eitaa logo
تَمامِ مَن
91 دنبال‌کننده
651 عکس
126 ویدیو
1 فایل
تمامِ مَن در این وَطَن معنا می‌شود...🇮🇷 آیدی جهت ارتباط👇: @saeedi_59
مشاهده در ایتا
دانلود
تَمامِ مَن
الان چرا باید این ماشین مدل بالات رو اینجوری بچسبونی، که من نتونم در بیام.😭 البته میتونما ولی سر کل
سبحان‌الله.. تا این پیام رو گذاشتم صدای بلندِ "آقا! آقا!" گفتن یکی رو شنیدیم، انقدر بنده خدا داد زد و جواب نگرفت که سرگردوندیم ببنیم این آقاهه کیه که جواب نمیده؟! تا یهو نوا به "خانم! خانم!" گفتن تغییر کرد. نگو صاحب ماشین مذکوره که داخل رو نمی‌دید و فکر می‌کرد من یه آقاام 😂 طبیعتا منم چون آقا نبودم توجهی به این صدا کردنا نداشتم. 😌 خلاصه که فکر کنم فهمید پشت سرش حرف زدم انگار موش رو آتیش زده باشی، پیداش شد و کار به فروش کلیه نکشید.
میشه بین دعاهاتون اسم منم ببرین؟ ❤️
کریمی که آوردَت از نیست هست عجب گر بیفتی نگیردت دست اگر بنده‌ای دست حاجت بر آر و گر شرمسار آب حسرت ببار نیامد بر این در کسی عذر خواه که سیل ندامت نَشُستش گناه نریزد خدای آبروی کسی که ریزد گناه آب چشمش بسی بوستان، باب نهم، حکایت
ساعات مهمی رو داریم زیست می‌کنیم، راحت از دستمون نره...
دعا برای غیر، یعنی افراد دیگه غیر از خودتون خیلی سفارش شده. از اونجایی که من، غیرِ شما حساب میشم برای من دعا کنید ثوابتونم بیشتر میشه 🌱 😇
جهان که لطف ندارد بگو نجف چه‌خبر؟ 💔
وَ حَفِظْتَنِی فِی الْمَهْدِ طِفْلاً صَبِیّاً در حال کودکی و خردسالی در میان گهواره نگهداری‌ام نمودی
یَا عُدَّتِی فِی شِدَّتِی (ای توشه‌ام در سختی‌ها) یَا صاحِبِی فِی وَحْدَتِی (ای همراهم در تنهایی) یَا غِیاثِی فِی کُرْبَتِی (ای فریادرسم در گرفتاری‌ها) یَا وَلِیِّی فِی نِعْمَتِی (ای سرپرستم در نعمت‌ها)
یَا مَنْ هَدانِی لِلْإِیمانِ (ای که به ایمان هدایتم نمود)
اللّٰهُمَّ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلالِ🌱 (خدایا از روزی حلالت بر من وسعت ده) وَ عافِنِی فِی بَدَنِی وَدِینِی (و در تن و دینم سلامت کامل بخش) وَ آمِنْ خَوْفِی (و ترسم را امان ده) وَ أَعْتِقْ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ (و وجودم را از آتش آزاد کن)
کی میگه داغ سرد میشه؟ تا آخر عمر یه تیکه از قلب آدم که متعلق به عزیزش بوده خالی میمونه و هیچوقتم پر نمیشه!
تَمامِ مَن
کی میگه داغ سرد میشه؟ تا آخر عمر یه تیکه از قلب آدم که متعلق به عزیزش بوده خالی میمونه و هیچوقتم پر
امروز دعا رو کنار مادر شهیده طاهری بودم، با هر بند دعا و روضه این مادر زجه زد و از داغ دخترش دم میزد. حالم از این بهم میخورد که بیقراری یه مادر رو میبینم ولی کاری غیر از نوازش و دست روی شونه گذاشتن از دستم برنمیاد. دلم میخواست زمین دهن باز میکرد و منو می‌بلعید تا اینجوری شرمنده نباشم. ذهنم همش پیش مادرمون حضرت زهرا بود که چی کشیدن وقتی اون همه بی‌حرمتی به جگر گوشه‌شون رو دیدن.