ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
_
چه جمالِ جان فزایی که میانِ جان مایی
تو به جان چه مینَمایی تو چنین شِکَر چرایی؟|♡
ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
میگفت:«بی تو هر لحظه مرا بیمِ فرو ریختن است ...!
میگفت:«این درد ز حد رفت چه میفرمائی؟»
ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
_
تو میروی و دل ز دست میرود
مرو !
که با تو هر چه هست میرود ...|♡
ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
_
بارها گفتم که دل برگیرم از مهرت ولیک
بار عشقت بر دلم این بار باری دیگرست|♡
ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
میگفت:«این درد ز حد رفت چه میفرمائی؟»
میگفت:«چون تو با مایی نباشد هیچ غم...!