eitaa logo
🇮🇷طلبه پیاده🇵🇸
994 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
4.1هزار ویدیو
39 فایل
با سلام قبلا از اینکه شاید مطالب چُرت بعضی را بهم بزند یا با سلیقه بعضی جور نباشد عذرخواهم این کانال بستری برای آماده سازی محتوا جهت نشر است دعا کنید همه از خر شیطون پیاده باشیم. (تصویر مربوط به اربعین ۱۴۰۲) ارتباط با مدیر https://eitaa.com/hmadreza
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سیره علما
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مروری بر زندگی حکیم ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
هدایت شده از سیره علما
🔺دقت و تحقیق میرزای جلوه! ▫️استاد مدرسی چهاردهی می‌نویسد: 🔹«شادروان آقا میرزا طاهر تنکابنی، حکیم بزرگوار عصر ما حکایت کرد مرا که پس از وفات آقا محمدرضا، چون به درس میرزا ابوالحسن جلوه رفتم، کتاب تمهید القواعد ابن ترکه را شروع به خواندن کردیم. ⚡️ را عادت بر این بود که تا کتابی را تصحیح نمی‌کرد، شروع به بحث نمی‌نمود، آقا میرزا طاهر می‌گفت می‌دیدم آن تمهید القواعدی که در نزد آقا خوانده بودیم صفحه به صفحه و گاهی سطر به سطر افتاده داشت و او به نیروی بیان عرفانی، مباحث کتاب را تقریر می‌نمود. 🔅لیکن مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه ابتدا تمام کتاب را اصلاح می‌کرد، سپس درس می‌گفت، از این مقایسه کوچک، طرز دقت و تحقیق میرزای جلوه با روش تدریس عارف قمشه‌ای کاملا آشکار و مبرهن می‌شود. ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
هدایت شده از سیره علما
🔺بی اعتنا به دنیا! 🔹روزی ناصرالدین شاه با عده‏اى از اعیان و اشراف به دیدن رفت. وقتى وارد حجره شد جلوه در حال نماز بود. ناصرالدین شاه فوراً قلیان را برداشته به طرف حوض رفت تا آب قلیان را عوض كند. ◾️ملتزمین ركاب شاه، همگى پیش دودیده با فروتنى به عرض رسانیدند: «قربان! ما غلامان، همه حاضر باشیم و قبله عالم چنین كارى كنند!». ⚡️شاه نگاهى به آنها نمود و گفت: «چه زبان نفهمى هستید كه نمى ‏دانید من این كار را براى ثواب مى ‏كنم كه از بركت وجود این سید آمرزیده شوم. زیرا تا امروز نتوانسته ‏ام به او خدمتى كرده باشم. 🍁 چون كه نه چیزى از من مى ‏خواهد و نه من مى ‏توانم چیزى به او بقبولانم. اكنون هم در حال نماز بود و الا نمى ‏گذاشت هیچكس براى او آب قلیان عوض كند». ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama
هدایت شده از سیره علما
🔺کدام یک خرترند؟! 🔹 همیشه مراتب فلسفی و حکمتی را به زبان شوخی و فکاهی ادا می‌کرد. می‌گویند وقتی سر به جیب تفکر فروبرده بود و با کسی تکلم نمی‌کرد و مثل این بود که مشغولیات ذهنی مهمی دارد. روز سوم با چهره گشاده و خندان گفت: «بالاخره قضیه حل شد!». 🔸 یکی از او پرسید: «این مسئله غامض چه بود که ما را چند روز از محضر استاد محروم کرد؟». ⚡️جلوه گفت: در تمام این مدت فکر می‌کردم که آیا مرید خرتر است یا مراد، بالاخره دانستم که مراد گوی سبقت را از میدان خریت برده است؛ زیرا مرید به تصور اینکه در پیش مراد خبری هست، سر تسلیم فرود آورده، ولی مراد که خود می‌داند درون خرقه چیزی و داخل صندوقش پشیزی نیست باز هم دست از لاف‌وگزاف برنمی‌دارد و خودش را رجل می‌پندارد! ♨️ ؛ کُنجی برای انس با گَنج خاطرات علما @sireyeolama