eitaa logo
تحلیل و بررسی خبر
124 دنبال‌کننده
19هزار عکس
14.5هزار ویدیو
1هزار فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰 | تفاوت رهبران دینی با دیکتاتورها 🔹رهبران الهی و دیکتاتورها در نگاه اول ممکن است هر دو در رأس قدرت قرار گیرند اما ماهیت،انگیزه و رفتارشان از زمین تا آسمان متفاوت است.رهبران دینی مانند امامین انقلاب، قدرت را امانتی الهی می‌دانند و در پی خدمت و انجام تکلیفند درحالی که دیکتاتورها، همچون محمدرضا پهلوی،قدرت را ابزاری برای سلطه و ثروت می‌بینند.امام خمینی(ره) در اوج پیروزی انقلاب،زمانی که میلیون‌ها نفر او را ستایش می‌کردند فرمود:«هیچ حسی ندارم» زیرا یک رهبر الهی،موفقیت را از خدا می‌داند،نه از خود.حتی خطاب به شهید بهشتی تأکید کردند:«اگر مردم به جای درود بر خمینی، خلاف آن بگویند، در من اثری ندارد.»این بی‌اعتنایی به ستایش و نقد،نشان‌دهنده‌ی وارستگی است.در مقابل، دیکتاتورها چنان به قدرت وابسته‌اند که فرار محمدرضا پهلوی از ایران، باترس و ذلت،تصویری فراموش‌نشدنی از وابستگی او به تاج و تخت را ثبت کرد. 🔹امام خامنه‌ای سال‌ها مبارزه،زندان،جنگ و مسئولیت‌های سنگین را با صلابت پشت سر گذاشتند،اما تنها لحظه‌ای که در ایشان اضطراب دیده شد،هنگام پذیرش رهبری بود؛چرا که بار مسئولیت در برابر خدا و مردم را سنگین می‌دانستند.رهبران دینی بدون چشمداشت شخصی، شبانه‌روز برای پیشرفت کشور تلاش می‌کنند،درحالی که دیکتاتورها ملت را ابزاری برای منافع خود می‌بینند.دغدغه‌ی رهبران الهی، حفظ مسیر حق است،اما وسواس دیکتاتورها، ترس از سقوط قدرت است. تاریخ قضاوت می‌کند: رهبران دینی در دل‌ها می‌مانند، اما دیکتاتورها در ذهن‌ها، تنها به عنوان عبرت ثبت می‌شوند. ✍🏼 •┈┈ رسول در ایتا👇 eitaa.com/rasul313
🔰 | تفاوت رهبران دینی با دیکتاتورها 🔹رهبران الهی و دیکتاتورها در نگاه اول ممکن است هر دو در رأس قدرت قرار گیرند اما ماهیت،انگیزه و رفتارشان از زمین تا آسمان متفاوت است.رهبران دینی مانند امامین انقلاب، قدرت را امانتی الهی می‌دانند و در پی خدمت و انجام تکلیفند درحالی که دیکتاتورها، همچون محمدرضا پهلوی،قدرت را ابزاری برای سلطه و ثروت می‌بینند.امام خمینی(ره) در اوج پیروزی انقلاب،زمانی که میلیون‌ها نفر او را ستایش می‌کردند فرمود:«هیچ حسی ندارم» زیرا یک رهبر الهی،موفقیت را از خدا می‌داند،نه از خود.حتی خطاب به شهید بهشتی تأکید کردند:«اگر مردم به جای درود بر خمینی، خلاف آن بگویند، در من اثری ندارد.»این بی‌اعتنایی به ستایش و نقد،نشان‌دهنده‌ی وارستگی است.در مقابل، دیکتاتورها چنان به قدرت وابسته‌اند که فرار محمدرضا پهلوی از ایران، باترس و ذلت،تصویری فراموش‌نشدنی از وابستگی او به تاج و تخت را ثبت کرد. 🔹امام خامنه‌ای سال‌ها مبارزه،زندان،جنگ و مسئولیت‌های سنگین را با صلابت پشت سر گذاشتند،اما تنها لحظه‌ای که در ایشان اضطراب دیده شد،هنگام پذیرش رهبری بود؛چرا که بار مسئولیت در برابر خدا و مردم را سنگین می‌دانستند.رهبران دینی بدون چشمداشت شخصی، شبانه‌روز برای پیشرفت کشور تلاش می‌کنند،درحالی که دیکتاتورها ملت را ابزاری برای منافع خود می‌بینند.دغدغه‌ی رهبران الهی، حفظ مسیر حق است،اما وسواس دیکتاتورها، ترس از سقوط قدرت است. تاریخ قضاوت می‌کند: رهبران دینی در دل‌ها می‌مانند، اما دیکتاتورها در ذهن‌ها، تنها به عنوان عبرت ثبت می‌شوند. ✍🏼 •┈┈
🔰 | اعتراف به شکست 🔹رژیم صهیونیستی از سحرگاه روز جمعه ٢٣ خرداد جنگ همه‌جانبه‌ای را به ایران تحمیل کرده، با این امید که بتواند بر ما چیره شود و مقاصد شوم خویش را محقق سازد. اما با پاسخ سریع و مقتدرانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، محاسبات سران صهیونی غلط از آب درآمد. لذا خیلی زود شیپور پیروزی صهیونیست‌ها به آه و ناله‌ی شکست تبدیل شد. 🔹در راستای این اعترافات، دانی یاتوم، رئیس سابق موساد گفته «ایرانی‌ها زانو نخواهند زد؛ ایرانی‌ها پرچم تسلیم بالا نخواهند برد و تسلیم نمی‌شوند؛ حماس که حماس است هنوز پرچم سفید تسلیم بالا نبرده است»‌. سرهنگ داگلاس مک گریگور مشاور سابق در وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد «اسرائیل روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود،زیرا زرادخانه موشکی ایران اگرچه نامحدود نیست، اما بسیار گسترده است. آن‌ها به این زودی‌ها موشک‌‌ هایشان تمام نمی‌شود.