eitaa logo
‌تلاطُم‌گراف☫؛
1.3هزار دنبال‌کننده
871 عکس
363 ویدیو
3 فایل
[ یقیناً کُلهُ خَیر ] . هرچه‌هست‌زیر ِ‌نگاه ِ‌اوست‌ . - سبز کجا بود ؟ خاکستر شدیم باباجان . ‌‌‌‌‌‌ * شاید‌از‌تبار ِ‌آوینی‌ها . ‌ قلم‌ ِذهن‌به‌حکم‌دل‌می‌نویسد . ‌ زندگی‌مآن‌زخم‌بود‌و‌رقیه‌'س‌مرهم ؛ - تحت ِ لوای ۳۱۵ .
مشاهده در ایتا
دانلود
حرفی ندارم😂😂🤦🏻‍♀
‌تلاطُم‌گراف☫؛
اسنپی عجب اهنگ هایی داره😂😂🤦🏻‍♀
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Erfan Tahmasbi ~ Music-Fa.Com918_20911912226589.mp3
زمان: حجم: 7.9M
-آرامشِ جانم هر شب نگرانم؛'❤️‍🩹🎧.
_🤍🔗
‌تلاطُم‌گراف☫؛
_🤍🔗
آیینه‌ای طلب کن تا روی خود ببینی وز حسن خود بماند انگشت در دهانت...!♥️
‌تلاطُم‌گراف☫؛
_
- شعبِ‌فلسطین‌، یا وطنی‌َالمظلوم . . کیف‌ِ اکتُب عنک ؟ قلمی صغیر ، لایستطیع ان‌ یکتب عنِ احوالک ، لایستطیع ان‌ یکتب عن تلالی المهات ، التی صوتهن یکسرُ القلب و یفتح الجرح بعمقِِ اکثر حینما یقرئن علی طفلهم و هوی تحتَ التراب ، و ینادینَ بای ذنبِِ قتلتَ یا‌ عزیزَ قلبی؟ . . کیفَ اکتب عنک ؟ کیف اکتبُ عن بکاءِ رجلِ‌المسن الذی اربعینَ سنه من عمرهُ قضا لِ بناء بیتِ لعائلته ، اینَ ذلکَ البیت ؟ فی رمشتَ عین اصبح تراب . . کیفَ اکتبُ عنک ؟ کیف اکتبُ عن النارِ الملتهبهُ فی قمیصَ الولدُ و هو یرکض لِایجادِ ماء و یطفئها . . کیفَ اکتبُ عنک ؟ کیفَ اکتبُ عن الاب الذی عائلتهُ تقطعت اربا اربا فی امامَ عینه ، و اخذ لحمهم و وضعهُ فی نایلون ، و اصبح مجنون و ینادی ، هذی لحمِ عائلتی ، زوجتی و اطفالی ، انقذوهم . . کیفِ اکتبُ عنک ؟ کیفِ اکتبُ عن بکاء الاطفال؟ و رعبهُم و ارتجافهم و صوتهُم حینَ ینادون ، نحنُ کنا نائمین بجنبِ عائلاتنا ، ماذا اصبح؟ اینَ امی؟ اینَ ابی؟ هل هذی حُلم؟ . لا اقدر یا شعبیَ العزیز ، لا اقدر ان اکتب انا آسف . . قلمی یخجل منک ان یکتب کل هذا و لا یستطیع ان یفعل لکَ شئ ، فقط اقدر ان اکتبُ لکَ شئُ بخطِ کبیر فی لوحات کثیرا و الصقها علی حیطان غزه لکی تکونَ املُ لِاب‌‌ و‌ام‌ و‌اطفالک . تلکَ الجمله هی ؛ نصرُ من اللهِ و فتحُ غریب . . نصرُ من اللهِ و فتحُ غریب . . _✏️📜
