⚠️ در این پست به برخی مسائل اشاره شده است که شاید برای بعضی دوستان زشت حساب شود. اگر حساس هستید لطفا این پست را نخوانید. ممنون. ⚠️
🔥استمناء ، یکی از مشکلات واقعی جوانان مسلمان غربی🔥
♥️ کسی که میخواهد مبلغ دین باشد نباید از شنیدن مشکلات و گرفتاری های مردم ابا داشته باشد. باید قلبش پر از عشق باشد. باید دلش برای دیگران بسوزد. باید واقعا (نه فقط لسانا) دوست داشته باشد دیگران هدایت شوند و نجات پیدا کنند.
⛔️ یکی از مشکلات بزرگ جوانان مسلمان در کشور های غربی مشکل استمناء یا خود ارضایی است. من دارم از حقیقت می گویم. اگر احساس می کنیم حتی شنیدن این واژه زشت است و مانع صعود معنوی ما می شود پس بهتر است وارد عرصه تبلیغ نشویم و یا حد اقل با جوانان کاری نداشته باشیم.
❎ البته این مشکل اختصاص به کشور های غیر اسلامی ندارد. ولی وقتی این قضیه در کشور های مسلمان نشین نیز باشد... خودتان تصور کنید چقدر در کشور های غربی رایج خواهد بود.
🌐 در کشور های غریی جوانان شیعه زیادی مرتکب این قضیه هستند. ولی دوست ندارند این گناه را انجام دهند. توبه می کنند. باز هم مرتکبش می شوند. چه انتظاری دارید از یک جوانی که - به خاطر تعصبات شرقی پدر و مادر - نمی تواند ازدواج کند، از طرفی هر روز سر کلاس و در کوچه و خیابان مجبور است صحنه هایی ببیند، همه دور و بری هاش با افتخار دچار هر گناهی می شوند، رابطه جنسی کاملا آزاد است، فیلم های مستهجن هم در اینترنت، پزشک ها هم می گویند که خودارضایی برای بدن مفید است... چه انتظاری داریم؟
😕 پدر و مادر هم که درک نمی کنند. میگویند شما اول برو یکدر آمدی داشته باش، ماشین داشته باش، دکترات را بگیر بعد به فکر ازدواج باش!!
😩 پس به پدر و مادر که نمی شود گفت. این جوان بدبخت بیچاره به که باید بگوید؟
❎ این آقا یا خانم باید بتواند خیلی راحت این مشکلش - و کلا هر مشکلش را - به یک طلبه بگوید. ولی نمی تواند.
🧐 چرا؟
👳🏽♂ چون زشت است. حاج آقا که یک آدم مقدسی است. در مورد چیز های زشت نمی شود با او حرف زد. درست است؟
👁 متاسفانه این قضیه در مورد خیلی ها صادق است. یک جوان احساس نمی کند که می تواند حرف دلش را به یک طلبه بزند. چون حاج آقا که جنسش طلاست...اصلا به این حرف ها نمی خورد! و این التراب و رب الارباب؟!!
❌ ولی این غلط است و غلط است و غلط. و خاک تو سر من طلبه اگر برای خودم شانیت قائل شوم. خاک تو سر من اگر جوری رفتار کنم که یک جوان احساس کند که نمی تواند مسائلش را به من بگوید.
🔆 والله العظیم پیامبر خدا (ص) اینجوری نبود. نه دفتری داشت. نه مسئول دفتری داشت. به زن و مرد سلام میکرد. با کودکان همبازی می شد. عین بردگان روی زمین مینشست و غذا می خورد. به انسان و حیوان مهربانی می کرد. دلش حتی برای دشمنانش می سوخت. روز ها برای حل گرفتاری های مردم تلاش می کرد. در دل شب بلند می شد برای مردم دعا می کرد. و برای خودش شانیتی قائل نبود. چون غرق عشق الهی بود. و می دانست که تنها راهی به سمت رب الارباب از دل همیت تراب میگذرد!!
✅ و همه احساس می کردند که می توانند مسائل و گرفتاری های خود (مادی و معنوی) را به پیامبر (ص) بگویند. و هیچ کسی از این نمی ترسید که آخه زشته این یک آدم مقدسیه و نباید از مسائل غیر مقدس ما به ایشان بگوییم!