‌ چیزی که اسرائیلی‌ها و حتی من را شگفت‌زده کرده، سرعت بازیابی ایران است. ایران به سرعت درحال بهبود است و قدرت و نفوذش روزبه‌روز افزایش می‌یابد.‌ انتظار دارم حملات آینده بسیار شدیدتر از آنچه تاکنون دیده‌ایم، باشد» 🔹جان مرشایمر، دانشمند علوم سیاسی نیز می‌گوید: «اسرائیل در بد دردسری افتاده و حرف از تسلیم بی قید و شرط ایران واقعا خنده‌دار است. ما هستی ایران را تهدید کردیم و باید بدانید ایرانیان تا آخرین نفس برای کشورشان خواهند جنگید و سر خم نخواهند کرد. در هیچ کجای تاریخ با حمله هوایی موفق به تغییر نظام نشده‌اند. تغییر نظام فقط با حضور نیروی زمینی انجام می‌شود و هیچ عاقلی را پیدا نمی‌کنید که از حمله زمینی به ایران حمایت کند. اسرائیل برای سامانه پدافندی جدید به پای آمریکا افتاده، من نام این وضعیت را پیروزی نمی‌گذارم این یک شکست است. به راستی گویی ایران درحال پیروزی است زیرا شکست سختی به بازدارندگی اسرائیل وارد کرده است» رابرت پیپ استاد علوم سیاسی دانشگاه شیگاگو «رژیم صهیونیستی با وجودی که رهبران و فرماندهان برجسته جنبش‌های حزب الله لبنان و حماس فلسطین و اخیرا شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران را ترور کرد، به نظر می‌رسد در تله بمب‌های هوشمند خود گرفتار شده است، زیرا اعتماد بیش از حد به سلاح‌های هوشمند و اطلاعات جاسوسی، سبب شده که سران این رژیم گمان کنند می‌توانند مانع پیشرفت ایران در برنامه هسته‌ای‌اش شوند. روزنامه صهیونیستی هاآرتص اذعان کرد که سامانه‌های پدافندی اسرائیل در مقابله با موشک‌های پیشرفته ایران شکست خورد، فرماندهان ارتش و دولت اسرائیل باید عبرت بگیرند و برای اجتناب از تحولات بسیار سخت و نامطلوب، جنگ را متوقف کنند» 🔹حمله سحرگاه جمعه تنها یک اقدام تاکتیکی نبود، بلکه تلاشی برای از کار انداختن ساختارهای کلیدی سیاسی، نظامی و علمی ایران بود. اما برخلاف محاسبات رژیم اسرائیل، این حمله نتوانست اهدافش را محقق کند. بر همین اساس، می‌توان گفت رژیم اسرائیل در عمل شکست خورده است؛ در موقعیتی قرار دارد که به‌دنبال نجات است، هرچند آن را به‌صراحت نمی‌پذیرد. لذا ورود آمریکا بصورت مستقیم در جنگ علیه ایران، که با هدف کمک بیشتر به رژیم صهیونسیتی است سندی دیگر در اثبات شکست اسرائیل می‌باشد. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | آینده روابط اعراب و اسرائیل 🔹حمله اسرائیل به ایران می‌تواند تأثیرات عمیقی بر روابط اعراب با اسرائیل بگذارد. در حالی که برخی از کشورهای عربی ممکن است در این شرایط به سمت عادی‌سازی روابط با اسرائیل سوق داده شوند، برخی دیگر ممکن است از این اقدام فاصله بگیرند و روابط خود را با اسرائیل تیره کنند. 🔹دلایل احتمالی برای عادی‌سازی روابط: 1⃣ تغییر موازنه قوا: حمله اسرائیل می‌تواند منجر به تغییر موازنه قوا در منطقه شود و برخی از کشورهای عربی را به این نتیجه برساند که برای حفظ منافع خود باید با اسرائیل همسو شوند. 2⃣ فشار آمریکا: آمریکا به عنوان متحد نزدیک اسرائیل و برخی از کشورهای عربی، ممکن است از این کشورها بخواهد تا روابط خود با اسرائیل را عادی‌سازی کنند. 3⃣ فرصت اقتصادی: عادی‌سازی روابط ممکن است فرصت‌ها و مشوق‌های اقتصادی جدیدی را برای کشورهای عربی فراهم کند. 🔹دلایل احتمالی برای عدم عادی‌سازی روابط: 1⃣ حمایت از فلسطین: بسیاری از کشورهای عربی همچنان از آرمان فلسطین حمایت می‌کنند و حمله اسرائیل به ایران ممکن است خشم عمومی در این کشورها را برانگیزد و عادی‌سازی روابط را دشوارتر کند. 2⃣ نگرانی از تبعات منطقه‌ای: برخی از کشورهای عربی ممکن است از تبعات منطقه‌ای حمله اسرائیل به ایران نگران باشند و تمایلی به همسویی با اسرائیل در این شرایط نداشته باشند. 3⃣ فشار گروه‌های اسلامی: گروه‌های اسلامی در کشورهای عربی با عادی‌سازی روابط با اسرائیل مخالفت خواهند کرد و این امر می‌تواند بر سیاست‌های دولت‌های عربی تأثیر بگذارد. 4⃣ مخالفت افکار عمومی: عادی‌سازی روابط با اسرائیل ممکن است با مخالفت افکار عمومی در کشورهای عربی مواجه شود. 