eitaa logo
طلبه کوهسرخی 🇮🇷🇵🇸
808 دنبال‌کننده
6.8هزار عکس
4.5هزار ویدیو
205 فایل
هر کس به هر نحو یک قدم در راستای کار فرهنگی با ما باشید تا به اندازه خودمون قدمی برداریم🌹 ✏️طلبه دهه هفتادی: @taha_00313
مشاهده در ایتا
دانلود
8.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخن پایانی امشب رفقا: تا حالا می گفتیم #شهدا_شرمنده_ایم... ولی با دیدن این فیلم بعید می دونم فردای قیامت بتونیم پاسخ همین یک نفر را هم بدیم... چه برسه به رفقای دیگش😔 آرزوی مرگ بهتر از شرمندگیه...😔 #تلنگر #ما_در_قبال_شهدا_مسئولیم #برای_شهدا_رسانه_باشیم #شبتون_شهدایی #وقف_هادی https://eitaa.com/vaqf_hadi
: ‌✍همہ ی گلولہ هاـے جنگ نرم خمپاره شصتہ ، نہ سوت داره نہ صدا وقتے مے فهمیم اومده ڪہ مے بینیم : فلانی دیگہ نمیاد فلانے دیگہ چادر سرش نمے ڪنہ https://eitaa.com/vaqf_hadi
#️امام_حسین(علیه‌السلام)و آرزوی (بسیار زیبا) ابوریاض یکی از افسرای عراقی میگوید: توی جبهه جنوب مشغول نبرد با ایران بودیم که دژبانی من رو خواست وخبر کشته شدن پسرم رو بهم داد. خیلی ناراحت شدم. رفتم سردخانه، کارت و پلاکش رو تحویل گرفتم. اونا رو چک کردم، دیدم درسته. رفتم جسدش رو ببینم. کفن رو کنار زدم، با تعجب توأم با خوشحالی گفتم: اشتباه شده، اشتباه شده، این فرزند من نیست! افسر ارشدی که مأمور تحویل جسد بود گفت: این چه حرفیه می‌زنی؟ کارت و پلاک رو قبلا چک کردیم و صحت اونها بررسی شده. هر چی گفتم باور نکردند. کم کم نگران شدم با مقاومتم مشکلی برام پیش بیاد. ️من رو مجبور کردند که جسد را به بغداد انتقال بدم و دفنش کنم. به ناچار جسد رو برداشتم و به سمت بغداد حرکت کردم تا توی قبرستان شهرمون به خاک بسپارم. اما وقتی به کربلا رسیدم، تصمیم گرفتم زحمت ادامه‌ی راه رو به خودم ندهم و اون جوون رو توی کربلا دفن کنم. چهره‌ی آرام و زیبای آن جوان که نمی‌دانستم کدام خانواده انتظار او را می‌کشید، دلم را آتش زد. خونین و پر از زخم، اما آرام و با شکوه آرمیده بود. او را در کربلا دفن کردم، فاتحه‌ای برایش خواندم و رفتم. ️... سال‌ها از آن قضیه گذشت. بعد از جنگ فهمیدم پسرم زنده است! اسیر شده بود و بعد از مدتی با اسرا آزاد شد. به محض بازگشتش، ازش پرسیدم: چرا کارت و پلاکت رو به دیگری سپردی؟ ️پسرم گفت: من رو یه جوون بسیجی ایرانی اسیر کرد. با اصرار ازم خواست که کارت و پلاکم رو بهش بدم. حتی حاضر شد بهم پول هم بده. وقتی بهش دادم، اصرار کرد که راضی باشم. بهش گفتم در صورتی راضی‌ام که بگی برای چی می‌خوای. اون بسیجی گفت: من دو یا سه ساعت دیگه شهید میشم. قراره توی کربلا در جوار مولا و اربابم حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السّلام دفن بشم، می‌خوام با این کار مطمئن بشم که تا روز قیامت توی حریم بزرگترین عشقم خواهم آرمید... ️شهید آرزو میکنه کنار اربابش حسین علیه‌السلام دفن بشه، خدایا! ما رو ببخش که مثل شهدا بین آرزوهامون،جایی برای تو باز نکردیم... 📚کتاب حکایت فرزندان فاطمه ۱ ص۵۴ https://eitaa.com/vaqf_hadi
🌸عکس‌العمل جالب شهید شیرودی که باعث تعجب خبرنگاران خارجی شد https://eitaa.com/vaqf_hadi
️تنها کانالی که اعضایش جان دادند ولی لفت ندادند... https://eitaa.com/vaqf_hadi
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی ... https://eitaa.com/vaqf_hadi