‼️ یک مبلغ که میخواهد راه پیامبر (ص) را ادامه دهد، باید درست فکر کند. باید نگاهش درست باشد. باید تعصبات شرقی یا غربی را کنار بگزارد. باید بیاید وسط میدان و واقعا سعی کند مردم را نجات دهد.
🌷 چون می دانم خیلی از دوستان عزیز مخاطب دغدغه تبلیغ را دارند و بعضی از دوستان برای همین زبان هم کار می کنند، گفتم شما باید در جریان باشید.
🌺 با جوانان رفیق باشید. مخصوصا جوانان شیعه ساکن کشور های غربی... که میخواهند خوب باشند... ولی کسی را ندارند. و خیلی تنها هستند. معلوم نیست دوام بیارند. در مقابل امواج آن همه فساد و فسق و فجور علنی... اینها گناه دارند. جوان و نوجوان همه اش دنبال رفیق است. رفیقی که می تواند با او راحت باشد. بهترین تبلیغ همین است. با او رفیق شویم. و به وسیله همین رفاقت نجاتش دهیم.
#درد_دل
#تبلیغ
@talabekhariji
✈️ این که طلب داشته باشه! ✈️
📝 خاطره # ۲۷
🛫 روزی سوار هواپیما شدم. داشتم از ایران به یک کشور دیگری می رفتم. یک خانمی کنارم نشست. کنار او نیز دو تا خانم دیگر نشستند. وقتی این خانم وارد هواپیما شد، تاری همراه خود داشت. او تار را تحویل مهماندار داد و گفت من خیلی روی تارم حساسم. مواظب باش آسیبی نبینه!
🎈 ایشان همراه خواهر و مادرشان به قصد تفریح به یک کشور خارجی می رفتند. ظاهر این خانم نمیخورد که خیلی متدین باشد! در طول مسافرت هم ایشان با خواهر و مادرشان می گفت و می خندید. یک بار به من برگشت و گفت: آقا، شما از دست من شاکی نشدی؟!
🕜 ولی نیم ساعت مانده تا آخر پرواز که هواپیما میخواست فرو رود، ایشان رو کرد به من و شروع کرد صحبت کردن. سوال کرد اهل کجایی؟ ایران جه کار می کنید و...؟ پای صحبت باز شد.
🙂 بعد وقتی گفت حوزه ام خوشحال شد و گفت من هم یک زمانی خیلی دوست داشتم درس حوزه بخوانم ولی بخاطر مسائلی نشد. بعد شروع کرد از قرآن گفتن. گفت که در قرآن این عدد آیه داریم در مورد تفکر و استفاده از عقل. بعد هم شروع کرد از نهج البلاغه گفتم. به خودم می گفتم خدایا ایشان با این که ظهارش نمی خورد متدین باشد، ولی از من مثلا طلبه انسش با قرآن و نهج البلاغه بیشتر است!
🌀 بعد گفت که یکی از بزرگترین مشکلات ما این است که وجود شیطان را انکار می کنیم. امام خمینی ق میگفت آمریکا شیطان اکبر است. ولی ما شیطان را جدی نمی گیریم. در حالی که شیطان وجود دارد.
🔹آخرش هم می گفت که از کودکی همه به من می گفتند دیوانه. به خاطر این افکاری که داشتم. گفت: من مطمئنم که ما در عالم معنی با شیطان مبارزه خواهیم کرد.
🌿 آخرش از ایشان پرسیدم که اگر میتوانی به یک طلبه نصیحت کنید، چه می گویید. جواب ایشان هنروز یادم هست چون خیلی در دلم نشست. گفت: این که طلب داشته باشه!
❎ خلاصه این که نمی شود به راحتی از یک سری ظواهر آدم ها را شناخت. ما واقعا نمی دانیم که به کیه. خدا می داند. گول ظواهر را نباید خورد. هیچ کسی نمی داند در چه حالتی خواهد مرد. با ایمان؟ یا بر کفر؟ یا نفاق؟ یا...