🔹در نهایت: عادی‌سازی روابط اعراب با اسرائیل پس از حمله اسرائیل به ایران با پیچیدگی‌های بیشتری روبرو شده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران انتقادات شدیدی را مطرح کردند. نکته قابل‌توجه این است که عربستان سعودی با اشاره به حمله «فجیع» اسرائیل به «برادرانمان در جمهوری اسلامی ایران»، محکومیت ویژه‌‌‌ای صادر کرد. قطر، امارات متحده عربی و عمان نیز اقدامات اسرائیل را محکوم کردند. این محکومیت‌‌‌ها در تضاد آشکار با رویارویی قبلی با ایران‌ و حرکت در راستای عادی سازی روابط با رژیم صهیونسیتی است. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | دلایل قیام امام حسین(ع) 🔹در‌مورد قیام سالار شهیدان این شبهه را مطرح می‌نمایند که در آن زمان اسلام و حاکم اسلامی در رأس قدرت بوده و مردم نیز به نماز، روزه، حجاب، حج، خمس و زکات در بالاترین سطح می‌پرداختند.پس چرا ایشان خود‌‌ و خانواده را در معرض جنگی نابرابر قرار دادند؟ انگیزه‌های قیام امام حسین علیه‌السلام را به اختصار این گونه می‌توان برشمرد: 1⃣ بیعت‌خواهی یزید: یزید به حاکم خود در مدینه نوشت: حسین، عبدالله‌بن‌زبیر و عبدالله بن‌عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست. امام در جواب فرمود: هنگامی که امت اسلامی به پیشوایی مثل یزید گرفتار گردد، باید فاتحه اسلام را خواند. و بدین جهت از بیعت با یزید امتناع ورزید. 2⃣ دعوت مردم کوفه از امام(ع) و اقامه حجت بر ایشان: وظیفه امام این است که در صورت آماده بودن زمینه، در جامعه اسلامی حکومت اسلامی را تشکیل دهد و به حسب ظاهر چنین زمینه‌ای آماده بود، چون مردم کوفه با ارسال حدود ۱۲ هزار نامه برای امام(ع) آمادگی خود را برای کمک به ایشان اعلان نمودند. لذا اگر امام اجابت نمی‌فرمود، چه بسا در برابر خدا و امت اسلامی و تاریخ مسئول بوده و موأخذه می‌گردید.خلافت و حکومت، حق مسلم آن حضرت بوده است، چنانکه فرمودند: به جانم قسم امام نیست، مگر آن که به کتاب خدا عمل کند و به عدل و قسط رفتار نماید و بر‌حسب قانون و حق مجازات کند و خود را در مسیر رضای خدا قرار دهد.و روشن است در آن زمان تنها کسی که بتواند همه این شرایط را به طور کامل رعایت نماید، خود امام حسین علیه السلام بوده‌اند. 3⃣ ‌اصلاح امت و مبارزه با فساد: خود حضرت فرمود: انگیزه‌ام از قیام، اصلاح امت جدم رسول خداست. و به عبارت دیگر یکی از علل قیام امام حسین(ع) زنده کردن ارزش های اسلامی بوده است.ارزش‌هایی مانند وحدت‌اسلامی، آزادگی، اخلاق‌اسلامی و امر‌به‌معروف و نهی‌از‌منکر که حکومت اموی سعی کرد با نابودی این ارزش‌ها پایه‌های حکومت خود را محکم سازد. 4⃣ پاسداری از اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه: تبیین و توضیح معارف اسلام برای مردم،از اهداف قیام بزرگ اباعبدالله بود، چنان که در زیارت اربعین امام حسین(ع) می خوانیم: (خدایا من شهادت می‌دهم که امام حسین) خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد. 5⃣ امتحان گسترده مسلمین: بعضی از شیعیان پرادعا و کم محتوا که آرزو می‌کردند، ای کاش در رکاب علی (ع) با "ناکثین " و " قاسطین " و "مارقین " پیکار می‌کردند، باید به امتحان فراخوانده می‌شدند و لذا قیام سیدالشهدا آزمونی برای همه آنها بود؛ امام (ع) در پاسخ کسی که عرضه داشت ایشان به کربلا نرود، فرمود :«اگر در مکان خود اقامت کنم پس این خلق بخت برگشته به چه چیز امتحان شود و به چه چیز آزموده گردد؟» 🔹امام حسین(ع) برای زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدی، جان خویش و یاران باوفایش را فدا کرده و اسارت خاندان نبوت را به جان می‌خرد.لذا امروز بر همگان واجب است با تأسی از سرور آزادگان جهان ،در اجرای امربه‌معروف و نهی از‌منکر و جهاد تبیین به عنوان فریضه ای قطعی و حتمی در جامعه همت گمارند. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | جنگ نیابتی واشنگتن و تلاویو علیه مقاومت 🔹در ماه‌های اخیر تلاش‌های دیپلماتیک و فشارهای سیاسی آمریکا و اسرائیل برای خلع سلاح حزب‌الله و تضعیف مقاومت در لبنان تشدید شده است. سند توماس باراک، فرستاده آمریکا به لبنان، که خواسته‌های رژیم‌صهیونیستی از جمله خلع‌سلاح گروه‌های مقاومت را شامل می‌شود، نشان‌دهنده تحرک جدیدی در راستای تحقق اهداف اسرائیل از مسیر دیپلماسی است. این در حالی است که حزب‌الله و متحدانش ضمن رد این طرح، بر پایبندی به توافق‌های قبلی و لزوم اجرای تعهدات دشمن تأکید دارند. 