هدایت شده از لحظھاےآرامش
این بیت شعر یکی از قشنگ ترین تعریف هایی بود که از کارما شنیدم:
حالِ یک دل را اگر کردی خراب، آماده باش
اشکِ چشمِ دلشکسته، خانه ویران می کند.
دستورات خدا رو به بهانهی آزاد بودن خودش و سخت بودن اونا کنار گذاشته بود اما در کمال حیرت، دستورات شیطون و مو به مو اجرا کرده بود. شیطون کی بود؟ مخلوق خدا که هوس کرد، نه، فکر کرد که خدا باید حرف اونو بپذیره. خوب عبادت کرد اما خوب با نفسش مبارزه نکرد. توهم زد که خودش بیشتر و بهتر از خدا میفهمه. حالا هم میفهمه که داره چه بلایی سر ما میاره. این ما هستیم که چون توهم زدیم نمیفهمیم داریم چه بلایی سر خودمون میاریم!
دنیا مثه یه توپ گرده. میچرخه. دائم میچرخه. دنیا داره جلو میره. میچرخه و میره. منتظر من و توهم نمیمونه. یعنی طبق سنت و قانون خلقت میچرخه. میلیاردها انسان دارن زندگی میکنن و هر کس به سبک و سیاق خودش. خیلی کم انسانی پیدا میشه که به میل و اندیشه و قانون خدا، دنیاشو بگذرونه.
تو این دنیا اگه با سبک خدا جلو نری، هم خودت اذیت میشی، هم دیگران در کنارت اذیت میشن. اما این باعث نمیشه که تو به هم بریزی. کم بیاری. دیگران اگه خوب زندگی کنن اگه بد، اگه با خدا هماهنگ باشه اگه نباشه، تو باید درست زندگی کنی. نترس، خدا کفایتت میکنه و حواسش به من و تو هست. رنجی که میکشی رو میبینه، سختیهات و حساب میکنه. اون طرف معامله منصف است، حرف هایی که میشنوی، زخم زبانها، خون دل خوردنها ... همه و همه رو. زن سر خوندن نمازش، حجابش، آرایش نکردنش برای چشمانی که خدا محرم ندانسته، سر با حیا بودنش و مرد سره غیرتمندی مسخره میشن اما ما خدا رو داریم و این یعنی همه رو داریم و غنی هستیم...
دشمن کارش مسخره کردنه؛ از نفس خودمون و شیطون تا گاهواره و فضای مجازی که به دست شیاطین انسانی اداره میشه، بیرحمانه ما رو به سمت نابودی و بدبختی میخونه. از اینا دوری کن. بندازشون بیرون از حریم خدا و خودت تا لذت لبخند الهی رو بچشی!
مِن شَرِّ الوَسواسِ الخَنّاس... الذی یُوَسوِسُ فی صُدورِ النّاس...
خناس و خبیث بود شیطون و بدخت میشد اونی که به حرف شیطون عمل میکرد. شیطونی که خودش هم قبول داشت بیچاره اس و خودش لبخند کریهی میزد به صورت کسایی که به او اقتدا میکردن و قید خالقشون و میزدن. شیطونی که سر و سینهها رو پز از وسوسههای وحشتناک میکرد!.