🌐 این به این معنی نیست که ظواهر اسلام اهمیتی ندارد. نخیر. ولی این که کسی ظواهر را رعایت نکرده، نباید دلیل باشد یک نگاه منفی نسبت به او پیدا کنیم. چون ما نمی دانیم علت این عدم رعایت ها چیست. این انسان چه کشیده؟ چه دیده؟ شاید اصلا نمی داند... اگر ما نمی دانستیم ما هم رعایت نمی کردیم. و این که اصلا رسالت طلبگی نجات دادن دیگران است. و این کار از یک عشق الهی نشئت می گیرد. ما قرار است مردم را دوست داشته باشیم... چون خلق خدا هستند. و قرار است آنها را نجات دهیم. ولی گاها شیطان بدجور به ما فریب می دهد. و ما را دچار گناهانی میکند که از عدم رعایت ظواهر هم خیلی بدتر هستند! مثل عجب و کبر و ریا و قص علی ذلك.
💠 ان شاء الله که از پیامبری (ص) که ادعای پیروی از ایشان داریم، الگو بگیریم... پیامبری (ص) که از ته دل آرزو می کرد که تک تک انسان ها نجات پیدا کنند.
📜 فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
🔸 پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعا از پيرامون تو پراكنده مى شدند پس از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در كار[ها] با آنان مشورت كن و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن زيرا خداوند توكلكنندگان را دوست مى دارد
📖 قرآن، سوره آل عمران، آیه ۱۵۹
#خاطره
@talabekhariji
😂 جمله <ما که تعارف نداریم>، بدترین تعارف فارسی زبان ها!! 😂
✅ به نظرم اگر می شد مسابقه ای برای جملات تعارفی فارسی برگزار کرد، این جمله حتما رتبه اول می گرفت. چون ظاهرش صد و هشتاد درجه بر عکس معناش است...
🌿 و آن جمله زیر است: 🌿
👈🏼👈🏼 ما که تعارف نداریم! 👉🏼👉🏼
🔹 تعارف اگر صادقانه باشد، خیلی خوب است. ولی اگر غیر صادقانه باشد...
🔸 واقعا تشخیص دادن را برای یک غیر ایرانی سخت می کند. چون دوستان ایرانی که با فرهتگ تعارفات بزرگ می شوند می دانند منظور از این جملات چیست.
😳 ولی وقتی یک غیر ایرانی می شنود... گیج می شود! یعنی نمی داند الآن چه عکس العملی باید نشان دهد. بعد این باعث می شود خیلی از اوقات تعارفات صادقانه را نتواند تشخیص دهد.
📃 ولی کاش یک لیستی از تعارفات ایرانی درست کنیم و تحویل هر طلبه یا غیر طلبه خارجی دهیم. لیستی که هر جمله تعارفی همراه معنای واقعی یا <ترجمه اش> آورده شود تا زود تر در ایران راه بیافتیم! به عنوان نمونه...
🔹 جمله <قابلی نداره> ⬅️ حساب کن
🔸جمله <با اجازه> ⬅️ من رفتم
🔹 جمله <در خدمت باشیم> ⬅️ بعدا میبینمت
🔸 جمله <کاری نداری؟> ⬅️ می خواهم به این تماس پایان دهم
🔹 جمله <دیگه چه خبر؟> ⬅️ الآن نمی دانم چه بگویم
🔸جمله <ما که تعارف نداریم> ⬅️ دارم تعارف میکنم
🔹 جمله <بفرمایید داخل> ⬅️ فعلا نمی توانم از شما پذیرایی کنم
🌸 اگر شما در جای ما بودید... چه کار می کردید؟!
#تعارف
@talabekhariji
🔹وعدهی تخلّفناپذیر خدا که
💠 «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم» 💠
🔸 خب، وَمَن اَصدَقُ مِنَ اللهِ قیلًا؟ 🔸
🔸چه کسی از خدا راستگوتر است؟🔸
🌷 وعدهی چه کسی از خدا درستتر است؟
🌸 خدا میگوید:
💠 اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم 💠
🔸اگر شما نصرت کردید خدا را
⬆️ یعنی به سمت
✅ تمدّن اسلام
✅ و جامعهی اسلامی
✅ و تحقّق دین خدا
🔆 پیش رفتید، خدا شما را یاری میکند
#امام_خامنه_ای حفظه الله
۱۳۹۸/۰۳/۰۱ 🗓
🏮بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان
🌿----------------------------------🌿
🔘 نکته: پس اگر در زندگی مان، نصرت خدای تعالی را نمی یابیم... شاید علتش همین باشد.