🔹اسرائیل که در جنگ‌های متعدد با حزب‌الله نتوانسته به اهداف نظامی خود دست یابد، این‌بار از طریق ابزارهای دیپلماتیک و فشار اقتصادی به دنبال تحقق خواسته‌هایش است. سند پیشنهادی توماس باراک به مقامات لبنانی، نه تنها خواستار خلع‌سلاح مقاومت است، بلکه تهدید کرده در صورت مخالفت بیروت، تحریم‌ها و فشارهای بیشتری اعمال خواهد شد. این طرح بازتابی از خواسته‌های اسرائیل است که می‌کوشد از طریق حمایت بی‌قیدوشرط واشنگتن، به آنچه در میدان نبرد به دست نیاورده، در میز مذاکره دست یابد. 🔹حزب‌الله با رد این پیشنهاد، از آمریکا و فرانسه به عنوان کشورهای ضامن توافق‌های قبلی انتقاد کرده که به تعهدات خود عمل نکرده‌اند و تأکید می‌کند که طرح جدید چیزی جز خواسته‌های اسرائیل نیست و لبنان نمی‌تواند به توافقی تن دهد که حاکمیت و امنیت آن را تضعیف می‌کند.شیخ نعیم قاسم دبیرکل حزب‌الله، در سخنرانی اخیر خود تصریح کرد:«دفاع از وطن نیازی به اجازه ندارد؛ تا زمانی که جایگزینی برای مقاومت وجود نداشته باشد، ما به مبارزه ادامه خواهیم داد.» همچنین نبیه بری رئیس مجلس لبنان، با اشاره به لزوم اولویت‌بندی مذاکرات، خواستار اجرای توافق آتش‌بس توسط اسرائیل قبل از هرگونه گفت‌وگوی جدید شده است. این موضع، همسو با بیانیه جنبش امل است که هرگونه پیوند بازسازی لبنان با تعهدات سیاسی یک‌جانبه را رد کرده است. 🔹درکنار فشارهای آمریکا، عربستان سعودی نیز از طریق دیپلماسی فعال در لبنان، در تلاش است تا فضایی بین‌المللی علیه حزب‌الله ایجاد کند. سفر ناگهانی یزیدبن فرحان، مشاور وزیرخارجه عربستان، به بیروت و گفت‌وگو با مقامات لبنانی، نشان‌دهنده هماهنگی ریاض با واشنگتن برای افزایش فشار بر مقاومت است.به نظر می‌رسد آمریکا و اسرائیل به این نتیجه رسیده‌اند که شکست نظامی از حزب‌الله، آن‌ها را به سمت استراتژی محاصره اقتصادی و سیاسی سوق داده است.اما مقاومت لبنان با اتکا به پایگاه مردمی و هماهنگی با جناح‌های داخلی به‌ راحتی تسلیم این فشارها نخواهد شد. جلسات آتی مقامات لبنانی می‌تواند تعیین‌کننده باشد؛ اما تا زمانی که اسرائیل به تعهدات گذشته پایبند نباشد، هرگونه توافق جدید با بن‌بست روبه‌رو خواهد شد. 🔹این دور جدید از کشمکش‌ها نشان می‌دهد که جنگ نیابتی واشنگتن و تل‌آویو علیه مقاومت، این‌بار در میدان دیپلماسی ادامه دارد؛اما حزب‌الله با تکیه بر استراتژی «موازنه مقاومت»به‌دنبال حفظ دستاوردهای امنیتی و سیاسی خود است. آینده این مذاکرات نه تنها بر سرنوشت لبنان، بلکه بر معادلات قدرت در منطقه نیز تأثیرگذار خواهد بود. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | هماهنگی میدان و دیپلماسی 🔹در سیاست بین‌الملل معاصر، مرز میان میدان نبرد و میز مذاکره به شدت محو شده است. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر میان ایران و اسرائیل نمونه بارزی از این واقعیت بود که نشان داد چگونه یک کشور می‌تواند با هماهنگی کامل میان ابزارهای نظامی و دیپلماتیک، هم از منافع ملی خود دفاع کند و هم از تشدید بحران جلوگیری نماید. 🔹سخنان اخیر سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران، به خوبی بر این اصل تأکید دارد:«وقتی تصمیمی قرار است گرفته شود که کشور را در شرایط بحرانی ببرد، هم دولت باید آماده باشد و هم نیروهای مسلح.»جنگ مدرن تنها با موشک و پهباد پیروز نمی‌شود. آنچه امروز تعیین کننده است، توانایی تبدیل پیروزی‌های میدانی به دستاوردهای سیاسی است. ایران در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که چگونه می‌توان از دیپلماسی به عنوان مکملی برای عملیات نظامی استفاده کرد.همزمان با عملیات نظامی، دستگاه دیپلماسی ایران در سازمان ملل و محافل بین‌المللی فعال شد تا ضمن محکومیت تجاوز و جنایت رژیم صهیونسیتی ،پاسخ ایران را مشروع نماید. 🔹عراقچی به درستی اشاره می‌کند:«همه تصدیق می‌کنند که دولت وظیفه خود را در تأمین نیازهای کشور انجام داد.» این جمله نشان می‌دهد که دیپلماسی ایرانی نه تنها واکنشی به تحولات میدان نبرد بود، بلکه پیش‌دستانه به طراحی سناریوهای سیاسی برای مدیریت بحران می‌پرداخت. 