eitaa logo
‌تلاطُم‌گراف☫؛
1.3هزار دنبال‌کننده
869 عکس
363 ویدیو
3 فایل
[ یقیناً کُلهُ خَیر ] . هرچه‌هست‌زیر ِ‌نگاه ِ‌اوست‌ . - سبز کجا بود ؟ خاکستر شدیم باباجان . ‌‌‌‌‌‌ * شاید‌از‌تبار ِ‌آوینی‌ها . ‌ قلم‌ ِذهن‌به‌حکم‌دل‌می‌نویسد . ‌ زندگی‌مآن‌زخم‌بود‌و‌رقیه‌'س‌مرهم ؛ - تحت ِ لوای ۳۱۵ .
مشاهده در ایتا
دانلود
‌تلاطُم‌گراف☫؛
+ انقدددد خیابون شارع الشهدا و باب القبلة رو گشتم جا پیدا نکردم نشستم زمین بغضم گرفت داشتم خفه میشدم
* آخه مگه میشه امام حسین منو رها کنه ، ساعت شد ۳ خسته ی گوشه نشسته بودم سرم رو زانوهام بود و جواب دوستمو میدادم ؛
‌تلاطُم‌گراف☫؛
* آخه مگه میشه امام حسین منو رها کنه ، ساعت شد ۳ خسته ی گوشه نشسته بودم سرم رو زانوهام بود و جواب دو
_ آقا برام ناجی فرستاد تا ۵ صبح برام دنبال جا بودن ، بلاخره ی جا پیدا شد ولی فقط تا ۸ صبح ، همینم خوب بود رفتمو موندم : )))
‌تلاطُم‌گراف☫؛
_ آقا برام ناجی فرستاد تا ۵ صبح برام دنبال جا بودن ، بلاخره ی جا پیدا شد ولی فقط تا ۸ صبح ، همینم خو
+ صبح شد و من با درد پا پاشدم نمیتونستم راه برم باهاش ، دنبال خودم کشیدمش تا رسیدم به تیم حلال اهمر ، رفتم داخل و معاینه شدمو یکم بهتر شدم : ) 🙂🤌🏻 .
- اومدم برم یادم افتاد ای بابا بازم جا ندارم ، خلاصه صحبتی که با مسئول حلال اهمر کردم کمکم کرد رفتم ی موکب : )))
‌تلاطُم‌گراف☫؛
- اومدم برم یادم افتاد ای بابا بازم جا ندارم ، خلاصه صحبتی که با مسئول حلال اهمر کردم کمکم کرد رفتم
+ اما فقط میشد استراحت کرد جای خواب برای شب نبود ، وسایلمو تحویل دادمو کارت پذیرش و گرفتم 🚶🏻‍♀ .
‌تلاطُم‌گراف☫؛
+ بعد استراحتی که کردم با کمک یکی از بستگان ی جایی هماهنگ شد برم اونجا ؛
اومدم برم اما کفشام کو ! نبود ! برده بودن : ))) + انگار باید به همه روش امتحان میشدم ؛
‌تلاطُم‌گراف☫؛
اومدم برم اما کفشام کو ! نبود ! برده بودن : ))) + انگار باید به همه روش امتحان میشدم ؛
بغضم گرفت با حرف خادم بغضم ترکید ، آخه من خسته شده بودم ، من تحمل سختی های حضرت رقیه ( س ) رو نداشتم 💔🥲 ؛
‌تلاطُم‌گراف☫؛
بغضم گرفت با حرف خادم بغضم ترکید ، آخه من خسته شده بودم ، من تحمل سختی های حضرت رقیه ( س ) رو نداشتم
ته دلم گفتم خانم بسه نمیتونم درد هاتو تحمل کنم من پای برهنه نمیتونم دردت به سرم نکن با دلم اینجوری : ))) 💔 ؛
‌تلاطُم‌گراف☫؛
ته دلم گفتم خانم بسه نمیتونم درد هاتو تحمل کنم من پای برهنه نمیتونم دردت به سرم نکن با دلم اینجوری :
+ نیاز داشتم یکی بغلم کنه ، حسمو خادم فهمید بغلم کرد در گوشم چیزایی گفت که آروم گرفتم ، من با ی جفت دمپایی راهیم کرد برم : )) *