تلاطُمگراف☫؛
ده شب گذشتِ . . . ده شبی که هر کدومش می تونست ی پل باشه تا نزدیک تر شم ، تا سبک تر شم ، تا دلم آر
ز هــجر تــو : )))
بـه جـز غــم ، نـشـد حـاصـل زیـنـب🖤🕯
+ گفتن نمیدونیم حسین هنوز داره نفس میکشه یا نه !
_ شمر نانجیب گفت من میدونم چیکار کنیم ؛
از اینجا صداش میزنم ببینم هنوز زندهست یا نه !
+ حسین ببین دارن میرن سمت خیمه هات : ))))💔🥲
یهو دیدن ابی عبدالله روی نیزه تکیه داد
ی نگاه کرد سمت کوفه
أينَ مُسلم ؟
ی نگاه به سمت علقمه
أينَ عباس ؟
أينَ علی اکبر ؟
کجایید . . .
دارن میرن سمت رقیه 💔 .
تلاطُمگراف☫؛
ده شب گذشتِ . . . ده شبی که هر کدومش می تونست ی پل باشه تا نزدیک تر شم ، تا سبک تر شم ، تا دلم آر
جانِ رقیه حسرت اربعین بر دل نزاری (((( :🥲💔
تلاطُمگراف☫؛
+ روضه ؟! همین بس که
ما ده شب ، واسه چیزی گریه میکنیم
که برای ارباب : )))
تویِ ی صبح تا ظهر اتفاق افـتاد 💔 .
تلاطُمگراف☫؛
+ گفتن نمیدونیم حسین هنوز داره نفس میکشه یا نه ! _ شمر نانجیب گفت من میدونم چیکار کنیم ؛ از اینجا صد
سلام بر آقایی که نگران شهید شد : ))💔
< تا آخرین دقیقه نگاهش به خیمهها بود >
تلاطُمگراف☫؛
+ تموم شد قصه حسین : ))) 💔 .
_ شروع شد مصیبت های رقیه و زینب : ))) 💔 .
تلاطُمگراف☫؛
جانِ رقیه حسرت اربعین بر دل نزاری (((( :🥲💔
ابی عبدالله مارو ببر حرمت اربعین جا نمونیمهاااا : ))💔🤌🏻