اولش اصلا خبری از چین کمونیستی نبود. چین هنوز امپراتوری بود و سلسله چینگ حکومت میکرد. ولی قرن نوزدهم برای چین افتضاح گذشت شکست از قدرتای خارجی، جنگهای تریاک، امتیاز دادن به کشورهای خارجی، فقر و شورشهای داخلی حکومت مرکزی رو ضعیف کرده بود. بعد سال ۱۹۱۱ انقلاب شد و امپراتوری چین سقوط کرد آخرین امپراتور یعنی پویی، کنار رفت و جمهوری چین تشکیل شد ولی جمهوری تازه تأسیس هم ثبات درست وحسابی نداشت جنگسالارها هر گوشه مملکت برای خودشون حکومت میکردن و کشور عملا تکه تکه و بیدر و پیکر بود
همین وسط سال ۱۹۲۱ حزب کمونیست چین تشکیل شد یکی از آدمهای مهمش هم مائو تسهتونگ بود
اول کمونیستا با کومینتانگ یعنی حزب ملیگرای چین همکاریهایی داشتن ولی بعد کارشون به دعوا کشید و جنگ داخلی شروع شد از یه طرف کومینتانگ به رهبری چیانگ کایشک بود از طرف دیگه کمونیستا به رهبری مائو این جنگ چند مرحله داشت و وسطش هم یک اتفاق خیلی مهم افتاد که اونم این بود، حمله ژاپن به چین
از ۱۹۳۷ جنگ چین و ژاپن شدت گرفت. کمونیستها و ملیگراها مجبور شدن موقتا بیشتر علیه ژاپن بجنگن جنگ جهانی دوم که تموم شد دوباره برگشتن سر جنگ داخلی
اینجا کمونیستا کمکم دست بالا رو پیدا کردن. ۱۹۴۹ مائو توی پکن اعلام کرد که
جمهوری خلق چین تأسیس شد
کومینتانگ شکست خورد و رهبراش رفتن تایوان از اون موقع دو حکومت شکل گرفت که هر کدوم خودشون رو نماینده واقعی چین میدونستن یکی جمهوری خلق چین توی سرزمین اصلی و جمهوری چین در تایوان
و اینجا چین کمونیستی رسما شروع شد
دوره مائو از ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶. مائو میخواست چین رو از یه کشور فقیر و عمدتا کشاورزی تبدیل کنه به یه کشور صنعتی و سوسیالیستی. اول کار زمینای مالکان بزرگ رو مصادره کردن و بین دهقانا تقسیم شد بعد دولت کم کم کشاورزی رو هم جمعی کرد یعنی زمینها و تولید کشاورزی رو وارد کمون های اشتراکی کردن بعد مائو گفت باید سرعت صنعتی شدن رو ببریم بالا
و رسیدیم به یکی از فاجعهبارترین تصمیمهای تاریخ چین
قرار بود چین با سرعت برق صنعتی بشه و تولید فولاد و محصولات کشاورزی رو بالا ببره ولی برنامهها غیرواقعی بودن مسئولای محلی آمار الکی میدادن و سیاستای کشاورزی هم ضربه سنگینی به تولید زد نتیجه هم شد یه قحطی عظیم
میلیون ها نفر از گرسنگی و بیماری و پیامد های قحطی مردن برآورد تعداد قربانیان بسته به روش محاسبه متفاوته ولی صحبت از دهها میلیون نفره چون جمعیت چین زیاد بود
یعنی مائو میخواست چین رو با سرعت ببره جلو اما سیاستاش چنان به کشاورزی ضربه زد که مردم عملا نون برای خوردن نداشتن و بعد از این فاجعه نفوذ مائو برای یه مدتی کمتر شد و بعضی رهبرای حزب تلاش کردن اقتصادو جمع کنن
ولی مائو هنوز مائو بود