‌تلاطُم‌گراف☫؛
- شعبِ‌فلسطین‌، یا وطنی‌َالمظلوم . . کیف‌ِ اکتُب عنک ؟ قلمی صغیر ، لایستطیع ان‌ یکتب عنِ احوالک ،
- ملتِ‌فلسطین، وطنِ‌مظلومِ‌من . چگونه‌‌ از تو‌ بنویسم؟ قلمِ‌ من‌ کوچک‌ است، نمی‌تواند‌ از‌ احوالِ‌ شما‌ بنویسد . . نمی‌تواند از لالایی‌هایِ مادران بنویسد ، همان‌ مادرانی‌‌ که‌ سوزِ صدایشان‌ قلب‌ را‌ می‌شکافد‌ و‌ زخم‌ را‌عمیق‌تر‌ می‌کند‌ هنگامی‌ که‌ بر‌ سرِ‌ کودکِشان‌‌ که‌ زیر‌ خاک‌ است‌ می‌خوانند‌ و‌ فریاد‌ می‌زنند ،‌ به‌ کدامین‌ گناه‌ کشته‌ شدی عزیزتر‌ از‌ جانم؟ چگونه‌ از‌ تو بنویسم؟ چگونه‌ از‌ گریه‌هایِ‌ مردِ‌ مسنّی‌ که‌ چهل‌ سال‌ از‌ عمرش‌ را‌ برایِ‌ ساختِ‌ خانه‌ای‌ برای‌ خانواده‌اش‌ گذراند بنویسم؟، آن‌ خانه‌ کجاست ؟ با‌ یک‌ پلک‌زدن‌ با‌ خاک‌ یکسان‌ شد . . چگونه‌ از‌ تو‌ بنویسم؟ چگونه‌ ازپیراهنِ‌ آتش‌ گرفته‌یِ‌ آن‌ پسر‌ که‌‌ در‌ پیِ‌ آب‌ برایِ‌ خاموش‌کردنِ‌ آن‌‌ میدوید‌‌ بنویسم ؟. . چگونه‌ از‌ تو‌ بنویسم؟ چگونه‌ از‌ پدری‌ که‌ خانواده‌اش‌ جلویِ‌ چشم‌هایش‌ تیکه‌تیکه‌ شدند‌، دیوانه‌ شد‌ و‌ تیکه‌‌هایِ‌ بدنِ‌ خانواده‌اش‌ را‌ جمع‌ کرد‌ و‌ درونِ‌ پلاستیک‌ گذاشت‌ و فریاد‌ میزد این‌ گوشتِ‌ خانواده یِ‌ من‌ است، این‌ فرزندم‌ این‌ هم‌ همسرم‌ لطفا‌ کاری کنید‌ زنده‌ شوند کمکشان‌ کنید، بنویسم؟ ‌. . چگونه‌ از‌ تو‌ بنویسم؟ چگونه‌ از‌ گریه‌هایِ‌ کودکان‌ بنویسم؟ و ترس و لرزش‌آن‌ها ، یا صدایشان هنگامی‌ که‌ فریاد‌ میزدند ما کنارِ‌ پدر‌ مادرمان‌ خواب بودیم، چه شد؟ مادرم‌ کجاست؟ پدرم‌ کجاست؟ آیا هنوز‌خوابیم‌ و‌این‌ کابوس‌ است؟ . . فلسطینِ‌عزیزِ‌من ، نمی‌توانم از تو بنویسم ، شرمنده‌ام . . قلمِ‌من خجالت‌ می‌کشد از تو بنویسد و کاری نکند برایت . فقط میتوانم بر یک لوحه‌یِ بزرگی یک جمله بنویسم و آن‌را به تک تک دیوارهای غزه بزنم که شاید دلگرمیِ بزرگی باشد برایِ مادر‌ پدر‌ و‌کودکانت . آن‌جمله هم این است ، یاری‌خدا‌و‌پیروزی‌نزدیک‌است‌،ومومنان‌را‌بشارت‌ده . . یاریِ‌خدا‌و‌پیروزی‌نزدیک‌است‌،ومومنان‌را‌ بشارت‌ده . . _✏️📜