🤔 باید از خودمان سوال کنیم: من برای تحقق اهداف خدای تعالی روی زمین چه کار کرده ام؟ من برای اسلام چه کار کرده ام؟
🤭 اگر خدا کمکم نمی کند، معلوم است من دین خدا را یاری نکرده ام! و الا کمک های خدا را در زندگی خود میدیدم!!
👤 راه کمک کردن به دین خدا برای همه باز است! این فرصت در اختیار تک تکمان گذاشته شده! ان شاء الله که این فرصت را از دست ندهیم!!
#تمدن_اسلامی
@talabekhariji
🌸 سن ملاک نیست؛ ملاک ظرفیت است! 🌸
🌿امامی که در کودکی به امامت رسید🌿
👇🏼بخوانید!👇🏼
@talabekhariji
🌸 سن ملاک نیست؛ ملاک ظرفیت است! 🌸
🌷 امام جواد علیه اسلام در کودکی به امامت رسید. اگر در آن زمان بودیم، آیا راحت می توانستیم امامت یک کودک را بپذیریم؟ تعصبات ما می گذاشت؟ نیازی نیست خیلی در مورد این سوال فکر کنیم. راحت می شود جواب این سوال را پیدا کرد...
🔻خودمان را امتحان کنیم...🔻
🌿 آیا ما نسبت به کوچکتر از خود گوش شنوایی داریم؟
⚠️ ایا اصلا حسابشان میکنیم؟
🧕🏼 آیا من شوهر نسبت به خانمم که زیر سرپرستی من هست، گوش شنوایی دارم؟
👦🏽 چه دیدی نسبت به برادر و خواهر های کوچک تر از خود یا حتی بچه خود، دارم؟ اصلا حسابشان می کنم؟ اصلا این احتمال را می دهم که شاید بتوانم یک سری چیزها را از آنها هم یاد بگیرم؟ یا این که غرورم اجازه نمی دهد.
👳🏼♂ من مسئول نسبت به طلبه جدید الورود، چه نگاهی دارم؟ احتمال می دهم که شاید او به یک سری چیزها رسیده باشد که من هنوز به آن نرسیدم؟ یا این را محال عقلی و شرعی و تکوینی و تشریعی می دانم؟
🗣 آیا می توانم از کوچک تر از خود (از هر نظری اعم از سنی، معنوی، علمی و...) انتقاد بشنوم؟؟
🤭 چقدر ما دور هستیم از آن چیزی که ائمه میخواهند باشیم... و خداوند ما را مکرر امتحان می کند. اگر شنیدن یک انتقادی یا قبول کردن یک پیشنهادی از کوچک تر از خود، برای ما سنگین می آید... پس شک نکنیم که اگر در زمان امام جواد علیه السلام بودیم راحت نمی توانستیم حضرت را به عنوان حجت خدا بپذیریم.
🏋♀ باید بیشتر روی خودمان کار کنیم. غرور ها و تعصبات را از بین ببریم. اینها همه اش نجاست روحی هستند. و خدا اهل بیت را به عنوان <مطهرون> معرفی کرده... و معلوم است یک روح نجس و کثیفی که هیچ سنخیتی با اهل طهارت و قدس ندارد، نمی تواند به آن انوار قدسیه نزدیک شود. پس کمی تأمل کنیم و از آقا امام جواد علیه السلام بخواهیم که ما را از خودمان نجات دهند. اگر مخصلانه تلاش کنیم، محال است به ما کمک نکنند. یا جواد الائمة...
@talabekhariji
🔆 The Day I Met an Angel 🔆
🌅 I'll never forget his radiant face. He had come from Saudi Arabia to London for his son's treatment. His son Hassan was thirteen years old. He had fallen terribly ill and thus his father had brought him to London in the hope that the doctors there could cure him.
