حسین ستوده12-maddahi.857.mp3
زمان:
حجم:
4.1M
قربون صدا زدنت خیلی بی هوا زدنت💔 ؛
•
- 🎧 ➺[@talattoom_graph]
تلاطُمگراف☫؛
+ تو هنوزم وسط بازاری :>>> 💔🥲
یه سال نفسم ُ نگه داشتم با غم ،
که شب سوم نفسم بره با اسم ِرقیه 💔 .
تو هیئت وسط روضه خونی دختر بچهی سه ساله ای نشسته بود، روضه خون ازش پرسید:
- بین این همه شلوغی و سر و صدا نمیترسی اینجایی؟!
گفت: -نه عموم اینجا نشسته..
دوباره مجلس ریخت بهم:)😭💔
شب سوم محرم | امشب ، دلهامون توی خرابهست به یاد خانوم سه ساله:>>🥲💔
امشب . . .
دلمون گرفته ، خیلیییییی زیاد : ))
ی جوری که انگار خودمون تو اون خرابهایم🥲💔 ؛
خرابهایی تو شام ،
که هنوز بوی گریههای ی فرشته کوچولو رو میده :>>>>💔
دختری که تازه داشت دنیا رو میفهمید ،
اما خیلی زود ،
دستای کوچیکش از دستای پدرش جا موند : ))🥲💔
خانوم جان من . . .
ی دختر سهساله با چشمای پر از سؤال ،
با دلی که هنوز فرق خواب و بیداری رو نمیفهمید ،
ولی دلتنگیِ بابا رو با تموم وجودش حس میکرد ؛ 🥲💔🤌🏻
ی تکه پارچه از لباس بابا رو ،
بغل میکرد ، گریه میکرد ، صدا میزد :
« بابایی کجایی ؟ »
و جز صدای دیوارای سردِ خرابه ،
کسی جوابشو نمیداد :>>>💔🤌🏻
امشب ، برای اون دل کوچولو که زیر خاک آروم گرفت ،
ی حلوای ساده درست کردیم
با اشک ، با دلتنگی ، با بغضی که تو گلومون مونده : ))) 🥲💔 .
شاید ی دل خسته ،
با ی قاشق از این نذر ، آروم شه مگه نه ؟!
شاید سهم کوچیکی باشه از عشق به دختری که
با تموم غریبهگیش ، همه وجودمِ برام عزیزه : ))))🥲💔
< کپی ؟ لا ؛ >
ف.میمنوشت✍🏻:>>>🥲🖤
•
#موبایلگرافی #عکاسی #حیاتی
•
🪴 ➺[@talattoom_graph]