|•تَنَفُسـ•|
بگیر از لب داغم دو بیت بوسهی ناب همیشه شعر سرودن که واژه چیدن نیست!
برای من قفس از بازوان خویش بساز
که از چنین قفسی میل پر کشیدن نیست!
|•تَنَفُسـ•|
برای من قفس از بازوان خویش بساز که از چنین قفسی میل پر کشیدن نیست!
تو آسمان منی؛ جز پناه آغوشت
برای بال و پر وسعت پریدن نیست!
پرسیدند: چگونه در میانِ شلوغی
او را پیدا کردی؟
گفتم کدام شلوغی؟
من غیر او کسی را ندیدم!🌱