ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
_
گذشتم از سر عالم،کسی چه میداند؟
که من به گوشهی خلوت چه عالمی دارم|♡
ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
میگفت:«در نگاهم اگر نیستی، درخیالم سرشاری...!»
میگفت:«کَس نیست
در این گوشه
فراموش تر از من...!
ִֶָ تَــلـاطـــُم◠◠🌊 ִֶָ
_
گویی هر نوشته از وجودت بر می اید
تنت شعری میشود بر خطی که کشیده ام
تو جوهری میشوی برای نوشتن
و قلم این میان کم است|♡
نقش مزار من کنید؛
این دو سخن که شهریار
با غم عشق زاده و✨
با غم عشق داده جان...|♡
مثل خاراندن یک زخم؛
پس از خوب شدن
یاد یک عشق
عذابی است که لذت دارد...!☁️