eitaa logo
طلبگی عشق است
547 دنبال‌کننده
6هزار عکس
4هزار ویدیو
276 فایل
هوالحق. حضور درکانال برای «عموم مخاطبین»آزاد است ✅ انتقادات وپیشنهادات. ولینک ناشناسمون: https://harfeto.timefriend.net/17045987491947 با ما در ارتباط باشید: @mirsalehi12: خادم الطلاب ادمین تبادلات: @Mirsalehi1403 .
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷ضرورت مهارت آموزی در بین طلاب حوزه‌های علمیه حجه الاسلام والمسلمین قرائتی : ✅در حوزه‌های علمیه باید طلاب در هر سال تحصیلی مهارتی خاص را فرا گیرند. برای مثال در سال اول روش تدریس قرآن در سال دوم قصه‌گویی در سال سوم احکام که اگر طلبه‌ای در سال دوم دیگر درسش را ادامه نداد، حداقل فایده‌اش این است که او دو هنر تدریس قرآن و آموزش احکام را فرا گرفته است. یک طلبه باید ذبح گوسفند، شنا و تیراندازی وحتی مرده شوری را فرا بگیرد و بتواند پاسخگوی شبهات وهابیان باشد، باید تعجیل کنیم ؛زمان، زمان خوبی است. نگاه نکنیم که چند جوان بی‌حجاب و کذایی در جامعه هستند، باید جدی باشیم و از زمان حاضر به خوبی بهره بگیریم. 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 طلبگی عشق است كانال مدرسه علمیه جواد الائمه علیه السلام @talabegeeshgast‌
خاطره اي خواندني از حضور ايت الله مشكيني در كلاس حجت الاسلام محسن قرائتی : 🔷«بنده در حدود بیست سالگی، کلاسی برای بچه‌های قم در مسجد داشتم که در آنجا مرحوم آیت‌الله ستوده و آیت‌الله صلواتی نماز می‌خواندند. من چون شاگرد آن دو بزرگوار بودم، گفتم: شما که اینجا نماز می‌خوانید، بچه‌هایتان را بیاورید که برایشان قصه بگویم. فرزند آیت‌الله مشکینی هم می‌آمد و درس هایمان را می‌نوشت و بعد به پدرش نشان می‌داد. 🔷 یک روز آیت‌الله مشکینی از من تشکر کرد و گفت: من هم می‌خواهم در جلسه‌ بچه‌ها شرکت کنم. گفتم: آقا! ده دوازده تا بچه بیشتر نیستند. و او گفت که: دوست دارم بیایم. آیت‌الله مشکینی، که برای هزار طلبه درس می‌داد، آمد و در جلسه‌ بچه‌ها و کنار آنها نشست. من هم پای تخته سیاه، یک بحث را برای بچه‌ها گفتم. 🔷از خانه که بیرون آمدیم، آیت‌الله مشکینی گفت: قرائتی! بیا معامله‌ای کنیم. گفتم: چه معامله‌ای؟ گفت: شما ثواب این جلسه‌ بیست تا بچه را به من بده، من ثواب جلسه‌ صدها طلبه را که در مسجد امام، کفایه یا مکاسب و درس خارج می‌گویم، به تو می‌دهم. این خیلی سبب تشویق من شد 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 طلبگی عشق است كانال مدرسه علمیه جواد الائمه علیه السلام @talabegeeshgast‌