🔹متأسفانه برخی تحلیلگران اصرار دارند میان دولت به عنوان نهاد سیاسی و نیروهای مسلح به عنوان نهاد امنیتی تقابل مصنوعی ایجاد کنند. عراقچی به این بازی خطرناک هشدار می‌دهد: «خواهش می‌کنم به دوگانه دولت و نیروی مسلح پروبال ندهید، هر دو مجموعه کشور هستند.»این هشدار از آن جهت حیاتی است که در بحران‌های امنیتی، تفرقه میان نهادهای حکومتی به معنای شکست استراتژیک است.تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که وقتی دولت و نیروهای مسلح در یک چارچوب واحد عمل می‌کنند، دشمن نه تنها در میدان جنگ، بلکه در عرصه حقوقی و رسانه‌ای نیز شکست می‌خورد. 🔹همانگونه که نیروهای مسلح نیازمند پشتیبانی سیاسی دولت هستند، دولت نیز برای تأمین منافع ملی به بازوی اجرایی نیروهای مسلح وابسته است.کلید موفقیت ایران در این جنگ، شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری بود. عراقچی به این نکته ظریف اشاره می‌کند: «ای کاش مردم می‌توانستند جلسات حضرت آقا را ببینند که همه راحت نظرات موافق و مخالفشان را می‌گویند.» این نشان می‌دهد که در سطوح عالی مدیریت بحران، فضایی باز برای طرح تمام دیدگاه‌ها وجود دارد. 🔹تصمیم‌گیری‌های کلان پس از بررسی همه جانبه و با در نظر گرفتن تخصص تمام نهادها اتخاذ می‌شود.این سبک مدیریت، هماهنگی میدان و دیپلماسی را از سطح تاکتیکی به سطح استراتژیک ارتقا می‌دهد.حفظ امنیت کشور در ترکیب هوشمندانه قدرت سخت و نرم، هماهنگی بی‌وقفه میان میدان و دیپلماسی، وحدت استراتژیک تمام نهادهای کشور و مردم محقق می‌شود. هرگونه تلاش برای تخریب این هماهنگی خیانت به منافع ملی خواهد بود. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | فرصتی برای همگرایی منطقه‌ای 🔹سفر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران، به پاکستان، نخستین سفر دوجانبه او به یک کشور خارجی پس از جنگ تحمیلی ۱۲روزه محسوب می‌شود. این سفر که در پاسخ به حضور شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان در تهران انجام شد، نشان‌دهنده تحکیم روابط دو کشور در شرایط حساس منطقه‌ای است. اگرچه پیش از این، پزشکیان برای شرکت در اجلاس اکو به آذربایجان سفر کرده بود، اما این نخستین بار است که او به عنوان میهمان رسمی یک کشور همسایه وارد می‌شود. 🔹روابط تهران و اسلام‌آباد همواره تحت تأثیر تحولات جهانی و منطقه‌ای قرار داشته است. با این حال، در دو سال اخیر، شاهد تلاش دو طرف برای کاهش تنش‌های مرزی و افزایش همکاری‌ها بوده‌ایم. دولت شهید رئیسی به این موضوع توجه ویژه‌ای داشت و سفرهای متعدد وزیر امور خارجه و رئیس‌جمهور ایران به پاکستان منجر به امضای تفاهم‌نامه‌هایی مانند استقرار افسران رابط مرزی شد که تأثیر مستقیمی بر کاهش ناامنی‌ها در مناطق مرزی مانند زاهدان و تربت داشت. 🔹در جریان جنگ اخیر، پاکستان موضعی حمایتی از ایران اتخاذ کرد که ریشه در اشتراکات تاریخی، فرهنگی و دینی دو کشور دارد. علاوه بر این، تنفر عمیق پاکستانی‌ها از اسرائیل نیز به این حمایت دامن زد. این همگرایی نه‌تنها در سطح دولتی، بلکه در میان جامعه پاکستان نیز مشهود بود. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در یادداشتی در رسانه‌های پاکستانی نوشت «یکی از اصول اساسی سیاست خارجی ایران، ایجاد روابط قوی، پایدار و متقابلاً سودمند با همسایگانش است در این چشم‌انداز، رابطه ما با پاکستان جایگاه ویژه‌ای دارد». 🔹با وجود حجم مبادلات تجاری نزدیک به ۲ میلیارد دلار، دو کشور از سطح فعلی همکاری‌ها راضی نیستند و به دنبال رفع موانعی مانند تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی هستند. یکی از راه‌حل‌های پیش‌رو، استفاده از کریدور چین-پاکستان است که می‌تواند ایران را به بازارهای آسیایی متصل کند. پاکستان با داشتن بندر گوادر، نقش کلیدی در ترانزیت کالاهای چین به ایران ایفا می‌کند. سرمایه‌گذاری ۶۰ میلیارد دلاری چین در پاکستان نیز فرصتی است که ایران می‌تواند از آن برای دور زدن تحریم‌ها استفاده کند. 🔹این سفر سه محور اصلی دارد: ۱. تقویت همکاری‌های امنیتی و مرزی برای مقابله با تروریسم و قاچاق. ۲. توسعه روابط اقتصادی با تمرکز بر پروژه‌های مشترک انرژی و حمل‌ونقل. ۳. هماهنگی در مسائل بین‌المللی، به‌ویژه در پرونده‌هایی مانند افغانستان و بحران غزه. 