🕌 I met Hassan's father at the mosque. I was a kid and had been at Qur'ān class with the other children. Now it was time for the prayer. I went to collect a 'Turbah' and it was then that I met him. He had the most wonferful mannerisms. He was kind and filled with warmth. It was as if the light of Faith illuminated his face. After saying salām, he spoke to us in English. I still remember the words that he said:
💠 "Remember the Ahlulbayt and especially Imam al-Mahdi ع. Every one of them is alive but Imam al-Mahdi ع is among us"
📈 In the coming days I would get to know him more. One of my friends became very close to him during this time. Once I went to visit his son in hospital with my friend and Hassan's father. I went inside the room. Hassan was lying there on the bed surrounded with medical equipment. He couldn't move. Even his eyes were not moving. I prayed for his recovery. But Allāh, the Exalted, had a different plan.
👨⚕ I remember exiting the room to find Hassan's father speaking to some doctors. The doctors were telling him that it was very unlikely Hassan would survive. Hassan's father stayed very calm, just as he always was. He said:
💠 "He belongs to God. And if God wants to take him back then there is no problem in that"
💔 In the coming nights I discovered that Hassan had a brother who had jumped into a swimming pool and drowned. His father mentioned this memory once and he remained calm as ever. When he saw the sadness in the reaction of some of those listening, he said "no problem. He belonged to Allāh and Allāh took him back"
📞 Some days later my friend called my home. My mother picked up. My friend was very sad. He asked my mother to convey a message to me. She asked if he would like to speak to me himself but he said he preferred if she told me.
🕯 After putting the phone down my mother told me that Hassan had passed away...
🏮 I never saw Hassan's father again. But he left a mark in my heart which has remained with me until now. Its as if some people are sent to touch your heart... to teach you that in a world of darkness it is still possible to be a beacon of light. Ahmad - Hassan's father- was a beacon of light for me. He was like an angel sent in the form of a human being.
🔹 He told me to remember Imam al-Mahdi ع as he is among us.
🔸And he taught me that a true believer sees everything as belonging to the Beloved. And thus a true believer is never disheartened by the tribulations of this world. His faith grants him a luminosity that surrounds him like a halo of light. And his belief in Allāh makes him firmer than a mountain. For a mountain may move from its place, but a true believer will never be separated from his faith.
#انگلیسی
@talabekhariji
هدایت شده از افق مبین||سید محمد هاشمی
☀️ مالکوم ایکس
🔺 21 فوریه سالروز شهادت مبارز بزرگ آمریکایی در برابر نژادپرستی و تبعیض مالکوم ایکس ( حاج مالک شباز) است. او در دهه سوم زندگی اش به اسلام گروید.
🔺او در قلب امریکا دین اسلام را قوی ترین عامل رهایی سیاهان از ظلم و بردگی چند صد ساله می دانست. سفر او به مکه و تجربه معنوی او در این سفر از نکات مهم زندگی اوست، وی در نهایت در مسیر همین مبارزه در چنین روزی ترور شد...
🔺 جنبش سیاهان آمریکا از مهمترین حرکتهای عدالتخواهانه در قرن بیستم است که معمولا از دید ما مخفی مانده است.
رهبر انقلاب 3 اسفند 1395:
«من قبل از آنکه سخنرانی خودم را شروع کنم، چون امروز سالروز شهادت مالکوم ایکس، رهبر سیاهان مسلمان آمریکاست، از حضّار محترم خواهش میکنم حمد و قلهواللّهی برای روح آن شهید بخوانید.»
یادش گرامی باد ... فاتحه ای نثار روح او
@ofoqemobin
هدایت شده از افق مبین||سید محمد هاشمی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☀️ دقایقی از سخنان انقلابی مالکوم ایکس درباره دین اسلام
🔰 ببینید چه طنین و خروش و عقلانیتی از اسلام فرا گرفته است.
@ofoqemobin
🌷🌸
Alī ع is my Master... 🌸🌷Alī ع is my master, my love and my way Hassan ع is my leader and with him I stay The father of freedom is none but Hussain ع Sajjād ع ; his prostrations have shown me the way The splitter of knowledge, Oh Bāqir ع are you Oh Şādiq ع ; the truthful hearts find peace in you The Door of Acceptance, Oh Kāżim ع you are God's love is
Alī ibn Mūsa ar-Riďā ع From al-Jawād's ع hands everyone receives Al-Hādī ع is the guide who never deceives And al-Askarī ع ; you're the oppressed Imām Oh Awaited One; pleace accept my salām! #انگلیسی #شعر @talabekhariji