10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی خلاصه و کوتاه از وقایع ترور ناموفق آیتالله خامنهای
حتی دلم نمیاد این قسمتها و جراحات رو اینجا بنویسم، (هعی!) فقط بدونید خیلی اوضاع بد و وخیم بوده:
کیسههای خون را از هر دو دست و هر دو پا به بدن تزریق میكردند، اما باز هم خونریزی ادامه داشت.
یکدفعه یکی از دکترها دست از کار کشید. دستکشش را درآورد و گفت: «دیگر تمام شد.» بیراه نمیگفت؛ فشار تقریباً صفر بود. یکی دیگر از دکترها به او تشر زد که چرا کشیدی کنار؟
فشار کمکم بالا آمد و دوباره شروع کردند.
عمل تا آخر شب طول کشید، اما دیگر نمیشد درمان را آنجا ادامه داد.
آنروز که بمب ترکید، مردم هم بودند در میانه میدان و خدا نگاه کرد به قلبها: «مردم بیرون بیمارستان صف کشیده بودند برای اهدای خون. رادیو هم اعلام کرده بود جراحت به قلب ایشان رسیده. عدهای در محوطه جلوی اورژانس ایستاده بودند و میگفتند میخواهیم قلبمان را بدهیم...»
عملیات فریب 🚑
ازدحام جمعیت در بیمارستان به حدی بود که امکان انتقال ایشان به بیمارستان دیگر با هلیکوپتر برای انجام عمل جراحی نبود. سرانجام محسن رفیقدوست در یک برانکارد خوابید و او را به جای آقای خامنهای وارد آمبولانس کردند و مردم هم فکر میکردند که ایشان آقای خامنهای است و با رفتن آمبولانس مردم هم متفرق شدند.
اینگونه توانستیم ایشان را بعدازظهر آن روز با هلیکوپتر به بیمارستان قلب منتقل کنیم.
تَمامِ مَن
عملیات فریب 🚑 ازدحام جمعیت در بیمارستان به حدی بود که امکان انتقال ایشان به بیمارستان دیگر با هلیکو
نوشتهای برای این عکس ندیدم، نمیدونم برای همین به قول خودم عملیات فریبه یا چی
ولی خوب در کل جزو آرشیو تصاویر این اتفاقه.
اسم بیمارستان قلب هم بعدا میشه بیمارستان قلب شهید رجایی
امام مرتب پیغام میدادند و از اطرافیان میپرسیدند كه: «آقاسیدعلی چطورند؟»
پیامشان ساعت دو بعد از ظهر پخش شد. (منظور ۷ تیرماه هست)
دکتر میلانینیا رادیو را گذاشت بیخِ گوش آقا. آن موقع ایشان به هوش بودند؛ روح تازهای انگار در وجودشان دمید، جان گرفتند.