🔹ایران و پاکستان به‌عنوان دو قدرت تأثیرگذار در آسیا، می‌توانند با همکاری بیشتر، نه‌تنها منافع دوجانبه خود را تأمین کنند، بلکه به ثبات منطقه کمک نمایند. این سفر می‌تواند آغازی برای تحول در روابط تهران و اسلام‌آباد باشد، به‌ویژه اگر دو کشور بتوانند از ظرفیت‌های چین برای تقویت پیوندهای تجاری و امنیتی استفاده کنند. در شرایطی که غرب به دنبال انزوای ایران است، همکاری با همسایگان شرقی می‌تواند راهبردی حیاتی برای عبور از تحریم‌ها و تهدیدها باشد. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | بازی جدید آمریکا در قفقاز 🔹تحولات اخیر قفقاز جنوبی با امضای توافق صلح میان آذربایجان و ارمنستان تحت میانجی‌گری مستقیم آمریکا، معادلات منطقه‌ای را دگرگون کرده است. هسته مرکزی این توافق، ایجاد "کریدور زنگزور" با مدیریت ۹۹ ساله آمریکاست که می‌تواند حضور پایدار واشنگتن را در منطقه‌ای حساس، میان سه قدرت ایران، روسیه و ترکیه نهادینه کند. 🔹کریدور زنگزور در صورت اجرایی شدن، آذربایجان را از طریق نخجوان به ترکیه متصل می‌کند و مسیرهای فعلی ترانزیت که از خاک ایران می‌گذرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این تغییر دو سناریوی محتمل را پیش روی ایران قرار می‌دهد: 1️⃣ سناریوی تهدید: کاهش سهم ایران در ترانزیت کالا و انرژی در قفقاز 2️⃣ سناریوی فرصت: امکان بازتعریف مسیرهای جایگزین از طریق همکاری با ارمنستان و گرجستان 🔹موفقیت این کریدور به عوامل متعددی از جمله همکاری ارمنستان، موضع روسیه و ایران بستگی دارد. واگذاری مدیریت کریدور به آمریکا می‌تواند پیامدهای امنیتی مثل امکان استقرار پایگاه‌های لجستیکی ناتو در نزدیکی مرزهای ایران، تقویت توان نظامی آذربایجان و تهدید امنیت مرزهای شمال‌غرب ایران با افزایش نظارت آمریکا را در پی داشته باشد. 🔹با توجه به پیچیدگی شرایط، ایران نیازمند اتخاذ راهبردی چندوجهی است: 1️⃣ دیپلماسی فعال و تشدید رایزنی با ارمنستان برای حفظ مسیرهای ترانزیت موجود، گفت‌وگوی استراتژیک با روسیه و ترکیه برای ایجاد توازن منطقه‌ای و استفاده از مکانیسم‌های سازمان‌های منطقه‌ای مانند اکو 2️⃣ توسعه زیرساخت‌های جایگزین: تسریع در تکمیل کریدور شمال-جنوب (اتصال به روسیه و هند)، سرمایه‌گذاری در مسیرهای ریلی ایران-ارمنستان-گرجستان و توسعه بنادر دریای خزر برای جبران کاهش ترانزیت زمینی 3️⃣ اقدامات امنیتی: از طریق تقویت سیستم‌های پدافندی در مرزهای شمال‌غرب، افزایش توان اطلاعاتی و رصد تحرکات در منطقه، همکاری امنیتی با روسیه و ارمنستان در مرزهای مشترک 4️⃣ ابزارهای اقتصادی: طرح‌هایی مانند افزایش صادرات برق و گاز به ارمنستان و گرجستان، ایجاد مناطق آزاد تجاری در مرزهای شمالی 🔹«سید عباس عراقچی»وزیر امور خارجه کشورمان اعلام کرده است: «بحث کریدور در ماجرای زنگزور کنار رفته است. قرار است یک جاده ترانزیتی تحت حاکمیت و صلاحیت قضایی ارمنستان، توسط شرکت ارمنی-آمریکایی ایجاد شود. ما نگرانی‌های خود در خصوص حضور نیروهای خارجی در منطقه را داریم. در بیانیه مشترک آذربایجان و ارمنستان به حاکمیت و تمامیت ارضی دو کشور احترام گذاشته شده و با هرگونه تغییر مرز مخالفت شده که این در راستای مواضع ایران است.» 🔹گرچه کریدور زنگزور در حال حاضر هنوز در واقعیت اجرایی نشده و بیشتر یک پروژه بالقوه است، اما تجربه تاریخی نشان داده است که قفقاز منطقه‌ای با تحولات سریع است. ایران اگر بتواند از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی به صورت همزمان استفاده کند، نه تنها می‌تواند تهدیدات را خنثی کند، بلکه ممکن است موقعیت خود را در معادلات جدید ارتقا دهد. 🔹کلید موفقیت در ابتکار عمل و دوری از واکنش‌های انفعالی نهفته است. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | چرا نتانیاهو با مردم ایران سخن می‌گوید؟ 