یه بنده خدایی بود جانباز شده بود بعد نمیدونم ترکش رفته بود تو چشمش (یه همچین چیزی) بعد چشمش داشته در میومده از حدقه میبرنش عملش
Why am I me?
یه بنده خدایی بود جانباز شده بود بعد نمیدونم ترکش رفته بود تو چشمش (یه همچین چیزی) بعد چشمش داشته در
مثلا یه خاطرش این بود که پریده بود تو آب که یه بچه رو نجات بده اولش میگه برای رضای خدا اما بعد شاکی میشه که ازش تشکر نکردن