🍃🍃عجب آقای خوبی!🍃🍃 حجه الاسلام و المسلمين قرائتي: قبل از انقلاب در سفرى که به کرمان داشتم، وارد دبیرستانى شدم. بچه ‏ها در حال بازى بودند و رئیس دبیرستان زنگ را به صدا در آورد و ورزش را تعطیل و بچه‏ ها را براى سخنرانى من جمع کرد. من هم گفتم: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. این بود سخنرانى من، بروید سراغ ورزش. رئیس دبیرستان گفت: آقاى قرائتى! شما مرا خراب کردى!. گفتم: تو مى ‏خواستى مرا خراب کنى و بچه ‏ها را از بازى شیرین جدا کنى و پاى سخن من بیاورى. آنان تا قیامت نگاهشان به هر آخوندى مى ‏افتاد مى‏ گفتند: اینها ضد ورزش هستند و با این حرکت از آخوند یک قیافۀ ضد ورزش درست می‏کردى. بچه ‏ها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى!. پرسیدند شب ‏ها کجا سخنرانى دارید. من هم آدرس مسجدى را که در آن برنامه داشتم به بچه ‏ها دادم. شب دیدم مسجد پر از جوان شد. 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 طلبگی عشق است كانال مدرسه علمیه جواد الائمه علیه السلام @talabegeeshgast‌
🍃🍃عجب آقای خوبی!🍃🍃 حجه الاسلام و المسلمين قرائتي: قبل از انقلاب در سفرى که به کرمان داشتم، وارد دبیرستانى شدم. بچه ‏ها در حال بازى بودند و رئیس دبیرستان زنگ را به صدا در آورد و ورزش را تعطیل و بچه‏ ها را براى سخنرانى من جمع کرد. من هم گفتم: بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اسلام طرفدار ورزش است والسلام. این بود سخنرانى من، بروید سراغ ورزش. رئیس دبیرستان گفت: آقاى قرائتى! شما مرا خراب کردى!. گفتم: تو مى ‏خواستى مرا خراب کنى و بچه ‏ها را از بازى شیرین جدا کنى و پاى سخن من بیاورى. آنان تا قیامت نگاهشان به هر آخوندى مى ‏افتاد مى‏ گفتند: اینها ضد ورزش هستند و با این حرکت از آخوند یک قیافۀ ضد ورزش درست می‏کردى. بچه ‏ها دور من جمع شدند و گفتند: عجب آقاى خوبى!. پرسیدند شب ‏ها کجا سخنرانى دارید. من هم آدرس مسجدى را که در آن برنامه داشتم به بچه ‏ها دادم. شب دیدم مسجد پر از جوان شد. @talabegeeshgast 🌤اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج»🌤
خاطره اي خواندني از حضور ايت الله مشكيني در كلاس حجت الاسلام محسن قرائتی : 🔷«بنده در حدود بیست سالگی، کلاسی برای بچه‌های قم در مسجد داشتم که در آنجا مرحوم آیت‌الله ستوده و آیت‌الله صلواتی نماز می‌خواندند. من چون شاگرد آن دو بزرگوار بودم، گفتم: شما که اینجا نماز می‌خوانید، بچه‌هایتان را بیاورید که برایشان قصه بگویم. فرزند آیت‌الله مشکینی هم می‌آمد و درس هایمان را می‌نوشت و بعد به پدرش نشان می‌داد. 🔷 یک روز آیت‌الله مشکینی از من تشکر کرد و گفت: من هم می‌خواهم در جلسه‌ بچه‌ها شرکت کنم. گفتم: آقا! ده دوازده تا بچه بیشتر نیستند. و او گفت که: دوست دارم بیایم. آیت‌الله مشکینی، که برای هزار طلبه درس می‌داد، آمد و در جلسه‌ بچه‌ها و کنار آنها نشست. من هم پای تخته سیاه، یک بحث را برای بچه‌ها گفتم. 🔷از خانه که بیرون آمدیم، آیت‌الله مشکینی گفت: قرائتی! بیا معامله‌ای کنیم. گفتم: چه معامله‌ای؟ گفت: شما ثواب این جلسه‌ بیست تا بچه را به من بده، من ثواب جلسه‌ صدها طلبه را که در مسجد امام، کفایه یا مکاسب و درس خارج می‌گویم، به تو می‌دهم. این خیلی سبب تشویق من شد ┄┅══❉☀️❉══┅┄ 🌤«اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج»🌤 @talabegeeshgast