🔹جمهوری اسلامی ایران حقیقتا مردمی‌ترین نظام سیاسی جهان است که در تمامی مراحل حساس تاریخ خود—از پیروزی انقلاب اسلامی تا تثبیت آن، از دفاع مقدس هشت‌ساله تا خنثی‌سازی فتنه‌های داخلی و خارجی—با تکیه بر حضور پررنگ و آگاهانه‌ی مردم به موفقیت دست یافته است. رهبر معظم انقلاب با اشاره به حماسه‌ی ۹ دی تأکید کردند که تنها حضور گسترده‌ی مردم بود که توانست فتنه‌ی سال ۸۸ را خاموش کند. این واقعیت تاریخی به‌وضوح نشان می‌دهد که هرگونه توطئه‌ی دشمنان در برابر ایران، تنها در صورتی می‌تواند تأثیرگذار باشد که مردم از نظام فاصله بگیرند. 🔹اما چرا نتانیاهو، مستقیماً خطاب به مردم ایران سخن می‌گوید؟ ۱. تلاش برای ایجاد تفرقه در اتحاد ملی: نتانیاهو و دیگر سران رژیم صهیونیستی به‌خوبی می‌دانند که بزرگترین نقطه‌ی قوت جمهوری اسلامی، اتحاد مردم و نظام است. آن‌ها با سخنرانی‌های نمایشی به زبان فارسی سعی می‌کنند این پیوند را تضعیف کنند. ۲. درماندگی در برابر اقتدار مردمی ایران: صحبت‌های نتانیاهو نه از روی دلسوزی، بلکه از سر ناتوانی در مقابله با قدرت مردمی ایران است. رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسیده که تنها راه ضربه زدن به ایران، ایجاد اختلاف بین مردم و حکومت است. ۳. جنگ روانی و تبلیغات رسانه‌ای: اسرائیل از طریق سخنرانی‌های فارسی‌زبان نتانیاهو در پی تاثیرگذاری روانی بر افکار عمومی است. 🔹رژیم صهیونیستی با سخنان فریبنده‌ی خود سعی دارد وانمود کند که «حامی مردم ایران» است، درحالی که تمامی اقدامات آن—از کشتار مردم و ترور دانشمندان هسته‌ای تا حمایت از گروه‌های ضدانقلاب—نشان می‌دهد هدف واقعی آن‌ها، تضعیف ایران است. ملت ایران، با درک عمیق از توطئه‌های دشمن، هرگز فریب چنین نمایش‌هایی را نمی‌خورد. اقتدار مردمی ایران، بزرگترین سد در برابر هرگونه توطئه‌ی صهیونیستی و استکباری است. جنگ تحمیلی ۱۲ روزه‌ی اخیر نشان داد که تا زمانی که ملت ایران پشت‌به‌پشت نظام بایستند، هیچ توطئه‌ای کارگر نخواهد بود. البته که مسئولان نظام هم وظیفه دارند با عملکرد مناسب، به حفظ و گسترش این وحدت و انسجام ملی کمک‌ نمایند. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | خنجر به وحدت! 🔹در شرایط حساس پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، انتشار بیانیه جبهه موسوم به اصلاحات با شعار «آشتی ملی» و تأکید بر تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی هسته‌ای، نظارت گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تعامل بیشتر با غرب، پرسش‌های جدی درباره همسویی این خواسته‌ها با اهداف استراتژیک دشمنان ایران ایجاد کرد. تحلیل محتوای این سند نشان می‌دهد که برخی جریان‌های سیاسی داخلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به ابزاری برای پیشبرد اهداف دشمن تبدیل شده‌اند. 🔹بند ۱۰ بیانیه، که پیشنهاد تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی اورانیوم و پذیرش نظارت‌های گسترده آژانس را مطرح می‌کند، عیناً همان مطالباتی است که آمریکا و متحدانش سال‌هاست تلاش کرده‌اند از طریق تحریم‌ها و فشارهای سیاسی به ایران تحمیل کنند. 🔹این پیشنهادها دقیقاً در زمانی مطرح می‌شود که سه کشور اروپایی انگلستان، فرانسه و آلمان تهدید به فعال‌سازی مکانیسم ماشه و بازگرداندن پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت کرده‌اند. آیا این همزمانی تصادفی است؟ 🔹در بند ۷ بیانیه، ادعای «تبعیض سیستماتیک علیه زنان» مطرح شده است؛ عبارتی که پیش‌تر در گزارش‌های سازمان ملل و رسانه‌های غربی علیه ایران به کار رفته است. این رویکرد نه تنها واقعیت‌های داخلی را تحریف می‌کند، بلکه آب به آسیاب تبلیغات دشمن می‌ریزد. 🔹نکته تأمل‌برانگیزتر، زمان انتشار این بیانیه است: روزهای پس از دفاع مقدس ۱۲ روزه، زمانی که ملت ایران با انسجام بی‌سابقه‌ای در برابر تجاوز دشمن صهیونی ایستادگی کرد. در چنین شرایطی، طرح خواسته‌هایی که پیش‌تر از زبان مقامات غربی شنیده شده‌اند، نه تنها کمکی به حل بحران‌های کشور نمی‌کند، بلکه مانند خنجری بر پیکره وحدت ملی فرود می‌آید. 🔹برخی از حامیان این بیانیه استدلال می‌کنند که این پیشنهادها راهی برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی است، اما تاریخ نشان داده که تعامل یک‌جانبه و پذیرش شرایط دشمن، هرگز به رفع تحریم‌ها یا بهبود معیشت مردم منجر نشده است. برجام نمونه بارز این ادعاست؛ توافقی که با وعده رفع تحریم‌ها آغاز شد، اما در نهایت به تحریم‌های بیشتر و فشارهای گسترده‌تر انجامید. 