارج بروی و عین همان فیلم برای مردم روسیه ساخته میشود به نام مشتهای از هم گشوده
داستان هر دو فیلم مشتهای از هم گشوده و اسرافیل ماجرای زنان جوانی است که در دام خانوادهای فقیر و فلکزده گرفتار شدهاند و در هر دو فیلم مردی خارج رفته به وطن بازمیگردد تا آن زن جوان را با خودش به دنیای متمدن ببرد همچون فرشتهی نجات
فرشتهای همنام با اسرافیل که فرشتهی حیاتبخش و خارج کننده از گور است
در هر دو فیلم محور اصلی زن و محدودیتهای اجتماعی او در وطنش است که زندگی را برایش تلخ کرده است
در نسخهی ایرانی دختر جوان گرفتار مادری دیوانه و برادری سودجو است و در نسخهی روسی دختر جوان گرفتار پدری مریض و متعصب و جامعهای عقبافتاده است
البته در نسخهی ایرانی یا همان اسرافیل ماجرای زنی دیگر با بازی هدیه تهرانی نیز بطور موازی روایت میشود که از یکسو بیماری عصبی دارد و از سویی دیگر گرفتار جامعهای بسته و دگم و متعصب است و نهایتاً با تمام بدبختیهایش در وطن میماند و ماندنش احساسی مانند زندهبهگور شدن این یکی زن به توی بیننده منتقل میکند
همین احساس زندهبهگور ماندن در نسخهی روسی در مورد برادر کوچک زن جوان ایجاد میشود آنجا که او میماند و پدری مریض و روانی و فرشتهی نجات فقط یک زن را میتواند از گور نجات میدهد
به این نوع سینما میگویند سینمای سانسور که در آن همه چیز سانسور میشود و فلاکت و بدبختی و تعصب و عقبماندگی بزرگنمایی میشود
برخی نیز به این نوع فیلمها عنوان برازندهی سینمای سفارشی را دادهاند که داستان آنها توسط کاسبان بین المللی مهاجرت و نخبهدزدان نوشته میشود
این مدل سینمای بدبخت نما هدفی جز ایجاد ناامیدی در دل مخاطبانش ندارد
همان ناامیدی که نهایتاً منجر به مهاجرت نخبه و غیر نخبه به کشورهایی میشود که در عالَم خیالاتی سینما مهد خوشبختی معرفی شده است
مهاجرتهایی برای بیگاری
یادش بخیر کارتون پینوکیو که در آن آقاروباهه و گربه نره پینوکیو را با چرب زبانی متمایل به مهاجرت به سرزمین شادی میکنند تا اورا تبدیل به الاغی بارکش کنند برای بیگاری
#اسرافیل
#مشتهای_از_هم_گشوده
#تحلیل_فیلم
#نقد_فیلم
#ناتوی_فرهنگی
#تحلیل_سینما
#سینمای_سیاسی
#سیاه_نمایی_ایران
#سیاه_نمایی_روسیه
#israfil
#Unclenching_the_fists
تحلیل استراتژیک سینما
آتابای داستان جا ماندن تو از زندگی است آنگونه که عمری بخاطر کینههای بیبنیان و ناشی از سوءتفاهم در تنهایی میگذرانی و باقیمانده را هر چقدر هم دواندوان طی کنی باز نمیرسی
آتابای فیلم سینمایی زندگی بیرنگ و بوی خیلی از مردان و زنان جامعهی ما است که از چهل سالگی گذشتهاند و هنوز ازدواج نکردهاند حالا به هر دلیل یا به هر بهانهای
کاظم که اسم خودش را آتابای یا بزرگمرد گذاشته است شخصیتی با کلکسیونی از شکستها و غمهای بیخود است که او را از زندگی شیرین متأهلی دور نگاه داشته اند و حالا دستانِ این کلکسیون رنگارنگِ غمها یکباره پوچ میشوند
آتابای از یکسو غم خواهر جوانمرگش را دارد که در نوجوانی به مردی پیر شوهرش دادهاند و او بخاطر ازدواج مجدد شوهرش خودسوزی کرده است و حالا معلوم میشود که خواهر آتابای بخاطر ازدواج دوستپسرش خودکشی کرده است
از سویی دیگر غم از دست دادن عشقی نافرجام در دوران دانشجویی آتابای را زمینگیر کرده است حالآنکه گویی او خود این عشق یکسویه را زنده نگاه داشته تا بتواند رفتار هوسبازانهی مجردیاش را در زیر چتر این غم مصنوعی توجیه کند
اکنون آتابای مانند خیلی از مردان و زنان مجرد دچار بحران چهلسالگی میشود و در اوج تنهایی خفهکننده تصمیم میگیرد تمام بهانههای تنهاییاش را مانند بادکنکهایی رنگی یکییکی بترکاند البته بدون تخریب شخصیت خودش و کاملاً حق به جانب
آتابای بعد از به اصطلاح بخشیدن بزرگوارانهی گناهان دوست و شوهرخواهر و پدر و دختر دوران دانشگاهش تصمیم به ازدواج با دختری از سرطان رهاشده میگیرد
ولی این تصمیم را چنان متکبرانه و بزرگمنشانه اعلام میکند که دخترک با احساسی شبیه به تنفر از او فرار میکند
آتابای در آخر قصه یواشیواش رو به سوی انجماد تنهایی پیش میرود بیآنکه بهانه برای ستیز با دیگران داشته باشد
شخصیتهای دیگری در فیلم نیز دچار تنهایی هستند که هر یک به نوعی خود را غرق فراموشی میکنند
همچون زن بدزبان صاحب هتلبومگردی که با تنفروشی تنهاییاش را پر میکند یا پدر آتابای که یواشکی تریاک میکشد و همه را جز خود دیوانه قلمداد میکند و یحیی که زنش تازه مرده و خود را با مشروب دستبهگریبان کرده است
#آتابای
#تحلیل_فیلم
#تحلیل_سینما
#نقد_فیلم
#نیکی_کریمی
#هادی_حجازی_فر
#جواد_عزتی
#سحر_دولتشاهی
#بحران_چهل_سالگی