eitaa logo
ت‌َمسُک -
2.2هزار دنبال‌کننده
51 عکس
6 ویدیو
0 فایل
رجاء ؛ - [ نجف به رقص درآرد مرا به رَغم کسالت . ]
مشاهده در ایتا
دانلود
پای ِهر زخمی که میخوردی حسن می‌گفت : ای وای ، بر سر ِتو آمده امروز زهرا چندبار . .
[قاسم پسر حسن] حسن بن علی در همهٔ مدینه شهره به زیبایی است. بلندقامت و پهن‌شانه. با ریش‌های پرپشت و چشمانی درشت. مردم برای تماشای چهره او اطرافش جمع می‌شوند. مردان گاه دخترانشان را برای ازدواج به او عرضه می‌کنند. چشم همه شهر، از مرد و زن خیره به جمال اوست و دشمنانش حتی، محو این همه زیبایی‌اند. حسن به چیز دیگری هم اما شهره است. به شمشیرگردانی‌های خیره‌کننده و تاختن‌های بسیار در جنگ‌. در جمل شیر غرّانی بود. غبار سم اسبش، تمام صحنه را تیره کرد. یکه و تنها به قلب سیاههٔ سپاه دشمن رفت و شتر فتنه را پی کرد. شالوده سپاه ناکثین از هم پاشید. آن زیبایی فوق‌النهایه و آن شمشیرچرخانی بی‌نظیر دندان‌قروچه‌ شد، کینه‌ شد، حقد شد و نشست توی دل کریه‌المنظرهای حسود شکست‌خورده. پسری سیزده ساله، کشیده و استخوانی، سیاه‌چشم و پهن‌شانه با صورتی سپید و درخشان از خیمه بیرون می‌جهد. در غایت زیبایی. ماه‌پاره. وَ کانَ وَجهه کَفلقَة القَمر. سوار بر اسب در میانه میدان، شمشیر می‌گرداند و حریف می‌طلبد. شمشیر می‌گرداند و فریاد می‌کند. منم قاسم پسر حسن! همهمه در سپاه کفر می‌افتد. حسن. حسن. صدای هزاران «سین» از تلفظ اسم حسن در سپاه می‌پیچد. دندان‌قروچه می‌شوند. کینه‌ها و حقدها باز زنده می‌شود. کریه‌المنظرهای حسود، بدنظرهای پلید چشم دیدن جوانک را ندارند. پس زخم به صورتش می‌زنند. باز شق‌القمر. و می‌دانند که او بعد از پدر، شیرینی دل بنی‌هاشم است. پس کندوکندو می‌کنندش. گویی که ظرفی عسل در میان میدان شکسته. گویی که انتقام شیری دلیر را از غزالی جوان می‌گیرند. ق ا س م. پسر حسن! «مهدی مولایی» @m_molaie110
ء داماد ِدشت ِخون شدی ای غنچه‌ء حسن . .
ء چشمانم مکدر شده یا تو ، مکرر شده ای علی ؟ . .
هدایت شده از ت‌َمسُک -
چون علی اکبر مرا هم در عبا جمع کن ، زخم های ِمختلف را این پریشانی بس است ..
ء بود استاد ِتو در کرامت حسن . .
ت‌َمسُک -
کل ِروضهء علی اکبر . .
هدایت شده از هیهآت ؛
زندگی هردومان تمام شد ، تو درآغوش خاک ، من در آغوش غمت . .
هدایت شده از ا؏ـمآق؛
قرار بود ماه ِبعد تو لباس‌عروس ببینمت‌.. ولی چرا برای کفَـنت تربـت آوردم؟
هدایت شده از تورکآی -
ردیف‌۱۳۳/شب تاسوعا.. چه زیبا خرید تورو عباس عزیزترینم..
[ کفن‌که دست مرا بَست دست‌ِتو باز است و دستِ باز تو یعنی بیا در آغوشم .. ] ادمین چنل تمسُک ؛ خانوم «ری‌حاٰن» شب تاسوعا دراثر سانحه تصادف مهمان آسمانی حضرت عباس‌ع شدند(: اگر مقدوره فاتحه‌ای برای روح ِپاک این نوعروس از دست‌رفته قرائت کنید ..