🔹ملت ایران در طول تاریخ ثابت کرده که در سایه وحدت و هوشیاری می‌تواند بر هر توطئه‌ای غلبه کند. اما جریان‌هایی که در بحبوحه جنگ ترکیبی دشمن، خواسته‌های خارجی را بازتولید می‌کنند، به عوامل تفرقه تبدیل می‌شوند. 🔹امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز به انسجام داخلی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی احساس می‌شود.در شرایطی که آمریکا و رژیم صهیونی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه با حملات ناجوانمردانه خود، مردم بی‌گناه را فارغ از علایق سیاسی و فرهنگی، صرفاً به جرم ایرانی بودن به خاک و خون کشیدند، بیانیه اصلاحات به تریبونی برای انعکاس خواسته‌های نامشروع دشمن تبدیل شده است که در میدان جنگ و میز مذاکره نتوانسته محقق شود. 🔹این بیانیه به مهم‌ترین عامل پیروزی ایران در دفاع مقدس ۱۲ روزه، یعنی وحدت و انسجام ملی، آسیب می‌زند. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
🔰 | سیره سیاسی رضوی 🔹امامان معصوم به‌عنوان الگوهایی کامل در تمامی عرصه‌های زندگی از جمله سیاست راهنمای بشریت هستند.سیره سیاسی امام رضا(ع) در یکی از حساسترین دوره‌های تاریخ تشیع نمایشی استادانه از حفظ اصول در برابر قدرت مطلقه، ایستادگی در برابر فریب و تزویر و روشنگری در فضایی سرشار از اختناق است. تحلیل زندگی سیاسی آن حضرت درس‌هایی حیاتی برای جهان امروز که هنوز با استبداد و بی‌اخلاقی سیاسی دست‌به‌گریبان است در بردارد.امامت امام رضا با حکومت مأمون عباسی، خلیفه‌ای زیرک و فریبکار همزمان شد.مأمون برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود و مهار قیام‌های علویان، نقشه‌ای پیچیده کشید و ولایتعهدی را به امام تحمیل کرد. اینجا بود که سیره سیاسی امام در مواجهه با این تهدید که در پوشش یک فرصت ارائه می‌شد، به نمایش گذاشته شد. 1⃣ استقلال رأی و عدم همکاری با جور: امام با وجود پذیرش اجباری ولایتعهدی کوچک‌ترین قدمی برای تحکیم پایه‌های حکومت مأمون برنداشت. شرط اصلی ایشان این بود که در عزل و نصب‌ها دخالت نکنند، روشی را تغییر ندهند و تنها در مقام یک مشاور عمل نمایند.این موضع، هوشمندانه و قاطع بود.ایشان دستگاه خلافت را ظالم می‌دانستند و هرگونه همکاری در گسترش قدرت نامشروع آن را حرام می‌شمردند.این نپذیرفتنِ عادی‌سازی رابطه با ظالم، درس بزرگی برای تمامی جنبش‌های مقاومت است. 2⃣ مقاومت در برابر اغواگری سیاسی: مأمون به شکل فریبنده‌ای، حتی پیشنهاد کناره‌گیری از خلافت و سپردن آن به امام را مطرح می‌کرد.اما امام، فریب این شعارهای تبلیغاتی را نخورد. پاسخ قاطع و صریح ایشان که «اگر خلافت از آن توست، حق نداری آن را به دیگری بسپاری و اگر از آن تو نیست، چگونه چیزی را که مال تو نیست به من می‌دهی؟» پرده از چهره واقعی مأمون و غاصبانه بودن خلافت عباسیان برداشت. این صراحت بیان بدون هیچ مصلحت‌اندیشی کاذب، موضع امام را به وضوح روشن کرد. 3⃣ تبیین و روشنگری: امام رضا(ع) اجبار به حضور در دستگاه حکومت را به فرصتی برای روشنگری تبدیل کرد.مناظراتی که مأمون به قصد شکست دادن امام ترتیب داده بود، به میدانی برای نمایش شکوه علم و منطق اهل بیت و تبیین اسلام ناب محمدی (ص)تبدیل شد.امام از این فرصت اجباری برای رساندن پیام حق به توده مردم و نخبگان جامعه استفاده کردند. این راهبرد نشان می‌دهد که چگونه می‌توان تهدید را به فرصتی طلایی برای پیشبرد اهداف تبدیل کرد. 4⃣ اخلاق سیاسی: در تمام این مواجهه‌های سخت، امام هرگز از اصول اخلاقی عدول نکردند. ایشان برای رسیدن به اهداف والای خود به دروغ، تهمت یا روش‌های غیراخلاقی متوسل نشدند.حتی با وجود دشمنی مأمون، به شخصیت او توهین نکردند و استدلال را جایگزین اهانت نمودند. این پایبندی به اخلاق، حتی در سخت‌ترین شرایط، سیره سیاسی رضوی را به الگویی ماندگار و الهی تبدیل می‌کند که برای سیاستمداران امروزی یک ضرورت انکارناپذیر است. 🔹درس اصلی امام رضا(ع) مقاومت هوشمندانه، روشنگری بی‌امان و پایبندی غیرقابل مذاکره به اخلاق است؛ سه‌ضلعی که هر نظام سیاسی عدالت‌خواهی می‌تواند بر آن استوار باشد. ✍🏼 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•